۱۷ / شهريور / ۱۴۰۵ - 08 September 2026
00:17
کد خبر : 8723504
۱۰:۵۵

۱۳۹۵/۰۵/۱۷
یادداشتی از مسئول سیاسی بسیج دانشجویی استان البرز؛

نگاهی به اعلامیه حقوق بشر و مقایسه آن با حقوق اسلامی

برای بررسی و روشنگری در مباحث علوم انسانی ابتدا باید به تعریف واژه ها و اصطلاحات پرداخت تا از ابهام و کلی گویی پرهیز شده و نقاط اشتراک و افتراق خود با دیگران معین گردد.

به گزارش سرویس بسیج دانشجوییخبرگزاری بسیج،مسئول سیاسی بسیج دانشجویی استان البرز به مناسبت روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی، نوشت:حقوق جمع حق و به معنای آنچه که شایسته و بایسته ی یک فرد می باشد. مراد از بشر هم که انسان به ماهو انسان بوده و وضوح و مبرهن بودن مفهوم, آن را از تعریف باز می دارد. منظور از حقوق بشر در واقع مجموعه حقوقی است که انسان ها صرف انسان بودن از آن برخوردار دارند. مانند حق حیات، آزادی، امنیت و ...

از لحاظ مفهومی حقوق بشر به معنایی که در بالا ذکر شد, از قرن هفدهم رایج شد, اما آنچه که امروزه در ذهن همه با شنیدن این واژه  متبادر می شود، اعلامیه 30 ماده ای مصوب سازمان ملل در سال (1948) میلادی است که تحت عنوان " اعلامیه حقوق بشر " مطرح می باشد. در این نوشتار سعی داریم به صورت گذرا به بررسی بخش هایی از این اعلامیه و تطبیق آن با تفکر اسلامی بپردازیم.
 
قبل از ورود به بررسی موادی از اعلامیه حقوق بشر، ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که چالش اساسی و مهم ما با اندیشه های غرب, در مبانی و ریشه تفکر ماست. تفکر و تمدن امروز غرب و میوه های آن از جمله حقوق بشر مبتنی بر اندیشه اومانیسم و ماتریالیسم است. یعنی انسان محور و ماده گرا. در این تفکر انسان مادی، محور و مدار همه چیز است و این انسان معیار سنجش و تعیین سایر مسائل و پدیده ها می گردد. یعنی او در مرکز عالم قرار دارد و همه چیز حتی خداوند و پرستش هم، ذیل انسان تعریف می شود.

اما تفکر دینی ما ( منظور دین مبین اسلام است) خدا محور باشد یعنی خداوند محور و مرکز کل عالم بوده و همه کائنات از جمله انسان ، مخلوق او و در ذیل وجود باریتعالی شکل گرفته و معنا می شوند. لذا این تفاوت مبنایی فکری و اصولی در همه زمینه ها ظهور یافته و به مثابه دو خط موازی بوده که هر قدر هم ادامه یابد اتصال پیدا نمی کنند. از این رو افتراق اساسی در نظر و عمل بین ما و  غرب ایجاد می کند. لذا حقوق بشر (و قوانین این اعلامیه، زیرا حقوق با قانون سر و کار دارد) هم که زائیده این اندیشه است، از این اختلاف مستثنی نیست. مثلا متفکران غربی قانونی را معتبر می دانند که وفق خواسته های انسان و امیال او باشد از این رو منشا اعتبار قانون , خواسته ها و امیال مردم است. اما در نگاه اسلام قانون معتبر و صحیح قانونی است که خداوند وضع کرده  و از طریق وحی به ما رسیده باشد.
 
 
با توجه به مقدمه بالا نکاتی از این اعلامیه را ذکر می کنیم:
  1. در ماه یک اعلامیه آمده (( تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند )). در این عبارت می توان به وضوح تفکر اومانیستی و مادی غربی را مشاهده نمود زیرا عبارت born به معنای به دنیا آمدن، زاده شدن به کار رفته است و چیزی از خلقت مشاهده نمی شود. در حالی که دین تفکر ما می گوید همه چیز از جمله انسان مخلوق خداوند است. (( إن الله خالق علی کل شیء )) یعنی با نگاه دینی باید بیان شود که تمام افراد بشر آزاد آفریده می شوند.
  2. ایراد وارده دیگر به این اعلامیه ابتنای آن بر اصالت فرد  و تساوی حقوق همه افراد می باشد. در ماده 1 آمده: ((همه افراد بشر آزاد با حیثیت و حقوق یکسان به دنیا می آیند.....)) در حالی که در اسلام همه افراد از حقوق یکسان بر خوردار نیستند و حقوق افراد با توجه به موارد مختلف از جمله جنسیت آنان، متفاوت می باشد. حقوقی که برای زنان و مردان مسلمان به صورت مجزا و با توجه به وجود متفاوت آنان برای هر کدام فرض شده است، این گزاره مادی حقوق بشری را زیر سؤال می برد.
  3. ماده 16 اعلامیه : الف / زن و مرد وقتی به سن ازدواج برسند می توانند بدون هیچ قید نژادی، ملی و دینی ازدواج کنند و خانواده بنیاد گذارند.   ب / عقد ازدواج جز با رضایی آزادانه همسران آینده قانونی نیست.   در قرآن کریم آیات صریحی پیرامون ازدواج زن و مرد مسلمان وجود دارد که مسلمین را از ازدواج با مشرکین منع می کند و زن مؤمنه را برای مرد مؤمن توصیه می کند. سوره بقره آیه 121 : ((وَلاَ تَنكِحُواْ الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ .... وَلاَ تُنكِحُواْ الْمُشِرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُواْ ...  / و با زنان مشرک و بت‏پرست، تا ايمان نياورده‏اند، ازدواج نکنيد! ... و زنان خود را به ازدواج مردان بت‏پرست، تا ايمان نياورده‏اند، در نياوريد...)).  در منابع حدیثی ما نیز از موارد مهم توصیه شده در امر ازدواج مسئله هم کفو بودن است . از جمله مصادیق هم کفو بودن هم داشتن دین، مذهب، زبان، نژاد و ... مشترک است. همچنین در بند ب مشروعیت ازدواج را رضای طرفین ذکر می کند در حالی که اسلام برای ازدواج دختر، علاوه بر رضای خود او اذن پدر یا جد پدری را لازم می داند. یعنی اینکه دختر در امر ازدواج باید مأذون باشد. در مورد بند ب باید گفت که فقط رضایت طرفین در امر ازدواج کفایت نمی کند بلکه برای مشروعیت یافتن عقد دو نفر حتما باید صیغه نکاح به صورت کامل و صحیح خوانده شود و دختر مأذون از پدر خود را به عقد نکاح پسر درآورد.
  4. در مواد 18و 19 اعلامیه به آزادی افراد در انتخاب عقیده و دین و انتشار و تبلیغ آزاد آن اشاره شده است. در این مورد اگرچه در شریعت ما ( لااکراه فی الدین ) آمده ، اما اجازه تبلیغ و انتشار هر عقیده و دینی را نمی دهد , هدف اصلی و والای اسلام، سعادت بشر و رساندن او به کمال مطلوب می باشد. لذا برای اعتلای فکر و اندیشه او در جهت نیل به این هدف متعالی، اجازه ترویج هر آئین، تفکر و مسلکی را نمی دهد. اصل امر به معروف و نهی از منکر دقیقاً بیانگر همین قضیه است. فرد مسلمان مؤمن باید خوبی ها و نیکی ها را ترویج کرده و با زشتی ها و پلیدی ها مقابله کند. امام حسین (علیه السلام) هدف از قیامشان را امر به معروف و نهی از منکر بیان داشتند.  ترویج هر نوع عقیده و تفکر یا دینی ( البته تعریف غربی ها از دین) در جامعه بر خلاف عقل سلیم می باشد امروز در کشور های غربی عقاید و تفکرانی مانند هم جنس بازی وجود دارد و ترویج می شود, آیا رواج این تفکرِ خلاف شأن و منزلت انسان , باید در جامعه گسترش یابد!؟ و یا تصور نماید عده ای پیدا شدند و معتقد بودند سرقت و یا کلاهبرداری یک شغل است و باید آن را محترم شمرد.آیا همین کشور های تهیه کننده این اعلامیه اجازه ترویج این تفکر و زیست آزاد پیروان آن را می دهند؟؟
 
 
مواردی که بیان شد نمونه ای از افتراق تفکر و اندیشه ما با غرب در حوزه حقوق بشر بود. دین مبین اسلام به عنوان دینی مترقی و کامل برای تمام بشر و تمام دوران ها، نگاهی ارزشمدارانه به انسان دارد. از بعد وجودی همه باهم برابرند. کرامت و ارزش هرکس به اندازه تقوای اوست.(إن أکرمکم عندالله اتقیکم). اما همین انسان های برابر با توجه به تفاوت های جسمی و روحی که با یکدیگر دارند، از حقوق متفاوتی برخوردارند که تمامی این حقوق نیز محترم شمرده شده و الزام به رعایت آن ها وجود دارد و بعضاً تخطی از آن ها با مجازات همراه می باشد.


لذا وجود این حقوق متعالی در اسلام که به مراتب قوی تر، پیشرفته تر و کل نگرتر از اعلامیه حقوق بشر است کشورهای اسلامی و ملل مسلمان را از پذیرش این اعلامیه بی نیاز می کند. ضمن استغنای مسلمانان، اختلاف ریشه ای و مبنایی این منشور با شریعت اسلام، ما را از پذیرش آن منع می کند. از این رو ((دولت هاي عضو سازمان کنفرانس اسلامي و با در نظر گرفتن عقيده توحيد ناب که ساختار اسلام بر پايه آن استوار شده است و براي تحقق اموري که در شريعت جاودان اسلامي آمده است ضمن تأکيد بر نقش تمدني و تاريخي امت اسلامي و به جهت ايفاي سهم خود در تلاشهاي بشري که مربوط به حقوق بشر است، / بخشی از مقدمه منشور حقوق بشر اسلامی )) منشور حقوق بشر اسلامی را در 25 ماده تدوین نمودند. ( برای مطالعه این منشور به آدرس http://www.rasekhoon.net/Article/Show-3440.aspx مراجعه نمائید. )
 
 
یادداشتی از مصطفی حسنی مسئول سیاسی بسیج دانشجویی استان البرز


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید