سفری که به قول یکی از یادداشت های این روزها آقای استاندار آن را با سفر مقام معظم رهبری و آیت الله هاشمی رفسنجانی قیاس کرده اند که خود دلیل قیاس با این دو نوع سفر از دو جنس متفاوت جای بحث دارد.
به عنوان یک شهروند در این استان جا دارد که از تیم اجرایی استان پرسید که با چه امید و شوقی از این سفر به فتح الفتوح یاد می شود.
آیا جز این است که باید به حال خودمان تاسف بخوریم.
آیا نباید پرسید که دولت سفرهایش را بر چه اساسی تنظیم کرده است !؟
انگار این سفر ها بر اساس میزان محرومیت است یعنی هرچه محروم تر آخرتر البته در دولتی که در نگاه مشاور اعظم آن توسعه بر عدالت که بر همه چیز مقدم است و جهانی شدن امری اجتناب ناپذیر است، طبیعی است که سفرها بر اساس میزان توسعه یافتگی باشد.
حالا هر جایی که عقب مانده است خودشان باید عرضه داشته باشند و از محرومیت خارج شوند تا در لیست سفرهای دولت رتبه بالاتری کسب کنند.
البته هست از دلایل دیگر از جمله چماق و تعامل و لابی و هر چه که باید از نمایندگان پرسید...
استان ما در کجای معادلات شما بود...
از نبود زیرساخت و پروژه و ایجاد شغل و هر آنچه که لایق استانی که 30 درصد منابع انرژی را دراختیار دارد که هیچ..
کاش کمی انصاف و واقع گویی و حال دل مردم را بر جوسازی سیاسی جولان حزبی و خودنمایی و خودشیرینی برای مردان دولت ترجیح دهیم.
این جمله آخر خطابش به آقایان نماینده محترم و تیم اجرایی دولت در استان است.