در ادامه این روزنامه می نویسد:در ميان همه اينها، آنچه اين چند هفته رخ داد، يعني افشاي فيشهاي حقوقي برخي مسوولان از همه عجيبتر است. يكي از مهمترين مباحثي كه پس از برجام مطرح شد، عدم همكاري بانكهاي بزرگ جهاني با ايران و جلوگيري از اتصال ايران به سوييفت بود. براي چند هفته صحبت از اين مساله كه مخالف روح برجام بود به بحث اصلي كشور تبديل شد؛ تا اينكه بالاخره با همكاريهاي جان كري، كه به سبب آن لقب «بازارياب ايران» را گرفت و تلاشهاي وزارت خارجه و رييس بانك مركزي، اين مساله در آستانه حل شدن بود كه يك دفعه سونامي فيشهاي حقوقي به راه افتاد.
بجنوردی در ادامه استدلال های خود می نویسد: اما اتفاقي كه در اين كشور و در اين شرايط حساس افتاد، اين نبود. بلكه يك دفعه يك سونامي رسانهاي به راه افتاد كه نظام مديريت و بانكي كشور را عملا با بحران مواجه كرد. اين سونامي هم به مردم داخل كشور و هم به سرمايهگذاران جهاني القا كرد كه نظام بانكي ايران فاسد و غيرقابلاعتماد است. آگاهان با نظام سرمايهگذاري در جهان ميدانند كه سرمايهگذاران بزرگ و خوشنام جهاني به مساله فساد مالي بسيار حساس هستند و هرگز با نظامهايي كه در آنها احتمال فساد وجود دارد، همكاري نميكنند. به راستي آيا نميشد كه بدون القاي احساس ناامني اقتصادي در ايران به شيوهاي منطقي و بدون نگران كردن مردم و انداختن ترس در دل سرمايهگذاران جهاني، با مديران متخلف برخورد كرد و پول را به بيتالمال برگرداند؟به راستي نتيجه القاي همزمان احساس ناامني سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي در سطح كشور به مردم ايران و جهان و پوشش رسانهاي گسترده آن چه نتيجهاي دارد؟ آيا اين كارها نتيجهاي جز پيدايش احساس ناامني و ترس و نااميدي عمومي دارد؟ به قول رييس محترم جمهوري آيا با «دست لرزان و دل ترسان» ميتوان براي كشور خدمت كرد؟
اما نکته جالب نتیجه گیری دور از ذهن نویسنده از این استدلالات است که در در پایان می نویسد: از همه نيروهاي انقلاب و دوستداران كشور دعوت ميكنم كه به دقت پروژه ايجاد ناامني در ايران را كه توسط دشمنان خارجي و خارجنشين طراحي شده بررسي كنند و اجازه ندهند كه برخي دوستان ناآگاه و كمتجربه داخلي يا شايد دشمنان در لباس دوست با القاي تصويري ناامن از ايران، آب به آسياب دشمن بريزند. در اين شرايط حساس، وظيفه ملي ما حمايت از دولت روحاني و جلوگيري از حاشيهسازي براي آن است. دولتي كه بايد توطئههاي خارجي را در آن سطح و شدت خنثي كند و ايران پس از تحريم را دوباره بسازد، نبايد تمام توجهش معطوف حاشيهسازيهاي داخلي شود. عزيزان من مساله، ايران است نه اين گروه و آن گروه.