این اتهامات واهی از جانب مزدوران خودفروخته در مورد ایران عنوان میشود در حالی که جمهوری اسلامی ایران تنها کشوری بود که در زمان سقوط صدام و بعد از سقوط و دوران اشغال عراق و پس از اشغال صادقانه در کنار عراق ایستاد و همواره با کمکهای مادی و معنوی و کمکهای مستشاری بدون هیچ چشمداشتی به کمک ملت و دولت عراق شتافت در حالی که همه کشورهای همجوار و همسایه در آن دوران سخت عراق را تنها گذاشته و بعضاً هم شاهد شیطنتهایی از جانب آنها بودیم در دورانی که عراق به سختی نیاز به کمک و یاری برادران همزبانش بود همه کشورهای عربی از عراق روی برگردانده و تنها دلیلش این بود که همه آنها همپیمان اسرائیل غاصب بودند.
همچنین الطرفی تاکید کرد که افراد مغرض و خودفروخته، جمهوری اسلامی ایران که دارای 1200 کیلومتر مرز مشترک با عراق است و روابط اقتصادی و سیاسی شفاف با عراق دارد و برخی کشورها هر کمکی که ایران به عراق و ملت عراق کرده است را دخالت در امور داخلی عراق میدانند، ولی در مقابل جنایتهایی که عربستان سعودی در عراق مرتکب شده را نمیبینند.
در نهایت ایران کشور دوست و همسایه و دارای همه معاییر دوستی و شرافت میباشد و همیشه استقلال عراق را مد نظر داشتند و هنگامی که مستشاران نظامی جمهوری اسلامی ایران به عراق آمدند مورد استقبال ملت، دولت و نظامیان عراق قرار گرفتند و تمامی این سخنان از جمله ایران در امور داخلی عراق دخالت میکند و... یک بحث واهی و بیهود میباشد که باید به خاک سپرد.
متأسفانه سیاستمدارانی که بعد از سقوط صدام حکومت را در دست گرفتند به دنبال ایجاد و تشکیل احزاب همسوی خود بودند و اصلاً به ایجاد و تشکیل حکومت فکر نمیکردند.
همه مشکلاتی که عراق دچار آن شده همه و همه بعد از اشغال عراق توسط آمریکا و همپیماناش به وجود آمد که البته طبیعی بود چون در همه جهان اشغال کشوری به خودی خود آبستن حوادث گوناگون از جمله نا امنی، هرج و مرج و... میباشد که لازم بود بعد از همه آن مشکلات، گرفتاریها و اشغال عراق و 35 سال تحمل رنجها و مشقات فراوان ما دارای برنامهای مشخص و خط مشی مناسب برای اداره کشور بودیم که متأسفانه نداشتن برنامه و استراتژی مناسب بعد از خروج اشغالگران برای اداره کشور، عراق را به شرایطی که اکنون در آن قرار دارد، رسانده است.
بعد از سقوط نظام دیکتاتور صدام لازم بود که حداقل یک برنامه مدون برای آمادهسازی شهروندان عراقی برای زندگی و تجربهای جدید که با آن غریبه بودند تنظیم و اجرا شود که البته این موضوع خود ضامن یکی از مؤلفههای مهم و موفقیت حکومت جدید بود که متأسفانه صورت نگرفت و در نهایت تک تک شهروندان عراقی خود سیاستمدار شدند و در انتخابات مختلف و تدوین قانون اساسی مشارکت کردند در حالی که هیچ نوع آگاهی سیاسی نداشتند و متأسفانه رسیدیم به اینجایی که هستیم.
بیشتر سیاستمداران عراقی که حکومت را در دست گرفتند و به قدرت رسیدند ظاهراً هیچگونه برنامه و چشماندازی برای حکومت نداشتند و بیشتر به فکر ایجاد و تشکیل احزاب بوده و هستند تا دولت، که البته بین این دو مسئله تفاوت فاحشی وجود دارد و این تجربه منجر به از بین رفتن اعتماد بین ملت و دولت و ایجاد تفرقه و انزوا شده است.
در درجه اول فلوجه به عنوان رمز و نقطه قوت داعش به حساب میآمد در حالی که قبل از آن رمز و نقطه قوت اهل سنت بود که البته وجود نیروی مردمی شیعی داخل آن منطقه موجب بروز مشکلات و نگرانیهایی خواهد شد و شاید بعضیها به اشتباه اینگونه تعبیر کنند که این نیروها برای گرفتن انتقام و یا قتل و عامل اهل تسنن و... وارد فلوجه میشوند که این تفکر توهم محض است در حالی که حشد الشعبی یک نیروی مردمی (متشکل از همه اقوام عراقی) معتقد و با ایمان میباشند و برای مبارزه با تروریستهای جنایتکار و دفاع از جان و مال و ناموس این مرز و بوم تشکیل شده است. و من به همه اقوام عراقی شیعه، سنی، کرد و... هشدار میدهم که مراقب این برنامهریزی از سوی دشمنان باشند که هدفشان کاشتن بذر تفرقه در میان اقوام عراقی است وهمچنین اهل تسنن بدانند که داعشیها آنها را مرتد قلمداد میکنند پس بر همه ما واجب است که با هوشیاری کامل مراقب عملیات تفرقه افکنانه و موذیانه دشمنان و رسانههای وابسته به صهیونیسم (الجزیرة، العربیه و بعضی از شبکههای به ظاهر عراقی) و تروریستهای داعشی باشیم.
وی با اشاره به اینکه عراق در حال حاضر درگیر شدیدترین و بدترین جنگ تاریخ میباشد اذعان داشت: برخی رسانه ها با مطرح کردم موضوع آوارگان و موضوعات پیش پا افتاده مسئله تروریستهای داعشی را فراموش کرده و سعی در پاکسازی چهره داعش میکنند و همچنین سیاستمداران عراقی که خارج از عراق (اروپا، آمریکا و...) زندگی میکنند و سر در آخور آل سعود و صهیونیسم دارند و با وارد کردن اتهام به الحشد الشعبی، سعی در تفرقه افکنی دارند. آنها یک مشت خائن و وطن فروش هستند و اگر واقعاً دلشان برای عراق و ملت عراق میسوزد به عراق بیایند و در همان وضعیتی که ما و مردم عراق زندگی میکنیم (بیبرقی، بیآبی، گرمای شدید بالای 47 درجه سانتیگراد، نا امنی، جنگ و شهادت و...) زندگی کنند.
مسئله رهبری قاعدتاً در هر کشوری وجود دارد چه رهبری دینی و چه رهبری سیاسی یا هر دو با هم همانطور که در غرب رهبری سیاسی وجود دارد و واتیکان هم به عنوان رهبری دینی اما در عراق مسئله کاملاً متفاوت است در عراق رهبری دینی کاملاً برجسته و مشهود است که به وسیله مرجعیت دینی در نجف اشرف هدایت میشود اما متأسفانه حلقه گمشده عراق رهبری سیاسی است که تا به حال شکل نگرفته به این دلیل که تا کنون شخصیتی که واجد همه شرایط رهبری سیاسی باشد پا به عرصه نگذاشته البته ممکن است بعضی از شخصیتهای محترم وجود داشته باشند که تا حدودی واجد شرایط باشند اما همانطور که عرض کردم متأسفانه به دلیل رقابتهای بی جا در داخل و خارج از عراق و سنگینی جو تخریب شخصیتها از سوی مزدوران و خود فروختهها هنوز نتوانستهایم به این مهم دست پیدا کنیم.
ملت عراق مصمم به ایجاد ثبات و امنیت است و دلیل آن مقابله با تروریستهای داعش و آزادسازی فلوج است. آزادسازی فلوجه وضعیت سیاسی عراق را به دو قسمت قبل و بعد از آزادسازی تقسیم کرد که البته بعد از آزادسازی فلوجه ملت عراق متوجه شدند که فقط و فقط خودشان میتوانند به خوادشان کمک کنند.