۱۲ / مرداد / ۱۴۰۵ - 03 August 2026
08:46
کد خبر : 9774036
۲۰:۱۱

۱۴۰۵/۰۵/۰۹

از لباس خدمت تا خلعت شهادت

زندگی شهید سرگرد عباس اسدی، از کودکی تا شهادت، روایت مردی است که خدمت به مردم، ولایت‌مداری و دفاع از امنیت را رسالت خود می‌دانست و سرانجام جان خود را در همین مسیر تقدیم اسلام و ایران کرد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری بسیج از قم،  برخی انسان‌ها در تمام سال‌های زندگی، خود را برای لحظه‌ای بزرگ آماده می‌کنند؛ لحظه‌ای که پایان راه زمینی و آغاز حیات جاودانه آنان است. شهید سرگرد عباس اسدی، فرزند احمد، از جمله همین مردان بود؛ سربازی مؤمن، مردمی و ولایت‌مدار که سال‌ها لباس خدمت بر تن داشت و سرانجام در ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در راه دفاع از امنیت و آرامش مردم، به آرزوی دیرینه خود یعنی شهادت رسید.

شهید عباس اسدی در ۲۵ شهریور ۱۳۶۷ در شهر قم متولد شد، او دومین فرزند خانواده بود، در روزهای نخست تولد، نام «هادی» برایش انتخاب شد، اما بیماری شدید نوزاد، مادر را به حضرت ابوالفضل‌العباس (ع) متوسل کرد، مادر نذر کرد اگر فرزندش شفا یابد، نام او را «عباس» بگذارد و این نذر، آغاز مسیری شد که سراسر با عشق به اهل‌بیت (ع) و خدمت به اسلام و انقلاب گره خورد.

عباس از همان دوران کودکی، روحیه‌ای پرتلاش، فعال و مسئولیت‌پذیر داشت، در کنار تحصیل، کار می‌کرد تا روی پای خود بایستد و از همان سال‌ها آرزو داشت لباس خدمت به میهن را بر تن کند، پس از پایان تحصیلات در هنرستان و اخذ دیپلم نقشه‌کشی، سرانجام در سال ۱۳۸۷ به نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران پیوست؛ اتفاقی که حاصل تلاش فراوان و دعاهای شبانه‌روزی مادرش بود.

او دوره‌های آموزشی خود را در مشهد و اصفهان گذراند و در اردیبهشت ۱۳۸۸ زندگی مشترکش را آغاز کرد، سال‌های ابتدایی خدمتش با مأموریت در یگان ویژه تهران هم‌زمان شد و پس از آن نیز مدتی در منطقه مرزی سراوان در استان سیستان و بلوچستان، دور از خانواده، به انجام مأموریت‌های امنیتی پرداخت، پس از بازگشت به قم، در کلانتری‌های مختلف شهر مشغول خدمت شد و به‌عنوان افسری قانون‌مدار، خوش‌اخلاق و مردم‌دار شناخته می‌شد؛ تا جایی که بسیاری از شهروندان، او را پناه و تکیه‌گاه خود در حل مشکلات می‌دانستند.

شهید اسدی تنها یک افسر نیروی انتظامی نبود؛ او انسانی بااخلاص، اهل قرآن، عاشق اهل‌بیت (ع)، دلداده حضرت ولی‌عصر (عج) و مطیع ولایت بود، آغاز هر روزش با تلاوت قرآن و دعای فرج همراه می‌شد و تلاش می‌کرد فرزندانش را بافرهنگ انتظار، نام شهدا و سبک زندگی اسلامی تربیت کند، دیوارهای خانه‌اش مزین به تصاویر شهدا بود و همواره می‌گفت: می‌خواهم بچه‌هایم هر روز با دیدن عکس شهدا بزرگ شوند.

روحیه خدمت‌رسانی او تنها به محیط کار محدود نمی‌شد، ساخت حسینیه‌ای برای ساکنان یک مجتمع مسکونی، حمایت مخفیانه از ایتام، رسیدگی به نیازمندان، تشویق خانواده‌ها به فرزندآوری، احترام ویژه به پدر و مادر، همراهی و کمک در امور خانه و رفتار سرشار از محبت با همسر و فرزندان، تنها بخشی از جلوه‌های زندگی این شهید والامقام بود.

همکارانش روایت می‌کنند که هر چهارشنبه، پیش از آغاز کار، همه نیروها را برای تلاوت قرآن در نمازخانه جمع می‌کرد. مردم نیز از او به‌عنوان مأموری یاد می‌کنند که شماره‌تلفن همراهش را در اختیار مراجعه‌کنندگان قرار داده بود تا هر زمان گرهی از کارشان باز شود، او بارها می‌گفت: اگر خدا خواسته گره کار بنده‌ای به دست من باز شود، چرا از این توفیق محروم شوم؟

در روزهای پرالتهاب دی‌ماه ۱۴۰۴ که دشمنان انقلاب اسلامی با طراحی آشوب‌ها به دنبال برهم‌زدن امنیت کشور بودند، شهید عباس اسدی نیز مانند همیشه خود را موظف به دفاع از مردم می‌دانست، عصر ۱۸ دی‌ماه، باوجوداینکه شیفت کاری نداشت و همسرش نیز در انتظار تولد پنجمین فرزندشان بود، خانه را ترک کرد تا در کنار همکارانش برای حفظ آرامش شهر حضور داشته باشد.

او تلاش کرد با گفت‌وگو و دعوت به آرامش، از تشدید درگیری‌ها جلوگیری کند، اما ناجوانمردانه هدف حمله عناصر آشوبگر قرار گرفت و پس از تحمل جراحات شدید، به فیض عظیم شهادت نائل آمد؛ شهادتی که سال‌ها آرزویش را داشت.

شهید عباس اسدی بارها به اطرافیان گفته بود که تنها دو آرزو در دل دارد؛ شهادت در راه خدا و کسب رضایت حضرت ولی‌عصر (عج)، سرانجام این سرباز ولایت، پس از سال‌ها خدمت صادقانه، در راه دفاع از امنیت مردم، به هر دو آرزوی خود رسید.

امروز مزار مطهر شهید سرگرد عباس اسدی در آرامستان روستای شهیدپرور کاج بخش مرکزی قم، زیارتگاه خانواده، دوستان، هم‌زمان و مردم قدرشناسی است که امنیت و آرامش امروز خود را مرهون ایثار و جان‌فشانی مردانی از جنس عباس اسدی می‌دانند؛ مردانی که بااخلاص زیستند، باعزت خدمت کردند و با شهادت، جاودانه شدند.

انتهای پیام/محمدجواد محمدی


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید