۱۲ / شهريور / ۱۴۰۵ - 03 September 2026
05:36
کد خبر : 8764574
۱۳:۵۶

۱۳۹۵/۰۷/۲۹
«کاری مهمتر و بزرگتر از خودسازی در زندگی نداریم»

درس‌هایی از سیره علامه طباطبایی

سالروز ارتحال علامه طباطبایی، فرصت مغتنمی برای مرور سیره آن عالم و عارف بی بدیل و درس گرفتن از آن است.
به گزارش خبرگزاری بسیج از قم، جهان اسلام در هجدهم محرم الحرام 1402 هجری قمری، یکی از استوانه‌های خود را از دست داد و امروز، سالگرد این ارتحال جانسوز است.

درباره آیت الله سید محمدحسین قاضی مشهور به علامه طباطبایی زیاد گفته و شنیده شده است اما این گفتار تلاش دارد تا با هدف درس آموزی از مکتب این عارف، مفسر و فیلسوف برجسته حوزه‌های علمیه، برخی نکات مهم از سیره عملی ایشان را مورد توجه قرار دهد.
نکته نخست این است که علامه با وجود حجم زیاد کارهایش، هیچوقت از خانواده خود غافل نمی‌‌شد و همیشه در برنامه روزانه‌‌اش، ساعتی را به خانواده‌اش اختصاص می‌داد و آن را بهترین اوقاتش می‌‌دانست و می‌گفت: این ساعت، تمام ناراحتی‌هایم را برطرف می‌کند.

علامه در خانه هم مثل بقیه جاها هرگز عصبانی نمی‌‌شد و اعضای خانواده‌اش صدای بلند حرف زدنش را نشنیده بودند.

معظم له بچه‌هایش را بسیار دوست داشت، با آنها مهربان و خوشرفتار بود و تا اندازه‌ای که می‌توانست وقتش را صرف بازی با آنها و سرگرم کردنشان می‌کرد.

علامه طباطبایی همچنین علاقه زائدالوصفی به همسر محترمه‌اش داشت. در روزهایی که ایشان در سوک همسرش محزون‌ و متاثر بود و اشک فراوانی از دیدگان بر گونه‌ها جاری می‌ساخت، یکی از شاگردانش سبب این همه آشفتگی و ناراحتی علامه را جویا شده بود که استاد به این شاگرد، اینگونه پاسخ گفت: «مرگ حق است، همه باید بمیریم، من برای مرگ همسرم گریه نمی‌کنم، گریه من از صفا و کدبانوگری و محبت‌های خانم است، ‌من زندگی پر فراز و نشیبی داشته‌ام، در نجف اشرف با سختی‌هایی مواجه می‌شدم، ‌من از حوائج زندگی و چگونگی اداره آن بی‌اطلاع بودم، اداره زندگی به عهده خانم بود. در طول مدت زندگی ما، هیچگاه نشد که خانم کاری کند که من حداقل در دلم بگویم، کاش این کار را نمی‌کرد یا کاری را ترک کند که من بگویم کاش این عمل را انجام داده بود. در تمام دوران زندگی‌ هیچگاه به من نگفت چرا فلان عمل را انجام دادی؟ یا چرا ترک کردی؟ مثلا شما می‌دانید کار من در منزل است و همیشه مشغول نوشتن یا مطالعه هستم،‌ معلوم است خسته می‌شوم و احتیاج به استراحت و تجدید نیرو دارم، خانم به این موضوع توجه داشت،‌ سماور ما همیشه روشن بود و هر ساعت یک فنجان چای می‌ریخت و می‌آورد در اتاق کار من می‌گذاشت و دوباره دنبال کارش می‌رفت تا ساعت دیگر.

من این همه محبت و صفا را چگونه می‌توانم فراموش کنم؟»

همچنین نقل است که علامه طباطبایی تا چند سال پس از فوت آن مرحومه، هر روز بر سر مزارش می‌‌رفت و بعد از آن هم که فرصت کمتری داشت، به طور مرتب و دو روز در هفته ، یعنی دوشنبه‌ها و پنجشنبه‌ها، بر سر مزار وی حاضر می‌شد و می‌فرمود: «بنده‌ خدا می‌بایستی حق شناس باشد؛ اگر آدم، حق مردم را نتواند ادا کند، حق خدا را هم نمی‌تواند ادا کند.»

آیت الله شیخ یحیی انصاری، یکی از شاگردان علامه نقل می‌کند که وقتی همسر علامه مرحوم شد، ایشان پولی را به من داد تا به کسی بدهم که تا یک سال، هر شب جمعه برای آن مرحومه، زیارت حضرت فاطمه‌ معصومه (س) را در حرم مطهر آن حضرت بخواند.
نکته دوم بسیار مهم، درباره زندگی علمی علامه و نحوه برخورد ایشان با شاگردان است.

استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی یکی از شاگردان علامه می‌گوید: «من به عنوان یکی از شاگردان علامه، هیچوقت در هیچ سوالی خودم را کنترل نمی‌کردم، چون می‌دانستم ایشان آنقدر بزرگوار است که هرچه دلت خواست می‌توانی بگویی. در مقابل سوال، رو ترش نمی‌کرد و به همین دلیل ما احساس آزادی می‌کردیم و هر چه در دل داشتیم می‌گفتیم. ایشان هم با کمال بردباری با ما هم‌ نفسی می‌کرد و کنار می‌آمد و جواب می‌داد.»
علامه طباطبایی در عین حال در طول زندگی پربرکت خود، پاسخگوی پرسش‌های متفرقه سوال کنندگان دیگر هم بود.
آنچه در پی می‌آید، پرسش مهم یک جوان و پاسخ کاربردی ایشان به وی است:
«... جوانی هستم 22 ساله که تنها ممکن است شما باشید که به این سؤال من پاسخ گویید.

در محیط و شرایطی زندگی‌ می‌کنم که هوای نفس و آمال بر من تسلط فراوان دارند و مرا اسیر خود ساخته‌‌اند و سبب باز ماندن من از حرکت به سوی الله شده‌اند.
درخواستی که از شما دارم این است که بفرمایید بدانم به چه اعمالی دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و این طلسم شوم را که همگان گرفتار آنند بشکنم و سعادت بر من حکومت کند؟

لطفا نصیحت نمی‌خواهم بلکه دستورات عملی برای پیروزی لازم دارم.»

استاد، این سؤال را هم بی جواب نگذاشت و این پاسخ را مرقوم فرمود و در عین حال تلاش کرد تا با عبارات پایانی پاسخ، ارتباط خود را با آن جوان حفظ کرده و به وی امید دهد:
«سلام علیکم
برای موفق شدن و رسیدن به منظوری که در نامه مرقوم داشته‌اید، لازم است همتی برآورده و توبه‌‌ای نموده، به مراقبه و محاسبه پردازید؛ به این نحو که هر روز که هنگام صبح از خواب بیدار می‌شوید، قصد جدی کنید که در هر عملی که پیش می‌آید رضای خدا را مراعات خواهم کرد، آن وقت در هر کاری که می‌خواهید انجام دهید نفع آخرت را منظور خواهید داشت؛ به طوری که اگر نفع اخروی نبود، انجام نخواهید داد و وقت خواب چهار، پنج دقیقه در کارهایی که روز انجام داده‌اید فکر کرده و یکی یکی از نظر خواهید گذرانید. هر کدام مطابق رضای خدای انجام یافته شکر بکنید و هر کدام تخلف شده استغفار.

این رویه سخت است و در ذائقه نفس، تلخ؛ ولی کلید نجات و رستگاری است و هر شب پیش از خواب اگر توانستید سُوَر مُسبّحات (حدید، حشر، صف، جمعه و تغابن) را بخوانید و پس از 20 روز، حالات خود را برای بنده بنویسید، ان‌‌شاء الله موفق خواهید بود. و السلام علیکم.»
نکته سوم مهم درباره زندگی سراسر نور علامه، توفیق به نگارش تفسیری گرانسنگ بر قرآن حکیم است.

حضرت علامه خود در این باره می‌فرماید: «من چون دیدم حوزه احتیاج به آگاهی به قرآن دارد، شروع کردم به تفسیر قرآن و دیدیم فقه و اصول را دیگران دارند می‌گویند ما گفتیم به کاری مشغول بشویم که آن نیست.»
اینچنین شد که نگارش تفسیر ماندگار "المیزان"، در سال 1333 هجری ‌شمسی آغاز شد و 17 سال به طول انجامید. جالب اینکه به عقیده مرحوم آیت‌ الله سید ابوالقاسم خوئی، علامه برای نوشتن این اثر، خود را تصفیه کرده بود.

شهید مطهری هم می‌گوید: همه تفسیر المیزان با فکر نوشته شده ... من معتقدم بسیاری از این مطالب از الهامات غیبی است. کمتر مشکلی در مسائل اسلامی و دینی برایم پیش آمده که کلید حل آن را در تفسیر المیزان پیدا نکرده باشم.

استاد دکتر بهاءالدین خرمشاهی هم المیزان را مهمترین و جامع‌ترین تفسیر شیعه پس از مجمع البیان طبرسی در قرون جدید می‌داند.
علامه طباطبایی پس از عمری تهذیب و مراقبه و اشتغالات علمی، در مانند چنین روزی به ملکوت اعلی پیوست تا پس از اقامه نماز بر پیکر مطهرش توسط آیت الله سید محمدرضا گلپایگانی، در مسجد بالاسر حرم مطهر کریمه اهل بیت (س) به خاک سپرده شود.

پس از آن بود که امام خمینی هم پیام تسلیتی صادر فرمودند و در بخشی از آن نوشتند:
«من باید از این ضایعه‌‌ای که برای حوزه‌های علمیه و مسلمین حاصل شد و آن رحلت مرحوم علامه طباطبایی است، اظهار تاسف کنم و به شما ملت ایران به ‌ویژه حوزه‌های علمیه تسلیت عرض کنم.»
و اکنون در پایان این نوشتار، فرازهای کوتاه دیگری از سیره درس آموز آن عالم ماندگار را مرور می‌کنیم:

*علامه هر روز سال را به کار و تحصیل و تدریس و تالیف مشغول بود و از روزهای سال فقط یک روز را تعطیل می‌کرد؛ آن هم روز عاشورا.

*استاد امجد از قول علامه نقل می‌کند که ایشان می‌فرمود: اگر یک کاه برداری، در همه عالم (هستی) اثر می‌گذارد! پس ببینیم که گناه کردن چه اثری بر هستی می‌گذارد؟

*نقل است که علامه با شنیدن نام استادش، آیت الحق آقا سید علی آقای قاضی، دگرگون می‌شد.

علامه همچنین به احترام استادش، نام خانوادگی خود را از "قاضی" به "طباطبایی" تغییر داد.

*علامه همیشه از قول استادش مرحوم آیت الله قاضی این جمله را گوشزد می‌فرمود که «اگر طالب دنیایی، نماز شب و اگر هم طالب آخرتی، نماز شب بخوان.»

و این سه جمله هم از جملات ماندگار علامه طباطبایی است:

درس اخلاق، گفتنی نیست؛ عمل است.

رفتن به قبرستان در سازندگی انسان موثر است.

ما بزرگترین و مهمترین کاری که در عالم داریم و هیچ کاری از اطوار و شئون زندگی ما مهمتر از آن نیست، این است که خودمان را بسازیم.

گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید