
با
شناسایی خانواده مقتول در شهرستان اسلامشهر ، همسر مقتول با حضور در اداره
دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ به کارآگاهان عنوان داشت : همسرم دارای مغازه
فروش کفش و کتانی در منطقه عبدل آباد است ؛ ساعت 08:00 روز جمعه مورخه 11
دی 94 وی طبق روال هر روز ، برای رفتن به مغازه از خانه خارج شد و پس از آن
مراجعتی به خانه نداشت و گوشی تلفن همراهش نیز خاموش شد.
در همان
مراحل اولیه تحقیقات ، کارآگاهان اداره دهم اطمینان پیدا کردند که انگیزه
وقوع جنایت نمی توانسته "انجام سرقت" یا "اختلافات مالی و درگیری فرد یا
افرادی با مقتول"بوده باشد ؛ لذا در ادامه رسیدگی به پرونده ، تحقیقات بر
روی اعضای خانواده ی مقتول آغاز شد و کارآگاهان اطلاع پیدا کردند که مقتول و
همسرش بنام لیلا ( 18 ساله ) طی یک ازدواج کاملا سنتی و البته بدون لحاظ
شدن رضایت آنها و صرفا بواسطه نشانه گذاری طرفین در دوران طفولیت ، 5 سال
پیش با یکدیگر ازدواج کرده و طی این مدت نیز درگیری های متوالی با یکدیگر
داشته اند.
همچنین در ادامه مشخص شد که همسر متوفی ( لیلا ) ، پیش
از ازدواجش دارای خواستگار دیگری بنام "حسن . الف" بوده و علاقه شدیدی نیز
مابین آنها وجود داشته است .
کارآگاهان اداره دهم با اطمینان از
وقوع جنایت در محلی دیگر و احتمال وقوع جنایت خانوادگی ، به تحقیق از همسر
مقتول ( لیلا ) پرداختند.
تحقیقات از لیلا از ساعت 08:00 مورخه 18
مرداد 95 آغاز شد اما او در تمامی اظهاراتش منکر هرگونه مشارکت در مرگ
همسرش بود تا نهایتا در ساعت 16:00 مورخه 18 مرداد 95 لب به اعتراف گشود و
به مشارکت در قتل عمـد و مرگ همسرش اعتراف کرد .
لیلا در اعترافاتش
ضمن معرفی "حسن . الف" ( 23 ساله ) به کارآگاهان گفت : شب قتل ، من و
همسرم در منزل بودیم ؛ حوالی ساعت 03:00 مورخه 10 دی 94 بود که حسن به در
منزل آمد.
بعد از اینکه من در خانه را باز کردم ، او مرا هل داد و
داخل حیاط شد ؛ [ حسن ] یک میله آهنی در دست داشت و گفت : امشب می خواهم
مرتضی را به قتل برسانم.
مرتضی خواب بود ؛ من داخل حیاط ماندم و
حسن به داخل [ خانه ] رفت ؛ بعد از گذشت حدود نیم ساعت ، حسن از ساختمان (
خانه ) بیرون آمد ؛ میله ای که در دست داشت ، خونی بود .
از من
کیسه ای پلاستیکی خواست تا [ مرتضی ] را انتقال دهد . [ حسن ] ماشینش را
آورد جلوی در حیاط ؛ من هم کمکش کردم تا جسد مرتضی را داخل ماشین که [ یک
دستگاه ] پراید مشکی بود قرار دهد.
بعد حسن خودش تمام وسایل مقتول
را جمع کرد و همراه جسد برد . حدود ساعت 04:00 صبح ، حسن از خانه ما خارج
شد و به من گفت : فعلا هیچگونه ارتباطی با هم نمی گیریم تا آب ها از آسیاب
بیفتد ؛ بعد یک روز همراه مادرم ، برای خواستگاری به خانه تان می آییم.
با
اعتراف صریح متهم (همسر مقتول) مبنی بر ارتکاب جنایت توسط "حسن . الف" ،
کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی ضمن شناسایی مخفیگاه حسن در شهرستان
اسلامشهر و انجام هماهنگی با مقام قضایی ، به این شهرستان اعزام شده و در
حالیکه وی قصد داشت تا با یک دستگاه خودرو پراید مشکی از محل متواری شود ،
او را نیز تنها پس از چند ساعت از اعتراف لیلا و در همان تاریخ دستگیر و به
اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل کردند .
"حسن .
الف" پس از انتقال به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ ، صراحتا به ارتکاب
جنایت اعتراف کرد اما پس از اطلاع از اظهارات لیلا مبنی بر مشارکت نداشتن
در ارتکاب جنایت به کارآگاهان گفت : در شب جنایت بنده با هماهنگی که از قبل
با لیلا داشتم و زمینه قتل را آماده کرده بود و عنوان داشته بود که "ساعت
02:30 شب بیا و عشقت را به من ثابت کن" ، به منزل آنها رفتم .
در
حالیکه مقتول داخلِ خانه خواب بود ، تا ساعت 03:30 بامداد [ در داخل حیاط ]
با هم صحبت می کردیم ؛ بعد بهمراه لیلا وارد اتاق شدم و بالای سر مقتول
رفتم و پس از مقداری کشمکش ، با چکشی که از چند روز قبل به لیلا داده بودم [
و او در خانه مخفی کرده بود ] ضربه ای به سر مقتول زدم.
همزمان
با من ، لیلا نیز یک بالشت را روی صورت مقتول فشار می داد تا صدایش در
نیاید چون پدر و مادر لیلا در منزل کناری زندگی می کردند . [ بعد از اینکه
کار مقتول تمام شد ] شوکه شده بودم ؛ حتی یک لحظه می خواستم تا آنجا را ترک
کنم ؛ .... ؛ از لیلا مقداری پارچه گرفته و دسته و پای مقتول را بستم ؛ [
جسد ] را داخل کیسه پلاستیکی گذاشتم و با کمک لیلا ، مقتول را تا حیاط
آوردیم . زهـرا داخل کوچه را دید ؛ کسی نبود ؛ من ماشین خودم را آوردم جلوی
در [ خانه ] ؛ بعد مقتول را با همدیگر روی صندلی عقب ماشین گذاشتیم و داخل
یک رودخانه انداختیم.
سرهنگ کارآگاه حمـید مکرم ، معاون مبارزه با
جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ ، با اعلام این خبر گفت: با توجه به
اعترافات صریح هر دو متهم ، قرار بازداشت موقت از سوی مقام قضایی صادر شد
اما به علت ارتکاب جنایت در شهرستان اسلامشهر ، هر دو متهم جهت ادامه
رسیدگی به پرونده در اختیار پلیس آگاهی و مقام قضایی شهرستان اسلامشهر
قرار گرفتند.