۱۳ / شهريور / ۱۴۰۵ - 04 September 2026
07:58
کد خبر : 8709984
۱۰:۵۷

۱۳۹۵/۰۴/۲۲
داستانی جالب از چادری شدن یک دختر بد حجاب؛

چادر سر کردنم را مدیون شهدای مدافع حرم هستم

به مناسبت رو عفاف و حجاب یکی از مخاطبین این پایگاه خبری داستانی از چادری شدن خود را برای ما ارسال کرده است که در ادامه می خوانید:




به گزارش خبرگزاری بسیج از دشتستان، سلام بر همه اهالی پایگاه خبری ناصرون، من "زهرا" 15 ساله از شهرهای استان تهران هستم و شما را دعوت می کنم که این مطلب را بخوانید:

27 بهمن ماه سال 94 یک اردوی گروهی برای من و دوستانم پیش آمد که باید به مشهد می رفتیم.

اسم یکی از صمیمی ترین دوستم در آمده بود ولی اسم من از روی بد شانسی جزو رزرو بود، من بعد از کلی پارتی بازی و سفارش کردن به این سفر همراه با دوستانم رفتم.بعد از رسیدنمان به مشهد من با خانم ...و نیلوفر ... توی یک اتاق افتادیم.

دروغ چرا!!! من اصلا راضی نبودم که با آنها در یک اتاق باشم چون اصلا حجابشان به من نمی خورد بخاطر اینکه من روسری ام را به زور روسرم نگه میداشتم ولی اونا همش چادر سرشان بود.

بعد از یک روز ما به یک همایش که در یک هتل برگزار می شد رفتیم ،داخل آن همایش راجب چند تا از شهدای مدافع حرم صحبت کردن، نمیدونم! چرا؟ ولی برام جالب بود خانم ... وقتی مشاهده کرد من دارم با دقت به اون حرفا گوش میدم شروع کردن به توضیح بیشتر راجب شهدای مدافع حرم.

این موضوع تموم شد ما برگشتیم به مرکز اقامتمان، همان دوست صمیمیم یهویی به شهدای مدافع حرم توهین کرد من خیلی عصبانی شدم اصلا سابقه نداشت من با آن دوستم دعوا کنم .

خانم ... در اتاق بود و دید که من چقدر  تحت تاثیر قرار گرفتم شروع کرد باهام صحبت کردن گفت تغییر کن تو میتونی!!! حجاب چیز خیلی خوبیه ولی خوب من اصلا تا حالا چادر سرم نکرده بودم تو خانواده ی من زیاد اعتقادی ...

خلاصه منی که اینستام همه عکسای بدون حجاب خودم بود مادر و پدرم هیچ وقت بهم نگفتند که جلوی اقوام حجابت رو رعایت کن و روسری سرت کن خیلی برام سخت بود که بخوام چادری بشوم .

شب آخری بود که ما در مشهد بودیم با خانم نیلوفر .... در صحن جامع حرم مشغول گوش دادن به  روضه سید محید بنی فاطمه بودم و داشتم  گریه کردم  و به نیلوفر گفتم: یعنی من من میتونم با شهدا هم عهد بشم؟ یعنی خانواده ام میتونن با حجابم کنار بیان؟ شهید رسول خلیلی و شهید محمد رضا دهقان منو به عنوان خواهرشون میپذیرن؟ ...

همان شب تو حرم آقا امام رضا من توبه کردم به خود امام رضا قول دادم مدافع چادر مادرم باشم همون شب تمام عکسای اینستام و پاک کردم ... الان چند ماه از ماجرای چادری شدن من میگذرد اما هنوز هیچ کس نتونسته درکش کنند حتی همه ی دوستام باهام قطع رابطه کردن گفتند پیشمان زشت است  با تو بیایم بیرون ولی نمی دانند که این چادر چه عزتی به داده است!!.

اولین چادر من را قبل رفتن به مشهد مادر بزرگم بهم داد بخاطر اینکه چادر نداشتم و داخل آن سفر همه چی دست به دست هم داد تا من افتخار پوشیدن چادر را به دوش بکشم و این را مدیون امام رضا(ع) و شهدای مدافع حرم و حضرت زهرا(س) هستم.

انتهای پیام/.

منبع: ناصرون


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید