به گزارش خبر گزاری بسیج از قزوین،كنفرانس صلح مونيخ در سال 1937 براي جلوگيري از جنگ جهاني و تقابل قدرتها در آلمان شكل گرفت،فرانسه در اقدامي عجيب لهستان و نروژ كه از متحدان اصلي فرانسه به حساب مي آمدند را رها كرد تا بهانه اي دست ارتش نازي و فاشيست ها ندهد.فرانسه با از دست دادن متحدان خود روز به روز ضعيف تر و آلمان قوي ترمي شد.
پس از اين توافق هيتلر پيشواي نازي در كاخ كوبورگ(هتل كوبورگ) محل مذاكرات تيم هسته اي ايران در وين نروژ را رسما به خاك آلمان ملحق كرد شوروي براي جلوگيري از جنگ با آلمانها در جامعه ملل متحد جهان عليه خشونت و همه براي صلح را مطرح كرد و اين شبيه آن چه بود كه آقاي روحاني در سازمان ملل جهان عليه خشونت و افراط مطرح كرد.
در فرودگاه پاريس تا ميدان شانزليزه همه منتظر ورود قهرمانان ديپلماسي بودند،زنان با سرهاي برهنه و لباس هاي آن چناني را با رقص و شادي صحنه هایی بسيار زننده هنر نمایی می کردند. پس از مدتي انتظارها به سر رسيد، سرداران ديپلماسي و صلح جهاني وارد فرودگاه شدند.
چمبرلن نخست وزير انگلستان به همراه دالاديه درميان جمعيت احساس غرورمي كردند و اعلام كردند فقط براي نجات كشورمان بوده است كه با فاشيست و نازي پيمان صلح و عدم تعرض اعلام كرديم.
صداي فريادها و شادي مردم لحظه اي قطع نمي شد مردم از سرداران ديپلماسي و ژنرال هاي صلح طلب استقبال گرم كردند.چمبرلن بلندگو را دست گرفت و خطاب به ملت فرانسه و انگلستان گفت ما براي ده نسل شما صلح را به ارمغان آورده ايم. در اين هنگام با هورا و تشويق هاي فراوان مردم از آنان استقبال و سخنانشان را تاييد مي كردند.
دالاديه هم سكوت را همراه لبخند چاشني كار كرده بود و از اينكه توانسته است با هيتلرو هيس در برلين قدم بزند بسيارخرسند بودند و آن را نشانه قدرت فرانسه در ميز مذاكرات مي دانست!
ويگان فرمانده ارتش فرانسه بر روي يك ماشين سيتروئن رفت و شروع به سخنراني كرد،حالا دنيا متوجه شد كه فرانسه به دنبال صلح جهاني و دوري از خشونت و افراط گرايي است. احدي حق ندارد اين دستاورد عظيم را كه فرانسه به همراه متحدينش براي آن زحمات زيادي كشيدند زير سوال ببرد.
اگر ارتش نازي به ما حمله كند و شهرهاي ما را اشغال كند وظيفه انساني ماست كه از آنها پذيرايي كنيم زيرا اين اعتبار صلح طلبي را ما به راحتي بدست نياورديم و به همين دليل دنیا خواهد فهميد كه خواهان صلح هستيم .
مردم و روشنفكران حامي صلح ومذاكرات در راديو و رسانه ها شروع به طرفداري از اين دستاورد عظيم كردند و منتقدان را انسانهاي بي مغز و طرفدار ويراني فرانسه مي دانستند.
لذا دستور بازداشت مخالفان صلح و انقلابيون مخالف نازي داده شد. درمقابل هيتلر در يك سخنراني اعلام كرد اگر مي خواهيد بر يك ملت غلبه كنيد سايه جنگ را بر سر آنان تبليغ كن تا به جاي دفاع قهرمانانه تن به صلح با ذلت دهند.
روابط آلمان با فرانسه افزايش يافت ، دوستان و متحدان فرانسه از وي جدا شدند پس از مدتي نيروهاي مخفي آلمان كه ارتش سری گشتاپو بودند در تمام فرانسه نفوذ كردند. پس از شش ماه نروژ متحد اصلي فرانسه به آلمان ملحق شد و بخش عظيمي ازلهستان اشغال شد.
دولت و مجلس در تعطيلات تابستانه بودند كه خبري همه را شوكه كرد ،چهار استان فرانسه اشغال شده و تانك هاي نازي بسياري از مردم را قتل عام كردند ويگان دستور داد واكنشي نشان ندهيد كه با عث عصبانيت و خرابتر شدن اوضاع شود اين مسايل با مذاكرات قابل حل است. مجلس عوام انگليس چمبرلن را بركنار و وينستون چرچيل جايگزين وي شد
چرچيل دستور جنگ تمام عيار براي مهار آلمان را صادر كرد. در فرانسه هنوز ويگان و مارشال و دالاديه مخالف دفاع بودند بيش از صد هزار نفر از مردم و سياسيون مخالف آلمان توسط گشتاپو در زندانهاي فرانسه ناپديد شدند. چهار ميليون نفر آواره و بيش از يك ميليون نفر كشته و زخمي شدند. زير ساخت هاي فرانسه از بين رفت تا اينكه هسته هاي مردمي مقاومت براي كمك به ارتش شكل گرفت و ترمز ماشين جنگي آلمان در فرانسه كشيده شد.
سرداران ديپلماسي و مذاكره كه صلح را به بهاي ويراني كشور وعده داده بودند مبهوت شدند و در نهايت به حرف انقلابيون رسيدند كه براي صلح هم بايد جنگيد و در برابر ارابه هاي جنگي فقط توازن قدرت نياز است نه دستان خالي صلح را گدايي كنيم.
1002/ت30/ب