به گزارش خبرگزاری بسیج، صبح نو در سرمقاله خود نوشت:
نامه دکتر قالیباف درباره ضرورت خودانتقادی اصول گرایان و حرکت به سوی
نواصولگرایی، بازتابها و واکنشهای گوناگونی را برانگیخته است؛ از یک سو
در جریان اصلاح طلب معدود افرادی از این نگاه استقبال کرده و با تاکید بر
ضرورت بازسازی اصول گرایان، بیتوجهی به این امر را زمینه ساز شکل گیری
جریانهای انحرافی وفرصت طلب ارزیابی کردند اما عمده افراد یا رسانههای
این جریان، آسیمه سر، یا به برداشتهای سطحی و نیش و کنایههای سیاسی
پرداختند یا از جایگاه دایگی، به تعیین تکلیف برای اصول گرایان و معرفی
«سردمدار» روآوردند و سخاوتمندانه مسیر رنسانس را به اصول گرایان
نمایاندند!
در درون خانواده و در طیف اصول گرایان اما آنچه در واکنش به این نامه روی داده، در واقع بازتابی است از ادامه سرگشتگی مابعد انتخابات؛ در حالی که اغلب اصول گرایان به ضرورت تحول اصول گرایی معترفاند اما ظاهراً در بیان آن یا زمان و چگونگی آن، دیدگاهها متفاوتند و پراکنده. گمانه دیگری که از برخی اظهارنظرهای اصول گرایان برمی آید یا حتی سکوت برخی از آنها را معنادار میکند، تصور اشتباه «جلودار پنداری» از این نامه است؛ با این ذهنیت که قالیباف با سرمایه اجتماعی انتخابات و پس از شهرداری، در پی برداشتن سهم خود از سبد اصول گرایان است تا آن را دستمایه حرکت سیاسی 4 سال آینده خود سازد؛ در حالی که این نامه صرفاً درصدد بیان یک ضرورت است تحت عنوان «تغییرِ اساسی در نحوه کنشِ جریانِ اصولگرایی» که مطالبه همگانی اصول گرایان است اما کی و کجا ؟ همچنان نامعلوم است. آقای قالیباف اما با این نامه میگوید «وقت آن » حرکت و تحول فرارسیده است و اگر در برهوت رخوت و بی عملی دولت حاضر و آتی، اصول گرایان این تغییر اساسی را با تکیه بر مردم و همنوا و همدرد با آنها به انجام نرسانند، هیچ وقت دیگری این فرصت را نخواهند یافت.