۲۰ / تير / ۱۴۰۵ - 11 July 2026
20:32
کد خبر : 8830949
۱۴:۴۰

۱۳۹۵/۱۲/۱۶
روزهای پایانی سال؛

حرمی کوچک به زیارتت می خواند

با تمام غربتی که در درونت غوغا می کند و اندوهی که بر شانه هایت سنگینی، گویی در میان زمین و آسمانی و با سوز سرمایی که بر چهره ات می خورد دنبال مامن و ماوایی تا دلتنگی هایت را به آن بسپاری تا از این همه دغدغه و آشفتگی رها شوی.

به خصوص که روزهای پایانی سال و ایام فاطمیه با حال و هوای خاص خود پریشانی ات را دو چندان کرده است ولی به یک باره در میان این همه هیاهو سر راست که می کنی می بینی روبروی جایی هستی که باور آن سخت متحیرت می کند.

پیش رویت آستان مقدس امامزاده سید حمزه است، سید حمزه یا همان ابوالحسن حمزه بن حسن بن محمد که با 16 واسطه به امام موسی کاظم(ع) می رسد و در سال 617 ه.ق به دست مغولان به شهادت رسیده است، زیارتگاهی که در شمال تبریز و در محله قدیمی سرخاب در تقاطع خیابان ثقه الاسلام و بازارچه سید حمزه در طول سال و روزهای سرد و گرم آن دل های دردمندی را میزبان و مامن امنی است.

 

سید حمزه به زیارتت می خواند، با قلبی مملو از شور و حضور از دالان کوچکی که بیشتر به راهرو شبیه است وارد حیاط می شوی، دور تا دور دیوارهای خشتی تازه مرمت شده گویی تو را از این زمان بیرون می برد به سال های دور اما وسط حیاط یا همان صحن امامزاده با باغچه ای که گل هایش زیر سرما، مات خشکشان زده است دوباره به همان جا برمی گرداند.

 

آرام قدم برمی داری، آهسته کنار باغچه می ایستی تا اذن دخول بخوانی همراه با همه آنچه در درونت موج می زند، می تپد و فریاد می کشد، از دو، سه پله که هست بالا می روی و به در ورودی حرم امامزاده می رسی، در کوچک چوبی با راهرویی باریک.

به ناگاه حس می کنی بویی خاص همراه با گرمایی که بر چهره ات می خورد و با همه اشتیاقی که در تو زنده شده به مددت آمده است تا آرامت کند، آینه کاری سقف امامزاده بر بالای ضریح که نشان از سادگی دارد انعکاس شوق مردمی است که دلتنگی هایشان را به آن گره زده اند و تمناهایشان را به آن دخیل بسته اند.

 

کتیبه های مرمری داخل صحن را نگاه می کنی، یک باره حس حضور به نماز شوق می خواندنت، آرام کنار ضریح می ایستی رو به قبله تا با دو رکعت نیایش شوق بندگی ات را به تماشا بگذاری، همه چون تو هستند و با دلتنگی های خود، مثل تو و با عوالم خاص خود، در درون هر یک غربتی است که به اینجا آمده اند.

خدای من اینجا با آن حرم کوچک و وسعت کم کنار مقبره الشعرا و مسجد ظهیره(سید حمزه) چه قدر بزرگ و با عظمت است که مردم را از همه جای شهر با همه دردها و اندوه ها به تماشا و عشق می خواند و به شور و حضور وامی دارد تا یاکریمان قنوتشان پربار از ربنای دلتنگی هایشان باشد.

رقیه غلامی

گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید