بابک صمدی افشار محقق و نویسنده در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری بسیج گفت: کارکودکان نه تنها بنیان طبیعی و حقوقی انسانی را پایمال میکند بلکه تهدیدی جدی برای آینده اجتماعی و رشد و پیشرفت اقتصادی است.
وی با بیان اینکه براین اساس بعنوان یک معضل اجتماعی به آن نگریسته می شود، افزود:. عواملی مانند فقر اقتصادی خانوادههای کودکان خیابان، ناتوانی آنان در انطباق با شیوههای زندگی شهرهای بزرگ، آسیب زا بودن محلات حاشیه شهر و نارسایی نهادهای اجتماعی مانند خانواه و مدرسه و فقدان نظارت کافی از سوی سازمانهای متولی را از عوامل پدیده کودکان کار وخیابان میتوان برشمرد.
افشار یاد اور شد: بسیاری از کودکان کار بین ۸ تا ۱۰ سال سن دارند، شش ساعت در روز کار میکنند و حتی روزی یک وعده غذای گرم نیز نمیخورند و این موضوع زمینه بروز انواع بیماری هاست. این کودکان دچار بلوغ زودرس بوده و زودتر از سایر کودکان با مسائل جنسی مواجه میشوند که زمینه ساز ورود انواع آسیبهای جنسی است؛ و یکی از اقدامات موثر آموزش کودک در “نه گفتن” در مقابل خواستهای بزرگسالان است، بسیاری از این کودکان بارکش، دیسک کمر دارند و، چون امکان دسترسی به مراکز درمانی را ندارند، این روند باعث بروز انواع بیماریها میشود. آنچه ما با آن روبرو هستیم پدیده کودکان خیابانی است که دارای خانه و خانوداه هستند، ولی بیشتر وقت خود را به کار و یا پرسه زنی در خیابانهای شهر میپردازند. برخی از این کودکان که تحت تاثیر فشارهای طاقت فرسای اقتصادی هستند، به میل و رغبت خود برای کمک به خانوده و برخی نیز تحت تاثیر اجبار و الزامهای والدین و بزرگ ترها به کار کردن درخیابان روی میاورند. آنان با محرومیت از تحصیل به اشتغال در مشاغل کاذب داوطلب میشوند. آمار دقیقی در مورد تعداد کودکان کار و خیابان وجود ندارد. تا وقتی آمار درست و دقیقی از تعداد کودکان کار وجود ندارد، تصمیماتی که گرفته میشود، قطعا نمیتواند درست باشد
وی خاطر نشان کرد: موضوع کودکان کار موضوع نسبتا پیچیدهای است و عوامل گوناگونی در آن اثر گذار هستند. از جمله:ساختار خانواده، فقر، تغییرات اقتصادی ناگهانی ناشی از جنگ و ... (که منجر به مهاجرت به کشورهای همسایه برای کار با دستمزد بیشتر میشود) و هزینۀ تحصیل و نظام آموزشی نادرست.
این محقق عنوان کرد: کودکان کار در شرایط بسیار نامطلوب از نظر تغذیه، بهداشت و انجام کارهای خطرناک و حاد به سر میبرند. این کودکان میتوانند به راحتی بازیچه دست بزهکاران حرفهای اعم از سارقین یا باندهای توزیع مواد مخدر، عوامل ایجاد خانههای فسادو... قرار گیرند؛ و همچنین عدم بهره گیری از آموزش و تحصیل علم و فن، قدرت رقابت با سایر کودکان در ایجاد یک زندگی سالم را هر جه بیشتر از این کودکان سلب میکند. فردی که از کودکی به جای تحصیل و تفریح، موظف به تامین اقتصادی و معیشتی خود و خانواده خود است، کودکی خود را تباه شده میبیند و هیچگاه فرصتی برای آموزش و پرورش یا مهارت آموزی که بتواند تامین کننده ضمانت شغلی او در آینده باشد، پیدا نمیکند.
وی بیان کرد: به نظر میرسد که پدیده کودکان کار نیازمند یک اجماع واحد و تعامل همه جانبه از سوی دستگاههای دولتی و نهادهای اجتماعی و غیردولتی است، تعاملی که میتواند ماحصل آن شناسایی کودکان کار، ایجاد مشاغل پایدار برای خانوادههای آنان، گسترش حیطه نظارت سازمانهای دولتی نظیر بهزیستی و معرفی کودکان کار به NGOها برای حمایت و پوشش باشد. با توجه به آمارها و گزارشهای موجود حمایت از کودکان کار به عنوان قشری آسیبپذیر امری ضروری است هر چند که فعالیتها و تلاشهای بسیاری برای ساماندهی کودکان کار در کشور صورت گرفته و انجمنهای حمایت از کودکان کار با پیریزی انواع برنامهها و طرحهای ویژه تلاش کردهاند تا کودکان کار را شناسایی و زمینه فراهم کردن امکانات و تسهیلات و بهره مندی از حداقل نیازها برای این کودکان را فراهم کنند، اما آنچه مسلم است تمام انواع کار کودک به خصوص بدترین اشکال آن باید ریشهکن شود چرا که کار کودک نه تنها بنیان طبیعی و حقوقی انسانی را پایمال میکند بلکه تهدیدی جدی برای آینده اجتماعی و رشد و پیشرفت اقتصادی محسوب میشود.