مسئول دفتر نمایندگی، ولی فقیه در ناحیه مقاومت بسیج روح الله یزد "حجه الاسلام شیخ زاده" طی یادداشتی به موضوع بررسی شرایط سیاسی دوران امام هادی (ع) پرداخت.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری بسیج از یزد؛ در این یادداشت آمده است:زیارت جامعه کبیره امام هادی (علیه السلام)؛ منشور ولایت است. این زیارت از ارزش و مقام بالایی برخوردار است به طوریکه یکی از سفارشات بزرگان این است که در زیارت اهل بیت (علیهم السلام) این زیارت جهت ارتقاء معنویت و معرفت ولایی و دینی قرائت شود.
برای بررسی رفتار سیاسی امام هادی (علیه السلام) نخست لازم به نظر میرسد که باید به دورههای زندگی ایشان اشاره کرد. آن حضرت در سن شش سالگی به امامت رسید و، چون پیشتر امام جواد علیه السلام در هشت سالگی به امامت رسیده بود از این بابت برای شیعیان در پذیرش امامت او مشکلی پیش نیامد. جز عده کمی که به امامت موسی مبرقع معتقد شدند و پس از مدتی انان نیز به امامت امام هادی (علیه السلام) گردن نهادند.
رفتار سیاسی خاصی برای امام در این دوره شاید نتوان مثال زد گر چه امام (علیه السلام) در این سن هم به برخوردهای سیاسی با حکومت وقت پرداخت. امام (علیه السلام) تا سن ۱۵ سالگی معاصر معتصم (لعنه الله علیه) همان قاتل پدرش بود. گرچه گزارشهای مفصل و حتی مجملی درباره این دوره از زندگی امام (علیه السلام) در دسترس نیست، اما میتوان این دوره را با دوره زندگانی امام رضا (علیه السلام) و هارون (لعنه الله علیه) و امام کاظم (علیه السلام) و منصور (لعنه الله علیه) مقایسه کرد.
وجه شباهت این است که ائمه ما پس از شهادت پدرانشان به وسیله خلیفه عباسی از گزند خلیفه قاتل نسبت به خود در امان بوده اند. چرا که خلیفه قدرت بر شهادت دو امام در دوران حکومتی خود را نداشته و شهادت امام پیشین برایش دردسرهای روحی و اجتماعی خاصی میآفرید. سالهای ۱۵ تا ۲۰ سالگی امام همزمان با حکومت واثق شد و پس از واثق امام تا ۳۸ سالگی خود همدوران متوکل (لعنه الله علیه) بود. پس از متوکل (لعنه الله علیه) فرزندش منتصر شش ماه حکومت کرد و مستعین تا ۴۲ سالگی امام خلیفه بود که پس از مرگش معتز (لعنه الله علیه) تا سال ۲۵۵ هجری که امام در این هنگام ۴۵ ساله بود خلافت کرده و دست خود را به خون امام آغشته کرد. از مشخصههای حکومت عباسی در این دوره ۱- زوال هیبت و عظمت خلافت است، از دوره متوکل به بعد ترکان وارد دستگاه خلافت شدند و جای ایرانیان را گرفتند، کار به جایی رسید که خلافت یک مقام تشریفاتی شد. در عین حال هرگاه احساس خطری از سوی مخالفان میشد خلفا و کارمندان و اطرافیان در سرکوبی و نابودی مخالف یکصدا میشدند.
دومین مشخصه این دوران خوش گذرانی و هوسرانی دربار و شخص خلیفه است. کار خلفا در این دوره خوش گذرانی و شب نشینی و میگساری بود و کار به جایی کشید که دربار عملا میکده شد. از دیگر مولفههای شناخت این دوران، ظلم و ستم و بیدادگری و خودکامگی و گسترش آن در این دوره بود. صرف هزینههای فراوان در خوش گذرانیها و برپایی مجالس عیش و نوش و ساخت و ساز قصرهای مجلل و تفرحگاههای بی نظیر، بار سنگینی را بر دوش مردم گذاشته بود و جان مردم به لب رسیده بود.