به گزارش خبرگزاری بسیج، نظامسازی به معنای ترسیم الگوهای منطقی و هماهنگ که قابلیت پیادهسازی در حوزههای مختلف کارکردی در بستر جوامع را دارد، به یکی از دغدغههای مکاتب و رهیافتهای فکری و یکی از مهمترین مسائل اندیشمندان و متفکران تبدیل شده است. اهمیت و ضرورت توجه به این مفهوم کاربردی تا آنجایی است که خلاء مکاتب و تمدنهای بزرگ در این حوزه موجب شده تا چالشها و آسیبهای جدی در این میان سرنوشت و آینده ساختارهای حاکمیتی را با خدشه مواجه سازد. نظامسازی به این تعبیر فاصله میان نظریه تا صحنه عمل را پر میکند و این امکان را به وجود میآورد تا الگوی کلان تمدنی و مدل اجرایی پیشرفت، مفهوم دقیق و اجرایی یابد. نظامسازی وحدتگرا به عنوان الگوی بنیادی حاکم بر تمامی مخلوقات خالق واحد که در مفهوم نظامسازی توحیدی جلوه مییابد، مبانی اندیشه توحیدی اسلام را در حوزههای کارکردی مختلف در سه سطح نظامها شامل کلان نظامها، نظامهای میانی و خردهنظامها و در لایههای مختلف فردی و اجتماعی ترسیم مینماید. نظام حاکم بر اندیشه و عمل امام(ره) در فرآیند زمینهسازی انقلاب اسلامی، تحقق انقلاب اسلامی و تثبیت انقلاب اسلامی تا فرآیند طراحی و استقرار حکومت اسلامی در مقیاس حداقلی و در ادامه، طراحی اولیه نظامهای خرد کارکردی در برآیندی کلی الگوی تمدنی پیشرفت را ارائه مینماید که بر پایههای فقه و کلام اسلامی استوار است، ابوالفضل میرزاپور ارمکی استاد دانشگاه در مقالهای با عنوان «چرخه نظامسازی توحیدی، الگوی حاکمیت و پیشرفت در رهیافت توحیدی با تاکید بر مکتب امام(ره)» در ششمین کنفرانس الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت به این موضوع پرداخته است که در ادامه گزیدهای از آن میآید:
*چرخه نظامسازی توحیدی، الگوی حاکمیت و پیشرفت در رهیافت توحیدی با تاکید بر مکتب امام(ره)
-بازنگری در مفاهیم و موضوعات علوم انسانی بر مبنای نظام فلسفی اسلامی و نگرش توحیدی رهاوردی است که زمینه تحول علوم انسانی و گذار به علوم انسانی توحیدی را فراهم میآورد، در یکی از روشها و مدلهای این بازآفرینی، مفاهیم کاربردی در علوم انسانی با تأکید بر مبانی دینی و بر اساس چهارچوب معارف قرآنی تعریف میشود، در واقع تمدنسازی اسلامی نیازمند معارف و آگاهیهایی است که جهتگیری تدبیری را در اختیار میگذارد.
-در حقیقت نظامسازی یکی از معرفتهای تدبیری در مسیر تمدنسازی تلقی میشود، نظامسازی یکی از مفاهیم بنیادی در توسعه و پیشرفت جوامع و حاکمیتها تلقی میشود، سطوح مختلف نظامسازی هم با هدف طراحی و پیادهسازی نظام کلان و هم با هدف طراحی خرده نظامهای اصلی، مسیر توسعه و پیشرفت جوامع را تعیین مینماید، نظامسازی در چهارچوب اندیشه دینی در شرایطی به عنوان یکی از مقولات مهم و راهبردی در فقه سیاسی و کلام اجتماعی مطرح شده است که الگو های نظامسازی در مکاتب و اندیشههای مختلف با محدودیتها و نواقص کارکردی مواجه شده و در بسیاری از موارد از درون با تضادها و تناقضهای اصلی رو به رو شده است.
-نظامسازی و طراحی سیستم، دستاورد رنسانس مغرب زمین است و دانشمندان اسلامی در این زمینه تلاش چندانی نکردهاند. به همین دلیل منابع اصلی در این موضوع در تمدن و فرهنگ اسلامی ریشهای مستقل و رشد یافته ندارد و از این جهت مفهوم نظامسازی به صورت سیستمی و ساختاری مورد توجه قرار نگرفته است.
- جدا از آنکه اندیشه نظامسازی در کلام اسلامی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و با ادبیات نوین، عمر طولانی ندارد و در دوره معاصر به ویژه پس از انقلاب اسلامی مورد توجه جدی قرار گرفته است، اما در همین مدت اندک مبانی و ریشههای الگوهای نظامسازی تمدن غربی را به چالش کشانده است. این رویداد را میتوان از یک سو به قوام و پویایی اندیشه توحیدی و مفاهیم بنیادی و ریشههای نظام سازی توحیدی نسبت داد و از سوی دیگر به تزلزل و تشکیک در مفاهیم بنیادی در اندیشه غربی و همچنین تناقض های اساسی در زیرساختهای تمدنی غرب مرتبط دانست.
-در غرب، به سبب سیطره دو، سه قرنه اندیشه لیبرال، به طور طبیعی عقلانیت فنی مطرح گشته است و در اندیشه لیبرال، مساله ریشه مسألهای بیمعنی و یا بیارزش اعلام شده است. در پیشرفتهترین قرائت از مدرنیسم در گفتمان غربی که عقلانیت اصیل مبنا و پایه مدرنیسم قرار میگیرد با مفهوم فرا مدرنیسم مطرح میشود میتوان بیشترین تطابق را با مبانی جامعه اسلامی دریافت کرد.
-نظامسازی توحیدی به معنای الگویی از نظامسازی است که در سطحهای خرد و کلان در حاکمیت اسلامی قابل پیادهسازی است و در بعد اجتماعی میتواند جامعه اسلامی را تربیت نماید. مفهوم بنیادی در نظامسازی توحیدی بر مبنای اندیشه توحیدی استوار است و در تمامی ابعاد خود پیادهسازی احکام اسلامی را دنبال میکند و بر حاکمیت مؤمنین بر مدیریت ارکان نظام تاکید دارد. لازم به توجه است که ضعف و کم کاریهای صورت گرفته در اندیشه اسلامی در حوزه نظامسازی را میتوان به فقدان نگرش سیستمی و توجه به ضرورت نظامسازی در خبرگان و اندیشمندان اسلامی دانست.
- اندیشمندان غربی در نگرش سیستمی و نظاممند بیشتر و پیشتر از اندیشمندان اسلامی حرکت نموده و از روشهای نوین جهت تبیین و طراحی نظامهای کلان و خرد بر مبنای نظام فلسفی غرب بهره بردهاند.
*نظامسازی در گفتمان امام و رهبری
-نظامسازی مبتنی بر مبانی و اصول اسلامی به منظور رفع نیازها و مسائل جامعه اسلامی رو به تکامل از جمله موضوعاتی است که در طول تاریخ شیعه به عنوان یک موضوع حیاتی قابل توجه بوده است. شروع تلاش به منظور نظامسازی دینی را میتوان به روش استنباط عقلی از نصوص دینی در آثار شیخ اعظم خاتم الفقهاء و المجتهدین شیخ مرتضی انصاری منتسب دانست. در دوران معاصر و در کنار اندیشهها و نظریاتی همچون نظریات شهید سعید صدر(ره)، بیشک امام خمینی(ره) و شاگردان بزرگوار و شهیدشان همچون شهید مطهری، شهید بهشتی و امام خامنهای را میتوان پرچمدار نظامسازی دینی دانست که این مسیر از سوی مقام عظمای ولایت به دقت و متناسب با شرایط ادامه یافته است.
