به گزارش خبرگزاری بسیچ در قزوین، روشنفكران غربگرا عليرغم سخنان مدرنيته و تحول خواهي همواره جز بي مغزترين اقشار جامعه بوده كه در بسياري از مواقع از بي سواد ترين قشر عوام هم شعور سياسي و موقعيت شناسي آنان كمتر است.
از ديد اين روشنفكران عموما چيزي بنام دشمن وجود ندارد بلكه ساخته و پرداخته ذهن حاكميت مي باشد تا بوسيله آن مردم را تحت كنترل در آورند.
از ديد اين قشر كه مثال كمثل الحمار و يحملوالتورات مي باشند دشمن اصلي خود حاكميت و نظام اسلامي بوده و در برابر تمام تهاجمات دنيا مقصر است.پيشرفت هسته اي ممنوع بوده زيرا آمريكا عصباني مي شود اما گراني و بيكاري را با شديدترين وجه مي شود اعمال كرد چون نگراني براي غرب و استعمار وجود ندارد.
اصلا ما به دنيا آمديم تا براي رضايت ايادي استكبار كار كنيم نفس بكشيم و زندگي نكبت بار خود را جشن بگيريم.در جامعه امروز به نام پيشرفت و تحول شما را منكوب مي كنند و تورا به صليب مي كشند تا سخنان مسيح را كسي نشنود.در پيچ تاريخي عده اي بريده اند و به دنبال نجات مردم يانكي در آن سر دنيا هستند تا خاطر شيطان آسوده باشد كه كاسه داغ تر از آش در اين وادي بسيار بوده است.
در ايران اگر هسته اي بسازي اوج عقب ماندگي و بدبختي بوده اما در آن علم هسته اي چنانچه بتن بريزيد جشن و پايكوبي برپا خواهد شد.روشنفكران بي مغز مي گفتند: هسته را مي خواهيم چكار وقتي هزاران انسان فقير در جامعه داريم. آن قدر فهم آنان از قدرت ملي پايين است كه نمي دانند مشكل اقتصاد ايران هسته اي نبود بلكه مديران بي لياقتي وجود دارند كه ريخت و پاش بغايت دارند و بيت المال را ارث پدري دانسته و ساختار غلط نظارت و اقتصاد به آنها اجازه دزدي ميلياردي و چند هزار ميلياردي ميدهد.
روشنفكران بي مغز از خود پرسيدند كه چرا امريكا دستور تعطيلي حوزه علميه يا دانشگاه را در شوراي امنيت مطرح نمي كند؟ بله حوزه و دانشگاه بايد باز باشد تا افرادي همانند زيبا كلام پروش يابد و امثال خود را پرورش دهد و از اين حوزه سر فتنه و ته فتنه رشد كنند اما در انرژي هسته اي و صنايع موشكي ديگر جاي حرف و سخنراني و شستشوي مغزي نيست بلكه افرادي كه ايده عملياتي دارند وارد مي شوند.
از كدام صلح و توافق سخن مي گويند: اصلا تا كنون كسي از خود پرسيده كه به جز ايران هيچ دولتي را نمي توانيد پيدا كنيد كه به دنبال براندازي در درون نظام باشند و با ژست اپوزيسيون به دنبال سياه نمايي باشند. روشنفكري غرب زده يعني اينكه بيش از 40 سال در حكومت وزير و رييس جمهور و وكيل باشي اما گناه كم كاري اختلاس و بي لياقتي خود را به گردن ديگران بيندازيد.
از نظر روشنفكران همه چيز در 32 تا كتاب دانشگاه غرب خلاصه مي شود و طبق برآورد آنها بايد خرمشهر را بدهيم تا زمان بگيريم چون طبق فرمول 48 ساعته تهران اشغال خواهد شد و هيچ چيزي نمي تواند مانع آن شود.
روشنفكري يعني ايران خودرو و سايپا كه بيش از 55 سال صنعت خودرو از فرانسه انگليس وارد كني اما هنوز نتواني يك پيچ براي خودرو توليد كني در عوض بيش از 7 برابر قيمت بي ام و به مردم بفروشي و 100 برابر بي كيفيت تر توليد كني!!!
روشنفكري يعني موشك شليك نكن،بگذار پژاك و داعش تورا با خاك يكسان كنند تا دنيا بدانند خراني هستند با قرباني مردمانش به دنبال رضايت استكبار و شيطان هستند و يعني اينكه كار پادشاه بلژيك را در كشتار بيش از 10 ميليون كنگويي برازويل ناديده بگيري اما چهار ميليون يهود كشته نشده را پيرآهن عثمان كني تا امتي خفه بگيرند و تقاص كار نكرده را پس دهند و آلمان متخاصم زندگي كند و فلسطين بيگناه زير چكمه يهود زنان و كودكانش پرپر شوند.
رشنفكري يعني همه براي شادي استكبار بميريم و گوسفند وار فرزندانمان را به قربانگاه گرگ ها ببريم تا چند لحظه اي از خوف آنها آسوده شويم.اما مگر گرگ ها تفاوتي بين گوسفند و بره اش قائل هستند؟ خير! اما اينان اينگونه زيستن را ياد گرفته اند تا با حرف هاي بي ربط خود خود آنان را براي مطامع ديگران به حراج بگذارند.
1002/ت30/ب