به گزارش سرویس بسیج جامعه پزشکی خبرگزاری بسیج، مجیدمحمدیان، یکی از پزشکان عمومی کشورمان است که به عنوان عضوی از بسیج جامعه پزشکی استان قم فعالیت میکند؛ وی علاوه بر کار طبابت اطفال در بیمارستان کودکان قم، به مداحی اهل بیت(ع) میپردازد، در حوزه سرودن شعر و خطاطی نیز دستی بر آتش دارد؛ به همین دلایل با وی به گفتوگو نشستیم تا بیشتر با احوالاتش آشنا شویم:
مداحی را از چه سالی شروع کردید و آیا فضای خانوادگی شما ایجاب که مداح شوید یا اینکه علاقه شخصی بود؟ذاکر بودن برای اباعبدالله الحسین(ع) یک توفیق ذاتی است که خداوند باید آن را در وجود یک نفر قرار دهد؛ این نظر شخصی من است و اینگونه نیست که شخصی تصور کند صرفاً علاقمند شدن باعث مداح شدن فرد میشود به این دلیل که یک مداح باید دارای خصیصهها و شاخصههای بسیار مهمی باشد و اعتقاد قلبی ما این است که هرگز فردی بدون نظر و محبت اهل بیت نمیتواند مداح شود؛ البته این موضوع را از این جنبه نمیگویم که این محبت به بنده شده است بلکه نظر اهل بیت این است که فرد باید توفیق این را داشته باشد تا کلام اهل بیت از دهانش خارج شود، مانند یک قاری قرآن است که هر فردی نمیتواند توفیق قاری شدن را داشته باشد.
مداحی برای بنده زمینه خانوادگی ندارد و من فرزند اول بودم، از حدود سنین 13 تا 14 سالگی در دبیرستان شروع به کار کردم و هماکنون حدود 35 سال است که مداحی میکنم، بنده بدون هیچ کلاس و استادی خودم شروع به پیاده سازی نوارهای کاست کردم و بعد برای خودم میخواندم، در واقع خانواده خیلی مشوق نبودند.
فردی که میخواهد ذاکری کند به تعبیر من باید اعتماد به نفس بالایی داشته باشد در غیر این حالت نمیتواند پشت میکروفن برود و مقابل حدود 5 یا 6هزار نفر به راحتی بخواند.
بنابراین اعتماد به نفسی که داشتم آرام آرام به دوستان گفتم که میتوانم دعا بخوانم و شروع به خواندن زیارت عاشورا و دعای توسل کردم، پس از آن هم توانستم جلسات را دستم بگیرم و در همه حوزهها مانند مولودی خوانی، مجالس ترحیم و ادعیههای داخل مفاتیح، هر آن چیزی که یک مداح میخواند، توفیق خواندن پیدا کردم همچنین مقداری شعر در حوزههای مختلف نیز گفتهام.
در مداحی سعی میکنم خودم سبک بگذارم و شعرهایی را نیز بگویم، کتاب شعری در حوزه بهداشت کودک دارم و سعی میکنم شعرهای مذهبی را خودم سبک گذاری کنم، بیشتر محرم خوانی است که مداحها سبک میگذارند.
قرائت قرآن هم انجام میدهید و آیا این دو توأمان با یکدیگر شروع شد؟نمیتوانم بگویم کدام را در ابتدا شروع کردم اما معمولا مداحان کمی داریم که قاریان که خوبی نیز باشند؛ از لحاظ علمی دلیلش این است که اگر کسی مداحی کند نمیتواند قاری خوبی شود زیرا سبکهای خواندن با یکدیگر مخلوط میشود و سبکها را به هم میریزد.
من از کلاس اول ابتدایی در مدرسه قرآن میخواندم و با اعتماد به نفس بالایی که داشتم بدون اینکه قرآن را نگاه کنم از خودم آیات را میخواندم که بعدا به من گفتند: از خودم آیه درست نکنم، البته سن من کم بود و نمیدانستم که به دلیل علاقه یک روز که قرآن نبود، برای خودم شروع به خواندن کردم.
در ابتدا قاری بودم و از کلاس اول شروع کردم، پیش از آن نیز مادرم در بحث قرآن به من کمک کرده بود که بعد از حدود 10 سال مداحی را شروع کردم، مقامات کشوری ندارم اما در مسابقات کشوری شرکت کردم که در دانشگاه علوم پزشکی چند سالی مقام اول را در قرآن کسب کردم.
زمینه مداحی خیلی زیاد فراهم بود و در جلسات مختلف مداحی میکنم اما در مجالس، محافل رسمی و دانشگاه معمولا به شکل مختصر قرائت قرآن انجام میدهم البته در قرائت قرآن استاد نداشتم و خودم مطالعه کردم؛ اعتقاد دارم هیچ کسی در مداحی یا قرائت قرآن بدون استاد به جایی نمیرسد. مداحان نیز اگر اهل بیت را به عنوان استاد خود نداشته باشند به جایی نمیرسند در واقع انسان باید در هر حوزه کاری استاد داشته باشد.
فرد در هر رشته بدون نشستن پای درس استاد موفق نمیشودبنده من خط مینویسم اما هیچوقت خط خوشی نداشتم به دلیل اینکه در حوزه خط به خودم تکیه کردم و اینکه فرصت و زمان کافی نداشتم، شعر میگویم اما چون استاد شعر نداشتم شعرهایم آنچنان مطلوب نیست؛ توصیه میکنم هر فردی میخواهد در مداحی به موفقیت برسد حتما استاد داشته باشد چرا که مداحان بزرگ کشور نیز استاد داشتهاند.
درباره ارتباط مداحی و پزشکی برای ما بگویید.حقیقتا کسی که توفیق دارد دلش با اهل بیت گره خورده باشد، این موضوع در تمام مراحل زندگی و کارهایی که در طول روز انجام میدهد، تاثیر بسزایی دارد؛ من وقتی در حال نسخه نوشتن هستم و قبل از اینکه وارد بیمارستان شوم، صحبتی با خدا دارم و هدفم را از دیدن بیماران مشخص میکنم و از خدا کمک میخواهم، اینکه من چیزی بلد نیستم و فقط یک واسطه هستم اما تاثیر دارو بر روی کودک را خدا باید انجام دهد و من چیزی از خودم ندارم، بنابراین توسل و توجه به اهل بیت به ویژه اگر در ایامی مانند محرم باشد در روحیه بنده بسیار تاثیر دارد.
مسیر منزل بنده تا بیمارستان حدود 14-15 کیلومتر است، وقتی به سرکار میآیم بعضی اوقات در ماشین برای خودم میخوانم و شعرها را یادآوری میکنم و زمانی که برای خودم دو بیت شعر برای امام حسین (ع) خوانده باشم تاثیر روحی و معنوی در من میگذارد و آرامم میکند و موقعی که میخواهم بیمار را معاینه کنم بسیار به من کمک میکند.
کودکان به محض اینکه فردی با روپوش سفید را ببینند، گریه میکنند، وقتی گلوی آنان را معاینه میکنم، بچهها دستم را گاز میگیرند یا اینکه استفراغ میکنند، گاهی دستم را روی پیشانیشان میگذارم، دستم را کنار میزنند و در این حالات اگر فرد روحیه لازم را نداشته باشد و با هدف، درمان نکند بلکه فقط به خاطر نسخه نوشتن و پول ویزیت طبابت کند، جواب مردم را نیز نخواهد داد.
برخی بیماران به جای لفظ دکتر به من میگویند حاج آقا!وقتی بیماری به بنده مراجعه میکند به خدا میگویم که این افراد الان چهره من را به عنوان یک بچه مسلمان نگاه میکنند که این موضوع بر روابطم با افراد تاثیر دارد؛ بالای نود درصد خانمها وقتی برای معاینه خردسالان خود پیش من میآیند، حول میشوند و به جای اینکه به بنده دکتر بگویند، میگویند حاج آقا!
با دیدن کودک بیمار با خود میگویم وی مهندس، عالم یا دانشمند آینده کشور استمن سالها مصاحبه تلویزیونی زیادی داشتم و در قم هم بودم اما کسی من را آنجا نمیشناسد اما روحیه ذاکر بودن و متوسل شدن به اهل بیت باعث شده که در ارتباطم با خانم ها تاثیر بگذارد و وقتی کودک بیماری را میبینم در ذهنم میگویم که خدایا این مهندس، عالم یا دانشمند آینده این کشور است و وی را به عنوان یک کودک نمیبینم.
مداح یا قاری قرآن باید الگو باشد بنابراین من نمیتوانم با یک خانم در موقع معاینه ارتباط راحتی برقرار کنم و سعی میکنم اجازه ندهم خانمها بچه شان را برای معاینه بشنانند بلکه آقایان بچه را نشان دهند.
اشتباهی که خیلی از خانمها دارند این است که احساس میکنند پیش پزشک میآیند، پزشک محرم است و ظواهر خوبی را رعایت نمیکنند و این برای من آزار دهنده است لذا به اهل بیت و به خصوص امام زمان متوسل میشوم تا به من کمک کنند که دچار اشتباه چشم و زبان نشوم و الگو باشم.
مداحی باعث میشود که نحوه ارتباط گیری پزشک با کودک، والدین، افراد مختلف جامعه و حتی با خانواده و فرزندان تاثیر گذار باشد و توسلی که در دل دارم این روحیات را ایجاد میکند.
توسل به اهل بیت مانع از تعجیل در نسخه نویسی میشودنزدیک منزلمان مساجدی وجود دارد که معمولاً من را به عنوان پزشک میشناسند و افرادی هستند که مسجد را به مداحی مزین کنند؛ الان در بیمارستان کودکان کار میکنم و تعداد زیادی کودک مراجعه کننده دارم و وقتی میروند خیلی بعید است که دوباره برگردند، به دلیل اینکه مطب ندارم که هر فردی که مریض من است دوباره به من مراجعه کند و من را بشناسند. در واقع از اینکه کسی من را نمیشناسد خیلی راحت هستم و کار خود را انجام میدهم.
توجه به خدا و اهل بیت باعث میشود که انسان خوب برخورد کند و من سعی میکنم وقت بگذارم و شرح حال را خوب از بیمار بگیرم، حرفهای پدرها را خوب گوش دهم و از تعجیل در نسخه نویسی اجتناب کنم.