-امام در باب جایگاه فقه مطلوب نیز میفرمایند: حکومت در نظر مجتهد واقعی، فلسفی عملی تمامی فقه در تمامی زوایای زندگی بشریت است. حکومت، نشاندهنده جنبه عملی فقه در برخورد با تمامی معضلات اجتماعی، سیاسی، نظامی و فرهنگی است. فقه، تئوری واقعی و کامل اداری انسان از گهواره تا گور است. اگر کسی فقه جامعه را نداند، اسلام و حکومت اسلامی را نمیشناسد. در ضمن کسی که کل معارف اسلام را می شناسد، حکومت را در چهارچوب کل اسلام تعریف می کند؛ نه صرفاً در محدوده احکام فقهی موجود، چون فقهی که ناظر به همه زوایای زندگی است، فقط رساله کنونی نیست؛ اعم از اینهاست که همه زوایای زندگی بشر در همه ابعاد را میپوشاند، بر این اساس میتوان گفت که فقه، تئوری واقعی و کامل اداره انسان از گهواره تا گور و به تعبیری، تئوری سرپرستی انسان است.
-لازم به توجه است آنچه امام خمینی(ره) در مسیر پانزده ساله (1342-1357) انقلاب اسلامی طی نمودند، چرخه کامل فرآیند نظامسازی بوده است، به عبارت روشن نظامشناسی توحیدی در اثر تقویت کلام اسلامی در بعد حاکمیت اسلامی متکامل شد و نظام سیاسی اسلامی با محوریت ولایت فقیه در ساحت اندیشه تبیین شد. از سوی دیگر تکامل معرفتی، شخصیتی و عرفانی امام خمینی(ره) وجود یک مصداق عینی در راستای پیادهسازی نظام در جایگاه ناظم سفلی را محقق نمود. در ادامه امام(ره) در بستر انقلابی و به منظور مقابله با طاغوت حاکم، مرحله پنجم از فرآیند نظامسازی را مقدم میشمارد و در راستای عملیاتی نمودن مرحله «منظوم فیه» جریان مردمی و شبکه اجتماعی را نسبت به فرآیند انقلاب همراه مینماید. در این شرایط تحقق منظومه به اراده الهی و خواست عمومی جامعه محقق میشود و در فرآیند تکاملی، نظام سیاسی مبتنی بر ولایت فقیه تکوین مییابد و استقرار پیدا میکند. با وجود آنکه نظامسازی سیاسی در فرآیند انقلاب اسلامی ظهور و نمود بیشتری داشته است، اما ریشهها و مبانی نظری انقلاب اسلامی را میتوان در سایر نظامهای میانی و خرد مشاهده کرد.
-از منظری دیگر اس و اساس و روح اصلی راه امام «نظامسازی اجتماعی» است. یعنی امام پایهگذار یک نظم جدید مدنی و یک زندگی و نظم جدید هستند؛ امام خمینی(ره) پس از حاکم شدن، در هشت حوزه اجتماعی شامل حوزههای رهبری جامعه و ساختار سیاسی، قانونگذاری، فقرزدایی، فرهنگی، دفاعی، اقتصادی، امنیتی و تربیتی و زیارتی نظم جدیدی را تعریف کردند و ساختار اجتماعی نوینی را پایه گذاشتند، در اندیشه مقام معظم رهبری نیز موضوع نظامسازی دارای اهمیت بسیار زیادی است. ایشان نظامسازی را امری جاری و نه دفعی و یکباره دانسته که تحقق اهداف کلان مادی و معنوی آن به طور طبیعی به زمان طولانی نیاز دارد و اصلاح و تکمیل مسیر حرکت را بخش متمم نظامسازی تلقی نموده و بر ضرورت رصد و بررسی مداوم (مرحله ششم از چرخه نظام سازی مختار) به منظور رفع نواقص و تکامل نظام سازی تاکید مینمایند، مقام عظمای ولایت در تبیین نظامسازی سیاسی امام خمینی(ره) ضمن تاکید بر اینکه «نظامسازی بر اساس فقه اسلامی» تا قبل از امام راحل عظیمالشان سابقه نداشته است، بیان میدارند که امام خمینی(ره) اول کسی است که در مقام نظر و عمل، یک نظام سیاسی را بر مبنای مردمسالاری دینی و ولایت فقیه، مطرح و ایجاد کردند.
*ارکان و مؤلفههای اصلی نظامسازی
-در رویکرد «دین راهبردی» نظامسازی دینی باید دارای چهار شاخصه ذیل باشد:
1- پاسخگویی نیازهای طبیعی و واقعی
2- فرهنگسازی و آیندهسازی
3- کارایی برتر نسبت به نظامهای مشابه
4- قابلیت استناد به اسلام و تفکر دینی
در این رهیافت گزارههای دین به سه لایه نگرشساز، راهبردساز و راهکارساز تقسیم شده و مدلسازی به وسیله پیوند زدن این سه لایه به یکدیگر در مصادیق و موضوعات انجام میپذیرد، در این الگو، نظامسازی در قالب چهار ابر محور شامل (ارتباط با محیط، ارتباط با هم نوع، ارتباط با خود و ارتباط با ماورا) و در سه ابر فرآیند (فکری-معرفتی، قانونی و فرهنگی ) و در ده زیر ساخت و چهل کلان سیستم انجام میشود، رهیافت «نظام ولایت و فلسفه شدن» ارکان اصلی سازنده نظام را متناظر با مهمترین نیازهای جامعه انسانی می داند و ارکان نظام را در سه حوزه 1- نظام تولید، توزیع و مصرف «قدرت» 2- نظام تولید، توزیع و مصرف «ثروت» 3- نظام تولید، توزیع و مصرف «اطلاعات» تبیین میکند و در فرآیند نظامسازی و تمدنسازی سه رکن اصلی را ارائه میدهد و استناد به دین و استناد به کارآمدی را در این سه رکن لازم میداند.
-این سه رکن عبارتند از: تولید مفاهیم بنیادی و کاربردی (نظام مفاهیم)؛ توزیع این مفاهیم در آموزش و فرهنگ؛ ساختارسازی نهادها و لایه های اجتماعی بر اساس این مفاهیم (نظام مناصب)
-مُنظِّم توحیدی در نظام توحیدی قابلیتهای زیر را باید در وجود خود داشته و در مسیر تکامل باشند:
مومن و معتقد به توحید و مزکی در اخلاق و رفتار
ارجحیت نظام پاداش معنوی، آخرتگرایی نسبت به نظام پاداش مادی و دنیانگری
توجه به ضرورت الگوی مدیریت جهادی در اقدام و نتیجهگیری
معتقد به ارکان نظام اسلامی و تفکر شیعی
خلوص در نیت و ارتباط مداوم با خدا و توسل به اهل بیت در حفظ اخلاص
متفکر، خلاق و منطقی
هوشمند و با قابلیت های چند گانه
بهرهمند از ظرفیتهای بالای هوش اجتماعی و هوش معنوی به همراه مهارت نفوذ در حلقه ارتباطی
دارای نگرش سیستمی و غیر خطی در مناسبات
مهار و کنترل نفسانیات و پرورش فطریات و روحانیت
دارای تخصصهای طولی و عرضی است(معرفتهای پایهای و مهارتهای تخصصی دارد).
متعادل در زندگی فردی و اجتماعی
سازمانیافتگی زندگی شخصی و زندگی خانوادگی
آیندهنگر و معتقد به حاکمیت مستضعفین در آینده
تربیت شده و مربی است
تیزبینی در امور و دارای نگاه تحلیلی
-نظامسازی توحیدی از جهت گفتمانی و مبانی نگرشی به منبع عظیم گفتمان توحیدی و جایگاه ولایت متصل است، اما از نظر اجراییسازی و نظامگذاری به سه مرحله اصلی تربیت مُنظِّم، منظومه، منظوم فیه و رصد نظام وابسته میباشد؛ نظر به چرخه شش مرحلهای نظامسازی توحیدی ارائه شده، استقرار و پیادهسازی یک نظام نیازمند تکمیل چرخه نظامسازی توحیدی و بلوغ و تکامل هر یک از مراحل به تنهایی است. از این رو و در رویکرد انتقادی به پیشنویس الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت سه نقد جدی قابل دریافت است، در نگاه کلی به پیشنویس از اصول و روشهای نظامسازی مدرن و نظامسازی دینی (مبتنی بر فقه) بهرهبرداری نشده و به صورت کلی منطق و مدل حاکم به درستی تبیین نشده است.