۲۰ / تير / ۱۴۰۵ - 11 July 2026
16:59
کد خبر : 8977079
۱۲:۲۲

۱۳۹۶/۱۰/۳۰
بسیج گزارش می دهد:

زینب(س) بانوی کریمه اسلام

زينب دختر علي (ع) و فاطمه (س) و نوه گرانقدر پيامبر اکرم (ص) است که در زمان برادر زاده خود، امام زين العابدين عليه السلام زن دانشمند، استاد ‏نديده و بانوي خردمند بدون آموزگار معرفي شده.

به گزارش خبرگزاری بسیج در قزوین ولادت حضرت زینب (س) را به همه مسلمانان و آزاده های جهان تبریک می گوییم و در ذیل قسمتی از زندگی این بانوی انقلابی را تبیین می کنیم.
مختصري از زندگاني حضرت زينب (س)
زينب دختر علي (ع) و فاطمه (س) و نوه گرانقدر پيامبر اکرم (ص) است که در زمان برادر زاده خود، امام زين العابدين عليه السلام زن دانشمند، استاد ‏نديده و بانوي خردمند بدون آموزگار معرفي شده، و به خاطر هوشمندي فوق العاده و قدرت شگرف مديريت و پاسداري از آرمان هاي مقدس شهيدان ‏کربلا، دانشمندان بزرگ، او را «عقيله بني هاشم» ‎ناميدند‎.
زينب و تعليم و تفسير قرآن‎
حضرت زينب (س) فرزند پيامبر، که قلب او محل نزول وحي و قرآن و فرزند علي (ع) ‎اولين مفسر قرآن است؛ پس تعجبي ندارد که او معلم و مفسر ‏قرآن باشد‎.
او اهل تدريس قرآن بود، اسناد و روايات نشان مي دهد که او در ايامي که در کوفه بود براي زنان جلسه تفسير قرآن داشت‎.
در تاريخ آمده است: «گروهي از مردان کوفه به نزد حضرت امير المومنين آمدند و عرضه داشتند که به زنان ما اجازه بده تا به نزد دخترت آمده و علوم ‏ديني و تفسير قرآن را از وي بياموزند، حضرت پذيرفتند و عقيله بني هاشم شروع به تدريس زنها نمودند. خدا مي داند در طول اين چهار سال يا بيشتر، ‏چه تعداد از زنان مسلمان در درس آن بانوي گرانقدر حاضر مي شدند روزي حضرت امير (ع‎( وارد خانه شدند و شنيدند که زينب کبري به زنان درباره ‏حروف مقطعه قرآن و خصوصاً درباره حروف ابتدايي سوره مريم «کهيعص» سخن مي گفت، پس از پايان درس آن حضرت به دختر خود فرمود: «اي ‏نور چشمم ايا مي داني که اين حروف رمز و نشانه اي از وقايعي است که در سرزمين کربلا بر تو و برادرت حسين (ع) واقع خواهد گرديد‎.»
سپس آن حضرت گوشه هايي از جزييات اين فاجعه را براي زينب کبري پيشگويي فرمود: « کربلاي حسين، ه هلاکت حسين، ي يزيد قاتل حسين، ‏ع عطش حسين، ص صبر حسين (ع) است‎»
اين هم نمونه اي بود از علم مجلله زينب(س)
امام در اين تفسير و بررسي مي خواست ببيند آيا زينب آمادگي آن مصائب را دارد يا نه؟ و زينب به او گفته بود که از همه اين وقايع خبر دارد، زيرا ‏مادرش اين مسايل را به او خبر داده بود و دل علي (ع) براي زينب گرفته شد و براي او دل سوزاند‎.
قام وصايت و نيابت ‏‎
مقام وصايت و نيابت، از امتيازات و خصلت هاي ويژه حضرت زينب (س) است، در شعاع اين مقام بلند معنوي و انساني است که دختر دانشمندامير ‏المونين (ع) عهده دار کم سابقه ترين مأموريت، براي يک زن در طول تاريخ گرديده است‎.
منظور از مقام وصايت و نيابت زينب اين است که آن بزرگوار بر اساس شواهد تاريخي، در بعضي از مواقع عهده دار رسالت مقام امامت گرديده، و ‏سمت هدايت و راهنمايي و حتي بيان حلال و حرام را براي ديگران به عهده داشت‎.
به هر حال مقام و استعداد و دانايي زينب که وي را عقيله بني هاشم نيز ناميده اند، از مقام و استعداد افراد عادي بسيار برتر است. او مورد عنايت خاص ‏خداوندي بوده ، و توجه خاصي امام معصوم او را در حدي قرار داده است که ملاحظه مي کنيم که در موضعگيري هاي به جا، در ‏‎طوفان ها و بحران هاي فکري، در کوران مصائب کمر شکن پس از شهادت امام حسين (ع) و عزيزان به خون خفته اش، رسالت پاسداري و کاروان ‏سالاري را، با کمال دقت و مهارت به عهده مي گيرد، و به نحو شايسته از عهده آن بر مي آيد، که در تاريخ کمتر نظيري براي آن مي توان يافت‎.
