به گزارش خبرگزاری بسیج بوشهر؛ شهیدان کجایید؟ کجایید تا خاطره فداکاریهایتان زنگار از آینه وجودمان پاک کند. کجایید تا به ما بفهمانید خدا به همه کسی لیاقت شهادت نمی دهد. خداوند بندگانش را گلچین می کند و بهترین ها را به عرش می برد تا آنان دیگر در میان گنهکاران این دنیای خاکی تنفس نکنند و به جایی که در خور شأنشان است، هجرت کنند.
با وجود این که آوازه جانفشانی شهید محمد حسین فهمیده به عنوان کم وسن و سال ترین نوجوان شهید در جبهه های رزم در کشور مطرح شد، اما در واقع باید کم سن و سال ترین شهید استان بوشهر را در روستای "دربان" از توابع شهرستان جم شناخت.
دانش آموز12 ساله، "شهید سید حسین صافی"، که در جبهه های جنگ، و در منطقه عملیاتی بستان، در تاریخ 60/9/9 کارنامه قبولی شهادتش را از حضرت حق دریافت کرد.
از خوبی های شهید صافی، اهالی روستای «دربان» و مردم شهرستان جم زیاد شنیده اند؛ از سخاوتش، شجاعتش و مظلومیتش. از مادر شهید نیز بسیار گفته اند؛ از صداقتش و از زحمتی که می کشد.
این مادر هر ساله با کاروان راهیان نور شهرستان جم به مناطق عملیاتی جنوب برای بستن عهد و پیمانی جدید با شهدا و ولایت می آید. من هم دنبال یک فرصت بودم تا از نزدیک این مادر بزرگوار را ببینم و پای صحبتهای دلنشین و زیبای وی بنشینم و گفتگویی داشته باشم.
با صدای لرزه مانندی که نشان از تحمل سالهای سختی و رنج دوران است، از فرزند شهیدش می گوید: سیدحسین فرزند اولم بود. روز ولادت مولایش اباعبدالله الحسین(ع) به دنیا آمد و در روز سوم ماه محرم در جبهه، در رکاب مولایش در عملیات بستان به راه سیدالشهدا رفت. از فرزندانم 4دختر و 6پسر دارم که همگی ازدواج کرده اند .
زلیخا صالحی مادر شهید صافی در بیان خصوصیات فرزند شهیدش می گوید: رفتارش با مردم روستا بسیار خوب بود. همیشه سعی می کرد به همه کمک کند. برای پیرمردها و پیرزنها احترام خاصی قایل بود. به من و پدرش خیلی احترام می گذاشت. از شش سالگی مقید به احکام و نماز و روزه بود و مرتب قرآن می خواند. کلاس پنجم بود که عضو بسیج شد، خیلی دوست داشت به جبهه برود، بالاخره سن12سالگی که رسید، سال 60 بود که به جبهه آبادان اعزام شد. با آن سن کمی که داشت خیلی برایم سخت بود که به جبهه برود حتی بهش گفتم که برای رفتن باید از پدرت اجازه بگیری و او این کار را کرد و موقع خداحافظی در آغوشش گرفتم با ناراحتی گفت مادر گریه نکن، همه به جبهه می روند.
صحبت که به اینجا کشیده شد مادر شهید از احساسش در لحظه ای که خبر شهادت پسرش را به او دادند می گوید: یک طورهایی به من الهام شده بود که برای آخرین بار با من خداحافظی می کند، یادم می آید عکسی از سیدحسین در زمانی که به مدرسه می رفت و کلاس پنجم بود، روی دیوار اتاق نصب شده بود، و یک عکس هم از امام خمینی(ره) در کنار عکس پسرم گذاشته بودم. هنوز دو سه روزی از آخرین باری که به جبهه رفته بود، نگذشته بود که یک شب در عالم رویا دیدم عکس پسرم روی قاب عکس امام(ره) نقش بسته است باورش برایم سخت بود؛ متوجه شدم فرزندم حالا فرزند روح الله شده و به شهادت می رسد.
مادر شهید ادامه می دهد: شاید باور نکنید، درست همان روز شهیدان را آوردند و زن همسایه مان به خانه ما آمد و گفت: 4شهید آورده اند، به نظر می رسد فرزندت سیدحسین هم میان آنها باشد؛ فرصتی نداشتم آنچه را که به من الهام شده بود، در واقعیت دیدم؛ به کنار جنازه شهدا که رسیدم فرزندم سیدحسین را میان آنها نظاره کردم. وقتی او را در آن حال دیدم از اینکه خداوند هدیه ناقابل مرا قبول کرده بود خوشحال شدم. برای ما او همیشه زنده است و هیچ وقت احساس نمی کنیم که او را از دست داده ایم. او تا وقتی که زنده بود تمام احکام دینی را به جا می آورد و وقتی امام(ره) دستور شرکت در جنگ را دادند قاطعانه سعی داشت که به جبهه برود ...
خانم صالحی برکت خون شهدا و بستن عهد و پیمان با شهدا و ولایت را دلیل حضور خود در اردوهای راهیان نور بیان میکند.
وی خطاب به جوانان و مردم میگوید: ادامه دهنده راه شهدا، پیرو خط رهبر باشید که پیروی از خط رهبری توصیه تمام شهیدان است.ما هم همین راه شهیدان را ادامه میدهیم .
مادر شهید با بیان این مطلب که دشمنان متوجه شدند و با مواد مخدر و شبکه های ماهواره ای در خانه ها نفوذ کردند افزود: جوانان خیلی هوشیار باشید که دشمن فریبتان ندهد خواهش میکنم پیرو رهبری باشید اگر رهبر یک قدم به جلو برداشتند جوانان صد قدم همراه و پشت سر رهبر حرکت کنند.