به گزارش خبرگزاری بسیج در قزوین ولادت حضرت زینب (س) را به همه مسلمانان و آزاده های جهان تبریک می گوییم و در ذیل قسمتی از زندگی این بانوی انقلابی را تبیین می کنیم.
مختصري از زندگاني حضرت زينب (س)
زينب دختر علي (ع) و فاطمه (س) و نوه گرانقدر پيامبر اکرم (ص) است که در زمان برادر زاده خود، امام زين العابدين عليه السلام زن دانشمند، استاد نديده و بانوي خردمند بدون آموزگار معرفي شده، و به خاطر هوشمندي فوق العاده و قدرت شگرف مديريت و پاسداري از آرمان هاي مقدس شهيدان کربلا، دانشمندان بزرگ، او را «عقيله بني هاشم» ناميدند.
زينب و تعليم و تفسير قرآن
حضرت زينب (س) فرزند پيامبر، که قلب او محل نزول وحي و قرآن و فرزند علي (ع) اولين مفسر قرآن است؛ پس تعجبي ندارد که او معلم و مفسر قرآن باشد.
او اهل تدريس قرآن بود، اسناد و روايات نشان مي دهد که او در ايامي که در کوفه بود براي زنان جلسه تفسير قرآن داشت.
در تاريخ آمده است: «گروهي از مردان کوفه به نزد حضرت امير المومنين آمدند و عرضه داشتند که به زنان ما اجازه بده تا به نزد دخترت آمده و علوم ديني و تفسير قرآن را از وي بياموزند، حضرت پذيرفتند و عقيله بني هاشم شروع به تدريس زنها نمودند. خدا مي داند در طول اين چهار سال يا بيشتر، چه تعداد از زنان مسلمان در درس آن بانوي گرانقدر حاضر مي شدند روزي حضرت امير (ع( وارد خانه شدند و شنيدند که زينب کبري به زنان درباره حروف مقطعه قرآن و خصوصاً درباره حروف ابتدايي سوره مريم «کهيعص» سخن مي گفت، پس از پايان درس آن حضرت به دختر خود فرمود: «اي نور چشمم ايا مي داني که اين حروف رمز و نشانه اي از وقايعي است که در سرزمين کربلا بر تو و برادرت حسين (ع) واقع خواهد گرديد.»
سپس آن حضرت گوشه هايي از جزييات اين فاجعه را براي زينب کبري پيشگويي فرمود: « کربلاي حسين، ه هلاکت حسين، ي يزيد قاتل حسين، ع عطش حسين، ص صبر حسين (ع) است»
اين هم نمونه اي بود از علم مجلله زينب(س)
امام در اين تفسير و بررسي مي خواست ببيند آيا زينب آمادگي آن مصائب را دارد يا نه؟ و زينب به او گفته بود که از همه اين وقايع خبر دارد، زيرا مادرش اين مسايل را به او خبر داده بود و دل علي (ع) براي زينب گرفته شد و براي او دل سوزاند.
قام وصايت و نيابت
مقام وصايت و نيابت، از امتيازات و خصلت هاي ويژه حضرت زينب (س) است، در شعاع اين مقام بلند معنوي و انساني است که دختر دانشمندامير المونين (ع) عهده دار کم سابقه ترين مأموريت، براي يک زن در طول تاريخ گرديده است.
منظور از مقام وصايت و نيابت زينب اين است که آن بزرگوار بر اساس شواهد تاريخي، در بعضي از مواقع عهده دار رسالت مقام امامت گرديده، و سمت هدايت و راهنمايي و حتي بيان حلال و حرام را براي ديگران به عهده داشت.
به هر حال مقام و استعداد و دانايي زينب که وي را عقيله بني هاشم نيز ناميده اند، از مقام و استعداد افراد عادي بسيار برتر است. او مورد عنايت خاص خداوندي بوده ، و توجه خاصي امام معصوم او را در حدي قرار داده است که ملاحظه مي کنيم که در موضعگيري هاي به جا، در طوفان ها و بحران هاي فکري، در کوران مصائب کمر شکن پس از شهادت امام حسين (ع) و عزيزان به خون خفته اش، رسالت پاسداري و کاروان سالاري را، با کمال دقت و مهارت به عهده مي گيرد، و به نحو شايسته از عهده آن بر مي آيد، که در تاريخ کمتر نظيري براي آن مي توان يافت.
آن چه که زينب داشت، چيزي نبود جز محصول خوشه چيني ها از خرمن کمال پيامبر (ص) ، بوستان معرفت مادر و پدر و عمل کرد آنها. مگر نه اين است که جدش رسول خدا مصداق و طرف خطاب «انک اعلي عظيم» است. مگر نه اين است که زينب (س) در دامن پيامبر پرورش يافت و به نظر محدثان جزء صحابي او شد.
او مجد و عظمتش را از علي (ع) گرفت که عظمتش به حدي بود که سر بر آسمان مي کرد و جز براي خدا تعظيم نکرد، وقار و هيبتش را از مادرش آموخت که جلوه اي از آن را در واقعه سقيفه مي بينيم، نرمش قهرمانانه از برادرش امام حسن (ع) درس گرفت و شجاعت و جرأت را از حسين(ع).
انديشه او همان انديشه خانواده علي (ع) و فاطمه (س) است. نوع بينش و جهتگيري او از همان گونه و طبق همان منبع. و زينب سراسر عمرش را در کنار معصومان و افراد مصون از خطاست، مورد احترام آن هاست. حشر و نشر او با آن هاست و طبيعي است که همان راه و رسم را فراگيرد و عمل کند.
مسئله اين است که ما در مورد شخصيتي سخن مي گوييم که اگر چه معصوم نبود، اما به خاطر شرايط خانواده اش، ظهور روبروز الگو گيري از ايشان براي افراد قريب به محال است پس ذکر اين مراتب و مناقب چه سود و منفعتي را به همراه دارد؟
در مقام پاسخ گفته مي شود درست است که جو تربيتي زينب و مربيان و معلمان او در شرايطي بوده اند که ما را توان دسترسي بدان ها نيست، ولي مي خواهيم بگوييم براي هر فردي شرايطي مطرح است که آدمي با بهره گيري از آنها مي تواند به مقاماتي شبيه مقامات زينب دست پيدا کند. آن چه بيش از هر چيز زينب را عقيله بني هاشم کرد، تلاش و مجاهدت شخصي اوست، خواستاري و رغبت او به بانوي شجاع و قهرمان بودن است، او اين خواست را با استفاده از مايه هايي محقق کرد که بسياري از آن مايه ها هم امروز در اختيار ما نيز هست که ما در حد توان بدان ها اشاره خواهيم کرد: علم و آگاهي: آگاهي شرط اول وصول به فضيلت هاست. بايد با نور چراغ علم به پيش رفت و بصيرتي کافي در شناخت راه و چاه براي خويش فراهم کرد.
- ايمان به خدا: و اين شرط دوم توانمندي و قوت روحي است. انسان معتقد به خدا به تکيه گاهي محکم متصل است. تمسک به رشته محکمي که ناگسستني است. «و مَن يُؤمِن بِاللهِ فَقَدِ استَمسَکَ بِالعُروَةِ الوُثقي لَاأنفِصامَ لَها» ايمان راستين و نشأت گرفته از شناخت و بينش، انسان را خدايي مي کند و او را به مبدأ علم و صبر متصل مي سازد و ظرفيت رواني او را تا حدي بي نهايت بالا مي برد.
عظمت خطبه ها
عظمت مقام علمي و فکري زينب (س) از مطالعه خطبه هاي او تنها در دو شهر کوفه و شام مي توان دريافت، درجه علمي و ادبي خطبه ها با همه مختصر بودنش به ميزاني است که اگر از زينب کبري هيچ اثري نمانده بود جز همين دو خطبه، با ز هم کافي بود که او را در جنبه علمي و ادبي در سطح بسيار بالايي قرار دهد، به ويژه که اين سخنان از سوي زني دردمند و رنج ديده بود، زني که داغ عزيزان را ديده و در سوگ و ماتم گرانقدرترين محبوبان خود مي سوخت.
سخن زينب نثري است چون نظم، براي شنوندگان مفهوم است و براي نکته سنجان در مرحله عالي ارزش از نظر تعريف و ترکيب کلام فوق العاده فني و ادبي و از نظر ظاهر بسيار ساده است و در عين حال توان ابداع شبيه آن سخت است. او فصيحه و بليغه است و نمونه سخنان موجود او بهترين گواه بر اين مدعا. برخي نويسندگان سخنانش را به سحر آميز بودن شبيه کردند و حتي دشمنان او که در مسند قدرت بودند و از موضع سلطه سخن مي گفتند، نمي دانستند در برابر سخنانش چگونه موضع بگيرند.
ما رأيت الا جميلا
اسيران وارد مجلس ابن زياد شدند، صحنه براي شکستن روحيه آنان در ظاهر امر هيچ گونه کاستي ندارد. زينب کهن ترين جامه هاي خود را پوشيده است. آرام و ناشناس در کناري نشسته بود، عبيد الله بن زياد که به احتمال زياد زينب را شناخته بود براي تحقير پرسيد: «اين زن کيست؟» يکي از زنان گفت: «اين زينب است، دختر فاطمه» عبيد الله بن زياد گفت: «سپاس خداوندي را که شما را رسوا کرد و قصه و فتنه شما را دروغ گردانيد» زينب گفت: «سپاس خداوندي را که سزاست که ما را به وجود محمد (ص) گرامي داشت و ما را پاک و پيراسته گردانيد. نه چنان است که تو مي گويي، بلکه تبهکار رسوا و بدکار تکذيب مي شود.» ابن زياد گفت: «کار خدا را با خاندانت چگونه ديده اي؟» زينب گفت: «جز زيبايي چيزي نديده ام. شهادت براي آنان مقدر شده بود. به سوي کشتارگاه خويش رفتند. به زودي خداوند آنان و تو را فراهم مي آورد تا در پيشگاه خداوند حجت گوييد و داوري خواهيد. نگاه کن در آن روز، پيروزي و رستگاري از آن کيست؟ مادرت به عزايت بنشيند پسر مرجانه»
عبيد الله بن زياد چه انتظاري داشت و چه شد، سخن زينب تير خلاصي بود بر قلب ماهيت پست او.
زينب صبور علي (ع) با آرامش و وقار و تسلط خود، تيشه بر ريشه فخر فروشي و نخوت عبيد الله بن زياد زد و جشن پيروزي او را تبديل به مجلس ماتم و جريان استبداد کرد.
«ما رأيت الا جميلا» چشم بصيرت زينب (س) چه صحنه اي را مي بيند؛ و زبان فصيح زينب چه سخني را مي راند. به راستي او رتبه اي قريب به ولايت برادران دارد؛ او زني خردمند و با درايت بود.
به گفته سيوطي «او زني خردمند و تيز بين بود، خردمندي که براي او قدرت ادراک و استنباط قوي بود.»
روز پرستار
همزمان با روز ولادت شير زن واقعه كربلا كه توانست با پيام رساني، شايستگي زنان را در تاريخ به منصه ظهور رسانده و ضامن بقاي اسلام باشد و از بازماندگان حادثه تلخ عاشورا مراقبت و پرستاري كند، روز پرستار ناميده شده است. در كشور ما نيز پرستاران، در طول هشت سال دفاع مقدس، برغم كمبودها و مشكلات، خالصانه و بيريا در جهت بهبود وضعيت بيماران تلاش كردند و غالبا به جاي اين كه در آغوش گرم خانواده به سر ببرند، بر بالين مجروحان جنگي حاضر شده و از آنان مراقبت كردند و در اين راه مشقتهاي بسياري را متحمل شدند.
7001/ت30/ب