آن چه که زينب داشت، چيزي نبود جز محصول خوشه چيني ها از خرمن کمال پيامبر (ص) ، بوستان معرفت مادر و پدر و عمل کرد آنها. مگر نه اين ‏است که جدش رسول خدا مصداق و طرف خطاب «انک اعلي عظيم» است. مگر نه اين است که زينب (س) در دامن پيامبر پرورش يافت و به نظر ‏محدثان جزء صحابي او شد‎.
او مجد و عظمتش را از علي (ع) گرفت که عظمتش به حدي بود که سر بر آسمان مي کرد و جز براي خدا تعظيم نکرد، وقار و هيبتش را از مادرش ‏آموخت که جلوه اي از آن را در واقعه سقيفه مي بينيم، نرمش قهرمانانه از برادرش امام حسن (ع) درس گرفت و شجاعت و جرأت را از حسين(ع‎).
انديشه او همان انديشه خانواده علي (ع) و فاطمه (س) است. نوع بينش و جهتگيري او از همان گونه و طبق همان منبع. و زينب سراسر عمرش را در ‏کنار معصومان و افراد مصون از خطاست، مورد احترام آن هاست. حشر و نشر او با آن هاست و طبيعي است که همان راه و رسم را فراگيرد و عمل کند‎.
مسئله اين است که ما در مورد شخصيتي سخن مي گوييم که اگر چه معصوم نبود، اما به خاطر شرايط خانواده اش، ظهور روبروز الگو گيري از ايشان ‏براي افراد قريب به محال است پس ذکر اين مراتب و مناقب چه سود و منفعتي را به همراه دارد؟‎
در مقام پاسخ گفته مي شود درست است که جو تربيتي زينب و مربيان و معلمان او در شرايطي بوده اند که ما را توان دسترسي بدان ها نيست، ولي مي ‏خواهيم بگوييم براي هر فردي شرايطي مطرح است که آدمي با بهره گيري از آنها مي تواند به مقاماتي شبيه مقامات زينب دست پيدا کند. آن چه بيش ‏از هر چيز زينب را عقيله بني هاشم کرد، تلاش و مجاهدت شخصي اوست، خواستاري و رغبت او به بانوي شجاع و قهرمان بودن است، او اين خواست ‏را با استفاده از مايه هايي محقق کرد که بسياري از آن مايه ها هم امروز در اختيار ما نيز هست که ما در حد توان بدان ها اشاره خواهيم کرد‎: ‎علم و آگاهي: آگاهي شرط اول وصول به فضيلت هاست. بايد با نور چراغ علم به پيش رفت و بصيرتي کافي در شناخت راه و چاه براي خويش ‏فراهم کرد‎.
‎- ‎ايمان به خدا: و اين شرط دوم توانمندي و قوت روحي است. انسان معتقد به خدا به تکيه گاهي محکم متصل است. تمسک به رشته محکمي که ‏ناگسستني است. «و مَن يُؤمِن بِاللهِ فَقَدِ استَمسَکَ بِالعُروَةِ الوُثقي لَاأنفِصامَ لَها» ايمان راستين و نشأت گرفته از شناخت و بينش، انسان را خدايي مي ‏کند و او را به مبدأ علم و صبر متصل مي سازد و ظرفيت رواني او را تا حدي بي نهايت بالا مي برد‎.
عظمت خطبه ها‎
عظمت مقام علمي و فکري زينب (س) از مطالعه خطبه هاي او تنها در دو شهر کوفه و شام ‏‎مي توان دريافت، درجه علمي و ادبي خطبه ها با همه مختصر بودنش به ميزاني است که اگر از زينب کبري هيچ اثري نمانده بود جز همين دو خطبه، ‏با ز هم کافي بود که او را در جنبه علمي و ادبي در سطح بسيار بالايي قرار دهد، به ويژه که اين سخنان از سوي زني دردمند و رنج ديده بود، زني که ‏داغ عزيزان را ديده و در سوگ و ماتم گرانقدرترين محبوبان خود مي سوخت‎.
سخن زينب نثري است چون نظم، براي شنوندگان مفهوم است و براي نکته سنجان در مرحله عالي ارزش از نظر تعريف و ترکيب کلام فوق العاده فني ‏و ادبي و از نظر ظاهر بسيار ساده است و در عين حال توان ابداع شبيه آن سخت است. او فصيحه و بليغه است و نمونه سخنان موجود او بهترين گواه ‏بر اين مدعا. برخي نويسندگان سخنانش را به سحر آميز بودن شبيه کردند و حتي دشمنان او که در مسند قدرت بودند و از موضع سلطه سخن مي ‏گفتند، نمي دانستند در برابر سخنانش چگونه موضع بگيرند‎.

ما رأيت الا جميلا‎
اسيران وارد مجلس ابن زياد شدند، صحنه براي شکستن روحيه آنان در ظاهر امر هيچ گونه کاستي ندارد. زينب کهن ترين جامه هاي خود را پوشيده ‏است. آرام و ناشناس در کناري نشسته بود، عبيد الله بن زياد که به احتمال زياد زينب را شناخته بود براي تحقير پرسيد: «اين زن کيست؟» يکي از ‏زنان گفت: «اين زينب است، دختر فاطمه» عبيد الله بن زياد گفت: «سپاس خداوندي را که شما را رسوا کرد و قصه و فتنه شما را دروغ گردانيد» ‏زينب گفت: «سپاس خداوندي را که سزاست که ما را به وجود محمد (ص) ‎گرامي داشت و ما را پاک و پيراسته گردانيد. نه چنان است که تو ‏‎مي گويي، بلکه تبهکار رسوا و بدکار تکذيب مي شود.» ابن زياد گفت: «کار خدا را با خاندانت چگونه ديده اي؟» زينب گفت: «جز زيبايي چيزي نديده ‏ام. شهادت براي آنان مقدر شده بود. به سوي کشتارگاه خويش رفتند. به زودي خداوند آنان و تو را فراهم مي آورد تا در پيشگاه خداوند حجت گوييد و ‏داوري خواهيد. نگاه کن در آن روز، پيروزي و رستگاري از آن کيست؟ مادرت به عزايت بنشيند پسر مرجانه‎»
عبيد الله بن زياد چه انتظاري داشت و چه شد، سخن زينب تير خلاصي بود بر قلب ماهيت پست او‎.
زينب صبور علي (ع) با آرامش و وقار و تسلط خود، تيشه بر ريشه فخر فروشي و نخوت عبيد الله بن زياد زد و جشن پيروزي او را تبديل به مجلس ‏ماتم و جريان استبداد کرد‎.
‎«‎ما رأيت الا جميلا» چشم بصيرت زينب (س) چه صحنه اي را مي بيند؛ و زبان فصيح زينب چه سخني را مي راند. به راستي او رتبه اي قريب به ‏ولايت برادران دارد؛ او زني خردمند و با درايت بود‎.
به گفته سيوطي «او زني خردمند و تيز بين بود، خردمندي که براي او قدرت ادراک و استنباط قوي بود‎.»
روز پرستار
همزمان با روز ولادت شير زن واقعه كربلا كه توانست با پيام رساني، شايستگي زنان را در تاريخ به منصه‌ ظهور رسانده و ضامن بقاي اسلام باشد و از بازماندگان حادثه‌ تلخ عاشورا مراقبت و پرستاري كند، روز پرستار ناميده شده‌ است. در كشور ما نيز پرستاران، در طول هشت سال دفاع مقدس، برغم كمبودها و مشكلات، خالصانه و بي‌ريا در جهت بهبود وضعيت بيماران تلاش كردند و غالبا به جاي اين كه در آغوش گرم خانواده به ‌سر ببرند، بر بالين مجروحان جنگي حاضر شده و از آنان مراقبت كردند و در اين راه مشقتهاي بسياري را متحمل شدند.
7001/ت30/ب


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید