
به گزارش خبرگزاری بسیج از قم، "بر اساس اظهارات شاهدان عینی، کودکان روهینگیا توسط نیروهای نظامی و شبه نظامی در میانمار سر بریده شده و تعدادی نیز به صورت زنده سوزانده شده اند."
و این، یکی از اندک خبرهایی است که در عصر موسوم به اطلاعات و حقوق بشر، از گوشه ای از جهان مخابره میشود!
جهان امروز، صحنههای دلخراش و شرم آوری را تجربه میکند که یکی از مهمترین و در عین حال مظلوم ترین آنها، کُشتار مسلمانان بی دفاع میانمار است، اتفاقی که به تعبیر رهبر حکیم انقلاب، سکوت در قبال آن، نمونه بارز دروغ حقوق بشری غرب است؛ اتفاقی که نشان میدهد هر زمان که امپراتوری رسانه ای بخواهد جنایت و یا فاجعه را تا حداکثر ممکن سانسور کند چنین میکند.
سخن از تدارک یک نسل کُشی همه جانبه علیه مسلمانان مظلوم در غربی ترین کشور واقع در جنوب شرق آسیا و در ساحل شرقی خلیج بنگال است؛ در کشوری با نام میانمار یا برمه؛ با جمعیتی بیش از 50 میلیون نفر و با دولتی نظامی که در سال 1948 و با حضور و همت همه مردمش، اعم از بودایی و مسیحی و هندو و البته با تلاشهای خستگی ناپذیر همین مسلمانان، از دست استعمار انگلیس رهایی یافت و استقلال سیاسی خود را جشن گرفت اما چند سالی است که سیاست پاکسازی مسلمانان روهینگیا از این کشور در دستور کار قرار گرفته است:
میانمار
هنوز مستعمره است
و آتش تهیه این جنایت
هنوز از انگلستان و واشنگتن تدارک میشود
همیشه پای یک زن در میان است
زنی که از قاهره به تل آویو میرود
از تل آویو به کابل
و هر شب نقشه کشتار را تدارک میبیند
فعالان صلح جهانی
برایش کف میزنند
پسر علی اف خوابش را میبیند
و شاه عربستان عکسش را کنار اجدادش گذاشته است
او همه جا میرود
اعراب شکم گنده از بوی ادوکلنش زبانشان بند میآید
میانمار هنوز مستعمره است ... . (بخشی از شعر علیرضا قزوه)
و این استعمار پیر، همچنان به تفرقه افکنی بین اکثریت بوداییان و اقلیت مسلمانان میانمار میاندیشد تا شاید از این راه، به نان و نوای تازه ای از امکانات و منابع این کشور مانند نفت و گاز و معادن مس و روی و سنگهای قیمتی دست یابد؛ این در حالیست که از دیرباز، بوداییان به عنوان مردمی صلح دوست معرفی شدهاند، اما عملکرد راهبان خندان آنان و حتی برخی مدافعان حقوق بشرِ اهل میانمار – که مفتخر به دریافت جایزهای مانند نوبل هم شدهاند- نکات تازه ای را آشکار میسازد.
جالب این است که مسلمانان میانمار تا همین چند سال پیش در این کشور به عنوان اقلیتی قانونی، زندگی میکردند و محترم شمرده میشدند؛ اما همان دستهای پلید، بالاخره کار خود را از سر گرفت تا اختلاف افکنی بین بوداییان و مسلمانان، وارد مرحله جدیدی شود.
در این بین، مسلمانان تلاش داشته و دارند تا آتش اختلافات را به سمت خاموش شدن سوق دهند، اما جنایات بی حدّ مأموران دولت نظامی حاکم علیه مسلمانان مظلوم و بی دفاع، تنها و تنها یک هدف را دنبال میکند که همانا، از بین بردن یا اخراج تمامی مسلمانان روهینگیا از میانمار است؛ در حالیکه آنان هیچ جنایت یا خیانتی را مرتکب نشده اند و شاید تنها جُرمشان این است که شهروند زادگاه و کشور خود، یعنی میانمار هستند!
دولت میانمار اما چند سالی است که مسلمانان بی دفاع را شهروند خود نمی شمارد و با زیر فشار قرار دادن آنها یا آتش زدن خانهها و مزرعههایشان، آنان را به کوچی اجباری به کشورهای همسایه و از جمله چین، لائوس، تایلند، هند و بویژه بنگلادش فرا میخوانَد.
دردناکتر اینکه از این جمعیت مسلمانِ نه چندان محدود؛ هیچ آمار رسمی منتشر نمیشود و آنان به این دلیل که شهروند قانونی به حساب نمیآیند؛ هیچ پشتوانه و حمایتی ندارند.
و این روزها، این نسل کُشی به دست فرمانروایی به نام تین سین، ادامه دارد تا خاطرات تلخ نسل کشی مسلمانان بوسنی و هرزه گوین به دست صربها تداعی و زنده شود، مسلمانانی که در سکوت مجامع بین المللی مدّعی حقوق بشر و بدتر از آن، در سکوت کشورهای اسلامی - که خود، یا خوابند یا درگیر گرفتاریهایی مانند عراق و سوریه و لبنان و یمن هستند – مرگ مینوشند و آواره اند؛ حکایتی که در ادامه شعر علیرضا قزوه هم روایت شده است:
پنج بعلاوه یک سکوت میکند
کُشتارها ادامه دارد
مردی شبیه چنگیز و هلاکو
تین سین
آتش پرستی فاشیست که قبل از همه
بودا را آتش زد
مردی از تار و پود خوک و شراب
با قلبی از لجن و کثافت
برادر دوقلوی زنی که موی بلوند دارد
و آمده است جهان را به هم بریزد
که حالم از شعار دموکراسی اش به هم میخورد
تین سین برادر دو قلوی خانم کلینتون است
خوش خدمتی اش را
با کُشتار مسلمانان تمام کرد
حال آنکه بودا به صلح میاندیشد
بودا تعلیم آرامش است و دوستی
تین سین امّا نواده هلاکوست
پسر غیر شرعی هیتلر است
اگر میدانستم به سانچی نمی رفتم
مجسمه بودا نمیخریدم
چرا که بودا و کریشنا در این کشتار
سکوت کرده اند و
بودای خوابیده در قفسه
انگار قصد بیدار شدن ندارد
همه این اتفاقات استخوان سوز در روزگاری اتفاق میافتد که سازمان مللش، سالهاست حق حیات را برای نوع بشر به رسمیت شناخته است؛ در روزگاری اتفاق میافتد که سخن از حقوق شهروندی، گوش فلک را پر کرده است، اما با این حال و با وجود انواع سانسورهای رسانه ای، هر چند روز یکبار، تصاویری از مظلومیت روهینگیا به جهان مخابره میشود که از حافظه بشریت آزاده محو نخواهد شد؛ تصاویری از اجساد سوخته، سرهای بریده شده و یا انبوه آوارگانی که به امید رسیده به آزادی، به دریا و اقیانوس زده اند؛ اما جملگی غرق شده اند.
این فشارها همچنان ادامه خواهد یافت تا همه این مظلومان، به ترک وطن مجبور شوند؛ انسانهایی که بسیاری از آنها در این روزها، در مرزهای مشترک میانمار با کشورهای همسایه آواره اند و هر از گاهی، خبری درباره غرق شدن برخی از آنان، در راه فرار از کشورشان و رفتن به کشورهای همسایه به گوش میرسد.
و اما اینک وظیفه ما چیست؟ وظیفه ما به عنوان یک مسلمان و یا وظیفه ما حتی به عنوان یک انسان.
بدیهی است در این میان، حاکمان و اُمَرای کشورهای اسلامی و البته سازمانهای بین المللی اسلامی مانند سازمان کنفرانس اسلامی، مسؤولیت سنگین تری دارند، اما اگر آنان خود را به خواب بزنند یا کوتاهی کنند وظیفه ما از بین نخواهد رفت؛ وظیفه ای که برای اهالی رسانه، پرداختن به این موضوع و تلاش برای دستیابی به اطلاعات دست اول و انعکاس همه جانبه آن، برای اهل قلم و ادبیات؛ نوشتن و قلم زدن و سرودن از این مظلومیت جانکاه و البته برای عموم مسلمانان و آزادیخواهان، حداقل یک دعا در هر روز، برای رهایی و آزادی آنان از این بلیّه مصیبت بار است:
اللّهمّ انصُر الاسلام و أهله و اخذُل الکُفر و اهله ...
محمدامین لیالی