به گزارش سرویس بسیج مساجد و محلات
خبرگزاری بسیج: عشق و ارادت به اهل بیت(ع) و فرزندان آنها در دل مردم ایران زمین موج میزند و مردم این دیار وابستگی خاصی حتی به نوادگان آنها دارند و این خلوص نیت و اوج ارادت درونی را میتوان به اشکال مختلفی در قلوب پاک مردم این سرزمین کهن بویژه جوانان که دارای اعتقادات قوی مذهبی هستند مشاهده کرد.
یکی از این اهل بیت(ع) که مردم ایران سعادت دارند آرامگاه ایشان خانه امید و حج فقرایشان باشد شمس الشموس علی ابن موسی الرضا(ع)است که هر کسی که از همه جا ناامید شده و دیگر راهی برایش باقی نمانده است به انجا می رود تا مشکلش با گوشه نگاهی از سوی این امام رئوف حل شود.
بسیاری از کسانی که بیمار دارند و یا خودشان مریض هستند و از نظر پزشکان دیگر امیدی به شفای آنها وجود ندارد به پابوس این امام همام می روند و با اشک و زاری و التماس از آقا می خواهند که شفا پیدا کنند و این امام هم آن قدر مهربان و بخشنده هستند که معمولا در صورت اذن الهی دست رد بر سینه کسی نمی زنند.
چندی پیش قبل از عید امسال دختری که در روستای محمود آباد شهر قیدار از توابع بخش مرکزی شهرستان خدابنده زندگی می کرد و از مربیان خوب شجره طیبه صالحین حوزه خدیجه کبری(س)بسیج خواهران قیدار بود متوجه سردرد عجیبی می شود و ناگهان بر زمین می افتد و بیهوش می شود.
خانواده وی با عجله او را به بیمارستان حضرت امیر المومنین(ع) شهر قیدار می رسانند ولی وقتی که از تشخیص پزشکان آنجا نا امید می شوند او را به بیمارستان آیت اله موسوی زنجان می برند و وی دو هفته در کما می رود و پزشکان از وی قطع امید می کنند و به خانواده او می گویند که او تقریبا مرده است و احتمال دو درصد وجود دارد که زنده بماند.
این دختر عشق و ارادت خاصی به اهل بیت(ع) و بویژه امام رضا(ع)دارد و در خانواده هم به پدر و مادر خود احترام بسیاری می گذارد و همیشه سعی دارد که گره ای از مشکلات دوستان خود باز کند و از سیره اهل بیت(ع) در حلقه سر گروههای خود سخن می گوید.
پزشک این دختر که می خواست برای سفر کاری خود به خارج از کشور برود صرفا بخاطر این که این بیمارش جوان است و یک حسی در درون او می گوید که به آن سفر نرود به بیمارستان می آید تا او راعمل کند و از نزدیک در جریان وضعیت او قرار بگیرد.
این دختر جوان وقتی که پس از عمل جراحی به هوش می آید می گوید: "من در مشهد در حال زیارت بودم و سپس در بیابانی وارد شدم که ناگهان متوجه شدم سرم دو نیمه شد آن گاه امام رضا(ع) به سوی من آمدند و دستی بر سرم کشیدند".
مادر این دختر گفت: این زمانی که دخترم تعریف می کند این اتفاق برایش افتاده است دقیقا همان زمانی است که پزشکان در حال جراحی سر او بودند و به لطف خداوند و از کرم امام رضا(ع)حالم دختر رو به بهبودی است و کم کم دارد حرف می زند و دائما می گوید امام رضا امام رضا.
لازم به ذکر است که این دختر در سرش تومور مغزی وجود داشته است و خودش هم از آن اطلاعی نداشته است و به این طریق توسط امام رضا(ع)از مرگ نجات پیدا می کند و شفا می یابد.