
به گزارش خبرگزاری بسیج از قم، روستای "شندآباد" از توابع شهرستان شبستر در استان آذربایجان شرقی، زادگاه پدر فقیه و عالمی است که توانست فرزندی مانند حجت الاسلام و المسلمین سید عبدالله فاطمینیا را در دامان خود پرورش دهد.
او پس از آنکه قرآن، ادبیات فارسی و کتابهایی مانند "نِصاب الصِّبیان" را در مکتبخانههای قدیمی شندآباد فرا گرفت، عازم حوزه علمیه شبستر شد و در نزد آیت الله حاج میرزا کاظم آقا شبستری به یادگیری مقدمات علوم آل محمد (ص) مشغول شد و آنگاه، به حوزه علمیه تبریز رفت تا از دروس سطح آیت الله حاج میرزا ابوالحسن انگجی و پس از آن، از دروس خارج فقه و اصول آیت الله حاج سید مرتضی خسروشاهی بهره برد.
وی پس از آن، خود به تدریس در حوزه علمیه تبریز روی آورد و در عین حال، امامت جماعت مسجد سید حمزه تبریز را پس از چند سال تعمیر و بازسازی آن، پذیرا شد تا ارتباط نزدیک خود را با طلاب و مردم حفظ کند.
مجموعه مسجد و مدرسه سید حمزه، از آثار فرهنگی اسلامی اوائل قرن هشتم هجری قمری است که متروکه شده بود و وی با تلاش پیگیر خود، آن را احیا کرد تا در سال 1338 هجری شمسی، نخستین طلاب علوم حوزوی در آنجا ساکن شوند و به یادگیری علوم دینی بپردازند.
اهتمام به امر تفسیر قرآن، از دیگر اموری بود که این عالم دانشمند بر آن متمرکز بود که بر این اساس، باید اذعان کرد که معظم له در تفسیر ادبی قرآن، نظریههای بدیعی داشت که مورد توجه علمای حوزههای علمیه قرار میگرفت و درباره آن بحث و گفتوگومیکردند.
نقل است که آن عالم ربانی، بسیار رقیق القلب بود، تا جایی که در آغاز هر منبر خود، آیه ای از قرآن و بهویژه آیات هشدار و یا عذاب را با دقت و طمأنینه میخواند؛ خود گریه میکرد و دیگران را هم به گریه میانداخت.
وی همچنین همواره به انجام وظیفه میاندیشید و در این راه تلاش داشت تا از خودخواهی به دور باشد.
نقل است وقتی مردم یکی از شهرستانهای آذربایجان، نامهای به وی نوشتند و از او برای منبر رفتن در شهر خود دعوت کردند وی بدون تردید عازم آن دیار شد، اما وقتی در آنجا، یکی از علمای شهر به او پیام داد که "یا باید با ما در مسائل، هم رأی باشید یا از این شهر بروید" او برای حفظ شأن آن عالم و با وجود مخالفت دعوت کنندگان، آن شهر را بدون سر و صدا ترک کرد تا جنجال ناخواسته ای ایجاد نشود.
همچنین یکی دیگر از شاگردان آن عالم وارسته درباره ویژگی انجام وظیفه استاد چنین نقل کرده است: "به خاطر دارم آن بزرگوار، در عین حالی که در مدرسه ای، سطوح عالی فقه و اصول را تدریس مینمود، در مدرسه دیگری به طلبه ای که بنا به صلاحدید وی، ازسیوطی به صرف میر برگشته بود، صرف میر تدریس میکرد و گاهی شنیدم که به عنوان لطیفه، بدون اینکه از کسی اسم ببرد، میگفت: شخصی با درشتی تمام طلبه ای را عتاب میکرد که من به تو با نیت الهی و قربه الی الله، صمدیه تدریس کردم که سیوطی را از من بخوانی نه اینکه صمدیه را من زحمت بکشم و سیوطی را از دیگری بخوانی!"
یکی دیگر از ویژگی های این عالم سختکوش، نظم وی در کارها بود. او تمام برنامههای خود را چنان تنظیم میکرد که هیچ یک از وظایف دنیوی و اخروی با هم تداخل پیدا نکند.
همچنین درباره علاقه آن فقیه جلیل القدر به حضرت امام خمینی و احترام فراوان به معظم له، همین بس که وقتی در سال رحلت مرحوم آیت الله بروجردی، عکس مراجع تقلید آن زمان در یکی از روزنامههای کشور منتشر شد، وی عکس حضرت امام خمینی را به فرزندان خود نشان داد و چنین گفت:
"تنها شخص جامع الشرائط از جمیع جهات، ایشان هستند."
او میپنداشت که امام خمینی به عنوان تنها عالمی که به شکل آشکار، به مقابله با اندیشههای ضد اسلامی رضاخان پرداخته، مناسب ترین فرد برای تشکیل حکومت اسلامی است و این بود که از ایشان حمایت میکرد و فعالیتهای انقلابی حضرت امام را میستود.
این روحانی وارسته و بااخلاص، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با احساس مسؤولیتی که در برابر انقلاب داشت، امامت جمعه شهرستان مراغه را پذیرفت و مدتی در آن شهرستان به ارشاد و هدایت مردم پرداخت.
وی در عین حال پس از خدمات علمی، فرهنگی و اجتماعی فراوان، زندگی در قم و مجاورت حرم کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (س) را برای خود برگزید تا ضمن برخورداری از انفاس قدسی آستان قدس فاطمی (س)، همچنان به تدریس و تألیف مشغول باشد.
از این عالم ربانی، آثاری مانند تحقیق و انتشار مُحاسبه النّفس مرحوم سید بن طاووس، محاسبه نفس و پشتکار آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی و همچنین کشف الرّیبه شهید ثانی به یادگار مانده است.
آیت الله حاج سید اسماعیل اصفیائی شندآبادی سرانجام پس از 82 سال عمر مجاهدانه و مخلصانه، در آخرین روزهای آذر ماه سال 1368 هجری شمسی به ملکوت اعلی پر کشید تا پس از تشییعی باشکوه، در مقبره علمای قبرستان باغ بهشت قم به خاک سپرده شود.
نقل است هنگامی که خبر رحلتش را به مرجع عالیقدر، آیت الله شیخ محمدعلی اراکی دادند، معظم له چنین فرمود: "اصفیائی از اصفیاء بود."
آیت الله سید رضا بهاءالدینی، دیگر مرجع عالیقدر آن روزگار هم وقتی خبر رحلت آن مرحوم را شنید، چنین فرمود: "ایشان در آنجا (عالم آخرت) حکومت دارند."
گفتنی است آیت الله اصفیائی، عنایت خاصی نسبت به احوال و زندگی برجستگان از علمای گذشته داشت و همواره از سه تن از آنان یعنی مرحوم سید بن طاووس، مرحوم شهید ثانی و همچنین مرحوم عارف بالله، آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، بسیار یاد میکرد و بهویژه در روزهایی که روزه مستحبی میگرفت، اندکی پیش از افطار، بر مزار آیت الله ملکی تبریزی در قبرستان شیخانقم حضور مییافت و با این عارف کامل به نجوا و صحبت میپرداخت؛ رحمت الله علیهما.
عرفان عبدالله زاده