در گزارش این مرکز آمده است که بررسی ابعاد، رویکردها و فرآیند سیاستگذاری، مدیریت و نقش متولیان بخش مسکن و شهرسازی و مدیریت شهری در ایران، نشان می دهد که در دهه های گذشته نوع به کارگیری اصول علمی، استفاده از تجارب موفق سایر کشورها، ثبات سیاستی و رویکردهای بایسته و منطبق بر کمیت و کیفیت شرایط فعلی و آتی بازار مسکن و شهرسازی و مدیریت شهری موفقیت لازم را نداشته است و غالبا با رویکردهای متفاوت در سنوات مختلف و ضعف مدیریت ها، اتلاف فرصت ها و انحراف هزینه ها و ضعف نقشآفرینی در کانون های جمعیتی و استان ها (و از جمله کلانشهرها) و در ابعاد مختلف تکالیف اساسنامه ای و قانونی همراه بوده است که موجبات مهاجرت، انباشتگی تقاضای مسکن، غیرموثر شدن تقاضای مسکن، عدم رعایت استانداردهای ساخت و ساز، توسعه ناموزون شهرها، مشکلات شهرنشینی، حاشیه نشینی و... را به وجود آورده اند و همواره ضمن بی توجهی به علل ریشه ای با معلولگرایی و عدم جامعیت نگرش ها و عدم دوراندیشی، با رویکردهای سطحی نگر و اعمال سلایق مدیریت ها تببین شده است.
در ادامه این گزارش آمده است که به نظر می رسد اگر چنین روالی ادامه داشته باشد، در آینده ای نه چندان دور، دولت های ملی و محلی و شهروندان با مشکلات لاینحل زندگی و حقوق شهروندی در ابعاد مسکن و شهرسازی و مدیریت شهری مواجه خواهند بود.