به گزارش خبرنگار خبرگزاری بسیج از اردکان؛ «حمید رضا مستوفی اردکانی» در طی یادداشتی نوشت:
استاندار یزد در مراسم تودیع و معارفه فرمانداران شهرستان اردکان، گفت: ما جلوی صنایع آلوده را گرفتیم و ما نمی گذاریم عده ای سود ببرند و آلودگی برای مردم باشد؛ ما سه واحد آلاینده را تعطیل کردیم و 50 درصد آلودگی استان کم شد.
باور کنید اگر کسی جز میرمحمدی، استاندار محترم یزد این حرف ها را زده بود همان روز به عنوان مخرب و کوتوله تهدید می شد و پایش به کجاها که باز نمی شد.
در بحث قتلی که دیشب در اردکان رخ داد اولا هیچ کس آقای تابش را متهم نکرده. هیچ عقل سلیمی هم ارتباط ایشان با حادثه تلخ دیشب را تایید نمی کند اما به هرحال هر شهروند در نظام جمهوری اسلامی حق سوال و بیان نظراتش را دارد. در این میان جمعی از جوانان جنت آباد مطلبی نوشتند و در فضاهای مجازی منتشر کردند. سوال شان هم از دکتر تابش و سایر مسیولان این بود که چرا همزمان با صنعتی شدن اردکان فکری به حال تهاجم خرده فرهنگ ها و افزایش آسیب های اجتماعی بواسطه هجوم نیروی کار غیربومی به شهرستان نکردید؟ سوال نابه جایی هم نبود و بنده شخصا این حجم از تهدید که از زبان مسئولان مطرح شد را نمی فهمم.
فرض کنید در حادثه تلخ رانندگی که برای جمعی از سربازان رخ داد انتظار مسئولان این باشد که هیچ خبرنگار و منتقد و شهروندی اعتراض و انتقادی نکند و با این استدلال که از این دست اتفاقات در همه کشورها رخ می دهد از جامعه رسانه ای کشور خواسته شود که از کنار این فاجعه بگذرند!
تصور کنید چنانچه دکتر روحانی و مسئولان نیروهای مسلح به جای عذرخواهی از مردم و دلجویی از آسیب دیدگان زبان به تهدید می گشودند چه بلوایی در کشور به راه می افتاد؟
لذا این چه تفکری است که در شهری که خودتان آن را شهر اصلاحات و گفتگو و لبخند نامیده اید همه را به سکوت و چشم و لب فروبستن به روی همه چیز امر می کنید و راه و بیراه اهالی رسانه و فرهنگ اردکان را تهدید می کنید؟
از این ها گذشته چرا در ماه های اخیر اینقدر ملموس ادبیات تان به ادبیات ژاندارم ها و کلانترها تبدیل شده؟ این جوان ها که امروز در هر تریبونی مورد تاخت و تاز و تهدید قرار می گیرند از اهالی قلم و فرهنگ این شهرند و در طول سال بی مزد و منت برای ارتقا آگاهی مردم می کوشند.
سخن آخر:
فاجعه بزرگی در اردکان رخ داده است. برخورد امنیتی و ایجاد فضای حکومت نظامی در شهر نه تنها از حجم اعتراضات و انتقادات نمی کاهد که به شعله ور شدن آتش زیرخاکستر خشم مردم خواهد انجامید.
ما نه پستی داریم که از گرفتنش بترسیم و نه بابت انجام وظیفه رسانه ای مان از احدی مواجب می گیریم.
جناب آقای تابش!
جناب آقای فرماندار!
جناب آقای مقام بلندپایه انتظامی!
جناب آقای دادستان!
اگر انتشار یک خبر تلخ و واکنش جمعی از مردم جرم و سوء استفاده و تخریب و چه و چه است ما را بگیرید و ببرید و ادب کنید که دیگر حالمان از تهدید شدن بد شده است. گردن ما در پیشگاه قانون از مو باریک تر است.
خبرنگار: سید محمد حسین موسوی