به گزارش «جوان»، یکی از کشورهایی که روی گاز ایران حساب باز کرده، هندوستان است. این کشور به گاز نیاز دارد و از اوایل دهه 60 شمسی مذاکراتی را با ایران آغاز کرد که در نهایت به دلیل فشارهای امریکا مجبور شد کنار بکشد تا قرارداد گازی ایران با هند و پاکستان تنها به اسلامآباد ختم شود. هندیها نگاه خاصی به گاز دارند و بر این اساس دوست دارند با دارنده دومین ذخایر گازی جهان به توافق برسند.
آنها دوبار برای گاز ایران برنامه دادند؛ یکی برای احداث مجتمع پتروشیمی در چابهار و یکی برای توسعه میدان گازی فرزاد بی و تبدیل گاز به LNG و انتقال آن به هندوستان که در هر دو مورد با مخالفت ایران روبهرو شد. آنها برای سرمایهگذاری در پتروشیمی ایران و احداث یک واحد در چابهار خواستار گاز دو سنتی بودند و برای میدان فرزاد بی هم گاز بسیار ارزانی را میخواستند که به گفته وزیر نفت به سود ایران نبوده و نیست. هندیها تهدید نیز کردند و گفتند اگر گاز فرزاد بی به آنها واگذار نشود، میزان واردات نفت از ایران را کاهش میدهند. به تازگی هم وزیر انرژی هند گفته است ایران باید به پاس همکاری هند با این کشور در اوج تحریمها، توسعه و گاز این میدان را در اختیار هند قرار دهد. کسانی که به جزئیات مذاکرات ایران و هند بر سر فرزاد بی آگاه هستند بهخوبی میدانند که منظور هندیها خرید گاز با قیمتی پایینتر از قیمتهای ایران است. در واقع آنها روی کرسنت دست گذاشتهاند و بر همین اساس قیمتی را طلب میکنند که نزدیک به قیمت گاز این قرارداد جنجالی است.
قیمت گاز ایران به کرسنت بسیار ناچیز بود بهطوری که هر متر مکعب گاز ایران 7/1 سنت بود و همین قیمت همه کشورهای مذاکرهکننده با ایران را به سمت چانهزنی بیشتر سوق داد، بهطوری که حتی پاکستان هم برای تعیین فرمول، روی این موضوع مانور داد و ترکیه نیز در سال 90 در مذاکرات خود با مقامات وقت ایران، با دست گذاشتن روی کرسنت خواستار اصلاح قیمت شد.
هندیها برای توسعه میدان فرزاد بی برنامه خود را ارائه داده بودند که با مخالفت ایران مواجه شد. وزیر نفت رسماً گفت ایران در این طرح سود بسیار کمی نصیبش میشود و بر اساس مدل مالی مشخص شده در برنامه اعلامی، انعقاد این قرارداد به صلاح نیست. ایران که از طرح توسعهای 5/5 میلیارد دلاری پیشنهادی توسط شرکت او ان جی سی ویدش هند رضایت ندارد، یک موافقتنامه اولیه برای توسعه میدان فرزاد بی با شرکت گازپروم روسیه منعقد کرده است.
وزیر نفت هند در اینباره گفت: «ما برای روابطمان ارزش قائلیم. در روزهای سخت ایران، زمانی که کل کشورهای غربی این کشور را تحریم کرده بودند، ما با آنها ماندیم و مقدار قابلتوجهی نفت از آنها خریدیم. ما همچنین زمانی که کانالهای بانکی بازگشایی شد، تا پنی آخر (پول نفت ایران) را پس دادیم.»
اینکه چرا مذاکرات 17 ساله ایران و هند به توافق نهایی نزدیک نشده است، دلایل بسیاری دارد ولی یکی از مهمترین آنها طمع هندیها برای دریافت گاز ارزان است. آنها کرسنت را دیدهاند و با این ذهنیت که وقتی ایران با یک شرکت دلال اینگونه معامله کرده و ارزانفروشی میکند پس میتوانند قیمتی نزدیک به آن ارائه دهند.
مذاکره صادرات گاز ایران به عمان به سالهای دهه 70 بر میگردد که مذاکرات جدیتر دنبال شد و حتی در اصفهان هم تفاهمنامهای میان زنگنه و وزیر نفت عمان امضا شد، ولی همه رفت و آمدها و مذاکرات دو طرف حتی در بالاترین سطح دیپلماتیک خود به تعیین فرمول و قیمت منجر نشده است. عمان هم با استناد به کرسنت و قرارداد دلفین قطر با امارات گاز ارزان میخواهد و روی قیمت منطقه تأکید میکند که همین موضوع شرایط سختی را برای ایران پیش آورده است. گرچه اخباری درباره نهایی شدن فرمول و قیمت شنیده میشود، ولی هیچ چیزی رسمی نیست و از آنجایی که تیم راهبری قراردادی با عمان، تقریباً همان تیم کرسنت است، تردیدها بیشتر شده است.
طی سالهای گذشته مذاکرات بسیاری با امارات برای صادرات گاز صورت گرفته است که سه شیخنشین ابوظبی، دوبی و شارجه مذاکرات خود را با ایران به پیش بردند، ولی هیچکدام از آنها به توافق نهایی نرسید، زیرا آنها هم قیمتی از ایران میخواستند که نزدیک به قیمت کرسنت باشد. همین قیمت و چانهزنی این شیخنشینها، روند مذاکرات را به شکست رساند و بر همین اساس ایران نتوانست به طور منطقی و درست وارد بازار خلیجفارس شود زیرا قراردادی به نام کرسنت همه مشتریهای بالقوه گاز ایران را به جایی رسانده است که خواستار گاز پنج سنتی هستند! گازی که به حتی نمیتواند هزینه صادرات را پوشش دهد و جز ضرر چیزی ندارد، اما چه میتوان کرد که با انعقاد یک کرسنت، چنین تحولی در خواستههای سه کشور بهوجود آمده است.