۱۷ / شهريور / ۱۴۰۵ - 08 September 2026
00:29
کد خبر : 8785575
۱۷:۲۰

۱۳۹۵/۰۹/۱۱
در راستای اجلاسیه 4000 شهید استان گلستان برگزار گردید؛

یادواره شهدای روستای پاسنگ بالای شهرستان گالیکش + تصاویر

رئیس سازمان تبلغات اسلامی شهرستان مینودشت گفت : شهدا بزگترین حماسه انقلاب اسلامی هستند و الگوی ما در هر برهه از زمان شهداء می باشند .
به گزارش خبرنگار خبرگزاری بسیج گلستان، حجت الاسلام و المسلمین صفی الحسینی رئیس سازمان تبلغات اسلامی شهرستان مینودشت در مراسم یادواره شهداء روستای پاسنگ در جمع بسیجیان  در مسجد جامع پاسنگ بالا گفت : شهدا بزگترین حماسه انقلاب اسلامی هستند و الگوی ما در هر برهه از زمان شهداء می باشند .
وی افزود: شهدا سرمایه های اصلی اسلام و انقلاب هستند که با جانفشانی های این عزیزان اسلام و انقلاب باقی ماند و به راه خود همچنان ادامه می دهد .
رئیس سازمان تبلغات اسلامی شهرستان مینودشت در ادامه با اشاره به جایگاه شهیدان از منظر قرآن بیان داشت : در قرآن آيات متعددي درباره شهيد و فضيلت آن در راه خداآمده است لذا در سوره بقره خدا می فرماید «کسي را که در راه خدا کشته شد، مرده نپنداريد، بلکه او زنده جاويد است، وليکن شما اين حقيقت را نخواهيد يافت.»

وی دربخش دیگر سخنان خود به خاطره ای از پیدا شدن شهید با توسل به امام رضا (ع) اشاره کرد و گفت: آن روز صبح، کسى که زیارت عاشورا مى خواند، توسلى پیدا کرد به امام رضا(ع). شروع کرد به ذکر مصائب امام هشتم و کرامات او. مى خواند و همه زار زار گریه مى کردیم. در میان مداحى، از امام رضا طلب کرد که دست ما را خالى برنگرداند، ما که در این دنیا هم خواسته و خواهشمان فقط باز گردان این شهدا به آغوش خانواده هایشان است و...

هنگام غروب بود و دم تعطیل کردن کار و برگشتن به مقر. دیگر داشتیم ناامید مى شدیم. خورشید مى رفت تا پشت تپه ماهورهاى روبه رو پنهان شود. آخرین بیل ها که در زمین فرو رفت، تکه اى لباس توجهمان را جلب کرد. همه سراسیمه خود را به آنجا رساندند. با احترام و قداست، شهید را از خاک در آوردیم. روزى اى بود که آن روز نصیبمان شده بود. شهیدى آرام خفته به خاک. یکى از جیب هاى پیراهن نظامى اش را که باز کردیم تا کارت شناسایى و مدارکش را خارج کنیم، در کمال حیرت و ناباورى، دیدیم که یک آینه کوچک، که پشت آن تصویرى نقاشى از تمثال امام رضا(ع) نقش بسته، به چشم مى خورد. از آن آینه هایى که در مشهد، اطراف ضریح مطهر مى فروشند. گریه مان درآمد. همه اشک مى ریختند. جالب تر و سوزناکتر از همه زمانى بود که از روى کارت شناسایى اش فهمیدیم نامش «سید رضا» است. شور و حال عجیبى بر بچه ها حکمفرما شد. ذکر صلوات و جارى اشک، کمترین چیزى بود.

شهید را که به شهرستان ورامین بردند، بچه ها رفتند پهلوى مادرش تا سرّ این مسئله را دریابند. مادر بدون اینکه اطلاعى از این امر داشته باشد، گفت : ((پسر من علاقه و ارادت خاصى به حضرت امام رضا(ع) داشت ))

خبرنگار افتخاری بسیج صادق فرامرزی


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید