به گزارش سرویس بسیج جامعه پزشکی خبرگزاری بسیج، در برخی از خبرگزاریها خبر ایجاد محدودیت سنی برای فیلم لانتوری تازهترین ساخته رضا درمیشیان، را مشاهده کردم؛ به همین علت بر آن شدیم که سایر خبرگزاریها را نیز بررسی کرده تا ببینیم آیا این خبری قطعی و صحیح است یا نه؛ چرا که اینگونه خبرها در سینمای ایران بسیار کم است؛ درجه بندی و محدودیت سنی در سینمای ایران تقریبا یک مقوله فراموش شده است و در این موارد احترامی به مخاطبان و تماشاگران فیلمها گذاشته نمیشود.
جالب است بدانیم درجهبندي سني براي نمايش فيلمهاي سينمايي از سالها پيش در دنيا آغاز شده است؛ ترويج برخي مسايل غيراخلاقي حتي رعايت نشدن بعضي از اصول کلي در فيلمهاي هاليوودي، مجلس آمريکا را وادار کرد تا قانون سانسور را تدوين کند؛ در سال 1907 ميلادي نيز برخي از مسوولان شهر شيکاگو، ليستي از فيلمها و تئاترهايي که نبايد براي کودکان نشان داده ميشد را تهيه کردند و تقريبا از سال 1930 ميلادي بود که قوانيني در آمريکا و اروپا به تصويب رسيد که سن خاصي را براي تماشاي فيلم مطرح ميکرد؛ مثلا افراد زير 19 سال اجازه ديدن بعضي از فيلمها را نداشتند؛ حدود سال 1968 قانون ردهبندي مدرن فيلمهاي سينمايي وضع و ارسال آن به صورت بخشنامه به تمامي کمپانيهاي فيلمسازي آغاز شد.
البته بحث درجهبندي يک فيلم سينمايي براي اولين بار در ايران در زمان نمايش فيلم «مصايب شيرين» ساخته عليرضا داوودنژاد، مطرح شد و با اينکه هنگام اکران فيلم عنوان شد که تماشاي آن براي افراد زير ۱۸ سال ممنوع است اما اين موضوع هيچوقت حالت رسمي به خود نگرفت و به صورت يک دستورالعمل لازمالاجرا ابلاغ نشد که البته به نظر بسیاری از کارشناسان سینما اگر هم ابلاغ ميشد، همچنان اجرا شدن آن با مشکل مواجه بود.
مسلما این قانون در تمام دنیا به صورت صددرصد اجرا نمیشود چرا که در تمام کشور های دنیا هستند کسانی که به برخی از قوانین بی اعتنا هستند، اما این مطلب باعث نمی شود که ما نیز کلا به چنین قانون مهم و تاثیرگزاری بی تفاوت باشیم و هر صحنه و مطلبی را را بی پرده و با صراحت روی پرده بیاوریم و اگر هم آورده ایم نسبت به تماشاچی آن بی تفاوت باشیم و هر گروه سنی را برای دیدن این اثر دعوت کنیم.
امروز با مشاهده خبر محدودیت سنی برای فیلم لانتوری درمیشیان خوشحال شدم و معتقدم یکی از راه های جهانی شدن سینمای ایران همین تصمیم های تاثیر گزار است، چرا که حداقل با این تصمیم و مشابه آن میتوانیم به دنیا بگوییم که ما نیز به روان مخاطب و تماشاچی سینمای خودمان ارزش قائلیم.
نقد فنی فیلم لانتوری را بر عهده اهلش میگذاریم و به بیان مطالبی میپردازیم که ممکن بود در صورت عدم تصمیم بر ایجاد محدودیت سنی برای این فیلم، مشکلاتی را بوجود آورد؛ البته لازم است که بگویم که اجرای این تصمیم و محدودیت سنی به صورت مطلق از مضرات صحنه های صریح و خشونت بار این اثر سینمایی نخواهد کاست و به طور کلی از حجم تاثیر بد آن کم خواهد کرد که همین نیز جای شکر دارد.
در زمان اولین اکران این اثر در جشنواره ی فجر بسیاری از کارشناسان سینما پس از تماشای این فیلم ابراز نگرانی کردند که آیا این صحنه ها با چنین شدت نمایش خشونت و صحنه های چندش آور سوختگی ناشی از اسیدپاشی چه تبعاتی می تواند برای مخاطبین خود داشته باشد.
باتوجه به اینکه موضوعی که این فیلم دنبال میکند حقیقتی است که جامعه ی ما در برخی مواقع دچار آن میشود نمیتوان گفت که کلا چنین مشکلی وجود ندارد اما، قصهی فیلم به گونهای است که علاوه بر نقد تکنیکی و فنی آن باید نگاه جامعه شناسانه و مهمتر اینکه جنبهی نگاه روانشناسانه نیز به این اثر سینمایی داشته باشیم.
لانتوری از نظر من فقط یک اثر سینمایی نیست و نباید فقط از زبان سینما در موردش حرف زد و همانطور که اشاره کردم باید زاویهی نگاهمان را به جنبههای روانشناختی این اثر نیز برگردانیم؛ زاویهای که نه تنها به علل وقوع چنین حوادثی میپردازد بلکه به این مطلب نیز نگاهی بیندازیم که نمایش این صحنه ها آن هم روی پرده سینما تاثیر مثبت خواهد داشت یا نه.
جنبهای که ما به آن پرداختهایم همین مطلب است که نمایش صریح و بیپرده این مشکلات برای مخاطبان بی هیچ محدودیتی چه تاثیراتی خواهد داشت.
کارگردان این اثر آسیب اجتماعی اسیدپاشی را به گونهای عریان و بی پرده نمایش داده است که این نگرانی را بوجود میآورد که نمایش چنین اثری که درباره عبرت از یک آسیب اجتماعی و انزجار از آن است خود باعث ایجاد یک آسیب دیگر نشود! البته ناگفته نماند که این نگرانی قبل از تصمیم محدودیت سنی برای این فیلم بسیار بود و اکنون کم تر شده است.
چهره خشونت کاملا عریان نمایش داده شده است
درمیشیان در برخی از صحنه های این فیلم چهره خشونت را به گونه ای عریان نمایش می دهد که روان مخاطب "خاص" سینما را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد، مخاطبی که شناخت نسبی نسبت به فیلم و فیلمنامه و آثار قبلی این کارگردان داشته و می داند که صراحت یکی از مشخصات آثار درمیشیان است؛ با این وجود آیا نگرانی در مورد مخاطبین عام سینما که با اکران عمومی و با توجه به هیاهوی تبلیغاتی این اثر برای تماشای لانتوری به سینما خواهند رفت بجا نیست!؟
تخریب روان مخاطب با عبرت گرفتن از یک آسیب اجتماعی
نمایش به شدت تکان دهنده و تاثیرگزار با گریم بسیار واقعی و هنرمندانه نزدیک به واقعیت که ذهن تماشاگر را مخدوش می کند، ناخودآگاه و حتی خودآگاه مخاطبین و تماشاگران این اثر را تحت تاثیر قرار خواهد داد، به گونه ای که ذهن مخاطب همچنان روز ها و شاید ماه ها بعد از تماشای این اثر تحت تاثیر صحنه های تکان دهنده ی فیلم خواهد بود که البته نظر کارگردان عبرت از یک آسیب اجتماعی است اما نگرانی از تاثیر بد این صحنه ها بر روان تماشاگرو مخاطبی که برای تفریح به سینما رفته چه می شود!؟
صحنههای اسیدپاشی بسیار دلخراش است
جالب اینجاست که درمیشیان ابائی از نمایش صحنه های تلخ ندارد و به راحتی صورت اسید پاشی شده را بسیار رقت انگیز و چندش آور نمایش می دهد و تنها نقطه ی امیدوار کننده در این فیلم را همین تصمیم محدودیت سنی می توان شمرد.
در هر صورت هر چه اعمال اين درجهبندي سني در مورد آثار سینمای ایران زودتر انجام شود و خانوادهها زودتر آموزش ببينند بهتر است زيرا نوجوانان ما داراي شخصيت ژلاتيني هستند که به راحتي تحت تاثير صحنههاي مختلف قرار ميگيرند و دست به الگوبرداري ميزنند و اين وظيفه ما و سینماگران عزیز است که اين الگوبرداريها را به الگوبرداريهاي مثبت و سازنده تبديل کنیم.
نمایش «لانتورى» در مرداد ماه به سرگروهی سینما آفریقا آغاز خواهد شد؛ «لانتوری» سومین فیلم رضا درمیشیان پس از فیلمهای "عصبانی نیستم" و" بغض" است.
لانتوری داستانی عاشقانه است که در آن باران کوثری، نوید محمدزاده ، مهدی کوشکی و بهرام افشاری نقش اعضای گروه "لانتوری" را ایفا کردهاند.
مریم پالیزبان نقش اصلی زن این فیلم است و رضا بهبودی ، بهناز جعفری، فاطمه نقوی، پریوش نظریه، نادر فلاح، اردشیر رستمی، حسین پاکدل، بهرنگ علوی، ستاره پسیانی، سیاوش چراغی پور، کاظم سیاحی، سجاد تابش، یسنا میرطهماسب، وحید قاضی زاهدی، هادی احمدی، شهریار فرد، امیر حسین طاهری، امیر رضا رنجبران، میثم نوروزی، علیرضا خاتمی، رضا رباط جزی و... از بازیگران «لانتوری» هستند.