خبرگزاری بسیج - سرویس اخبار ویژه:
خشایار دیهیمی مترجم آثار جاسوسان سازمان CIA ضمن گفتوگو با خبرگزاری ایسنا از نقش ناشران موسوم به دولتی در فضای صنعت نشر کشور و تاثیرهای منفی آنها بر این عرصه سخن گفت.
این مترجم همچنین در سخنانش با این خبرگزاری وابسته به جهاد دانشگاهی به تمجید از ناشرانی پرداخت که طبق اسناد به جا مانده از ساواک ماهیت ماسونی داشتهاند!دیهیمی به ایسنا گفت:« در واقع برنامهای که این ناشران دولتی را به وجود آورد، تعیین تکلیف موارد مصادرهای بود. ما زمانی ناشرانی داشتیم که به نوعی غیرخصوصی بودند ولی دولتی هم نبودند؛ ناشرانی مثل فرانکلین، بنگاه نشر و ترجمه کتاب و امیرکبیر. اینها نشرهای بزرگی بودند که کتابهای ارزشمندی هم منتشر کردند. بعد از انقلاب انتشارات فرانکلین به انتشارات انقلاب اسلامی و بنگاه نشر کتاب به انتشارات علمی و فرهنگی تبدیل شد و حدود ۱۰ سال بعد این دو نشر در هم ادغام شدند. دیگر ناشر بزرگ از این جنس، انتشارات امیرکبیر بود. آن زمان نهایت نشر دولتی به بنگاه نشر و ترجمه کتاب خلاصه میشد که دولت در مدیریت آن نقش نداشت، بلکه در تعیین هیأت امنای آن تأثیرگذار بود.»
در اوج دوران اختناق ستمشاهی و بگیر و ببند نویسندگان و ناشران آزادیخواه و مستقل، با مساعدت دربار شاه و ساواک، بزرگترین تراست انتشاراتی به «عبدالرحیم جعفری» سپرده شد تا علاوه بر حذف و بلعیدن ناشران مستقل و کوچک، یکی از محوریترین نمایندگیهای موسسه ماسونی- آمریکایی فرانکلین در ایران باشد و بهطور گستردهای دست به چاپ و نشر کتابهای فرمایشی محافل استعماری بزند.
در مورد ماموریتهای موسسه فرانکلین همین بس که حتی گزارشهای محرمانه ساواک به روشنی آن را شاخهای از فراماسونری میداند.در گزارش ساواک به تاریخ 28 خرداد 1347 اینگونه آمده است: «چون در منطقه، آقای تقیزاده معروف به فراماسونری است و ایشان نیز باعث ایجاد شعبه موسسه مزبور (فرانکلین) در تبریز بودهاند، لذا استنباط منبع چنین است که موسسه فرانکلین از طرف سازمان فراماسونری تقویت میگردد... .» در سال 1346 هم ساواک آذربایجان، فعالیتهای موسسه فرانکلین در تبریز را اینگونه به مرکز گزارش میدهد: «... از چندی پیش موسسه فرانکلین در تبریز ظاهرا به عنوان نگارش و نشر کتاب و باطنا برای پیشبرد مقاصد خاصی که مورد علاقه فراماسونها میباشد، دست به جمعآوری و همکاری اشخاصی زده و درصدد تهیه کتابهای جدیدی است که از طرف این موسسه انتشار خواهد یافت.»
عبدالرحیم جعفری، مدیر انتشارات امیرکبیر در سالهای حاکمیت طاغوت، در کلوپهای روتاری (بخش اقتصادی تشکیلات فراماسونری) فعال بود و در کتاب خاطراتش تحت عنوان «در جستجوی صبح» تصریح دارد که به این کلوپها، رفت و آمد داشته است!
در حالی است که جعفری کتابهایی مانند «رضا شاه کبیر»، «شیر و خورشید (مصاحبه با شاهنشاه)»، «فلسفه نظام حکومت شاهنشاهی»، «اصول دوازدهگانه انقلاب سفید»، «ایران جدید در قرن بیستم» (که به زبان انگلیسی چاپ شد و مملو از تمجید و تملق از محمدرضا پهلوی و رژیم سلطنتی بود)، «پنجاه و پنج»، «نه کتاب پهلوی» (مجموعه شعری در مدح خاندان پهلوی) و «آریامهر شاهنشاه ایران» که در آن علاوه بر ستایش شاه و جعل و وارونهنمایی تاریخ، از فدائیان اسلام به عنوان آدمکش و از دکتر مصدق و فاطمی به عنوان خائنان به ملت یاد شده بود، «مبشر تجدید تاریخ» که مورد تشویق محمدرضا پهلوی قرار گرفت و به مناسبت جشنهای 2500 ساله منتشر شد، «ماموریت برای وطنم» (که بنا به خواست همین عنصر به اصطلاح فرهیخته! چند بار تجدید چاپ شد و به زور و اجبار به مراکز مختلف دولتی و آموزشی و کتابخانهها تحمیل گردید) و... را به چاپ رسانده است.
انتشارات امیر کبیر همچنین با راهنمایی موسسه فرانکلین انواع کتابهای ضداخلاقی، ضددینی، ماتریالیستی و صهیونیستی را به چاپ رساند که از جمله کتابهای شراب خام، آتشپاره، افسونگر، شعلههای هوس، قصه رسوایی، هوس بهاری، گناهکار نیویورک، هوسهای امپراطور، انسان در گذرگاه تکامل بود. همچنین کتاب «خیاط جادو شده» نوشته شالوم علیخم و ترجمه سیاوش کسرایی که خود جعفری در خاطراتش در کتاب «در جستوجوی صبح» آن را چنین توصیف میکند: «... در بازگشتم بود که آقای سیاوش کسرایی ترجمه کتابی را برایم آورد به نام خیاط جادو شده، یک اثر ادبی نوشته شالوم علیخم نویسنده یهودی معاصر. من کتاب خیاط جادو شده را چاپ کردم و به پاس محبتهایی که ایرانیان یهودی در اسرائیل به من کرده بودند طی یادداشتی کوتاه در صفحه اول کتاب را به آنها اهدا کردم.»
دیهیمی مترجم سکولار و مشاور حزب منحله مشارکت از متجرجمان آثار جاسوسان سازمان سیا در ایران میباشد.
طبق افشاگریهای روزنامهی کیهان «درسال 1382، همان هنگامي كه او ترجمه آثار ريچارد رورتي، يكي ديگر از فيلسوفان و جاسوسان بلندپايه CIA را آغاز كرد و زمينه هاي سفر او به ايران را مي چيد، مرتضي حاجي وزير آموزش و پرورش دولت اصلاحات نيز به دنبال تحقق يك برنامه جامع «آموزش شهروندي»در مدارس كشور بود و ماموريت اجراي آن را به سازمان دانش آموزي سپرد. اين سازمان كه زير نظر مستقيم وزير و رياست آن برعهده معاون وزير بود، بودجه كلاني را به نشر اگر با مديريت علي اصغر سيدآبادي اختصاص داد تا مجموعه كتاب هايي در پيرامون اين موضوع آماده سازد. خشايار ديهيمي و رامين جهانبگلو مشاوران اصلي برنامه جامع «آموزش شهروندي» وزارت آموزش و پرورش بودند و نشر اگر واسطه اختصاص بودجه دولت اصلاحات به آنان و روشنفكران سكولاري نظير سعيد حنايي كاشاني و محمد ضيمران شد تا با تدوين كتاب هاي شهروندي، دموكراسي، مشاركت، گفت وگو، فلسفه و دنياي مجازي به گسترش آموزه هاي سياسي سكولاريسم در مدارس ايران بپردازند. حتي وزارت آموزش و پرورش اين كتاب ها را ميان دانش آموزان به مسابقه گذاشت تا آنان به خواندن تئوري هاي ديهيمي و جهانبگلو ترغيب شوند؛ تئوري هايي كه آشكارا پروژه «فروپاشي ايدئولوژيك» جمهوري اسلامي را تعقيب مي كرد.»