۰۶ / مرداد / ۱۴۰۵ - 28 July 2026
09:15
کد خبر : 9014998
۰۶:۳۸

۱۳۹۷/۰۲/۱۹

مهدویّت از دیدگاه اهل سنّت با مهدویّت از دیدگاه شیعه، چه فرقى دارد؟

به گزارش خبرگزای بسیج از یزد؛ 
اهل سنّت، بالاتفاق، به مهدویّت معتقد هستند و به دلیل وجود روایت هاى متواتر، ظهور حضرت مهدى (علیه السلام) در آخرالزمان را جزء اعتقادات قطعى خود مى دانند، برخلاف شیعه ى. امامیه که معتقدند، امام مهدى (علیه السلام)، فرزند امام حسن عسکرى (علیه السلام) است و هم اکنون نیز زنده و غائب است. در این زمینه، اهل سنت به چند گروه تقسیم مى شوند:
عدّه اى از اهل سنّت، مدعى هستند که مهدى، همان عیسى بن مریم است و در این مورد، به خبرى واحد که از انس بن مالک نقل شده است، استناد مى کنند. [۱]تعداد اندکى نیز مدعى هستند که مهدى، از اولاد عباس ابن عبدالمطلب است. آنان به خبر واحدى استناد مى کنند که در کنزالعمال ذکر شده است. [۲]عده اى نیز معتقدند، مهدى از اولاد امام حسن مجتبى (علیه السلام) است، نه امام حسین (علیه السلام). [۳]گروهى مى گویند، پدر امام مهدى، هم نام پدر پیامبر اسلام است و، چون نام پدر حضرت محمد (صلى الله علیه وآله) عبدالله بود، پس مهدى بن حسن عسکرى (علیه السلام) نمى تواند مهدى موعود باشد. مستند این احتمال هم خبرى است که در کنزالعمال ذکر شده است. [۴]جمعى از آنان، همانند امامیه، معتقدند که امام مهدى (علیه السلام) از اولاد پیامبر (صلى الله علیه وآله) و فاطمه (س) است و حضرت عیسى نیز به هنگام ظهور امام مهدى (علیه السلام) به یارى او خواهد شتافت و در نماز به آن حضرت اقتدا خواهد کرد، چنان که در روایت هاى متعدد از ام سلمه نقل شده است که رسول خدا (صلى الله علیه وآله) فرمود:: «المهدى من عترتى من ولد فاطمه؛ [۵]مهدى، از عترت من و از فرزندان فاطمه است».
جابر بن عبدالله از پیامبر (صلى الله علیه وآله) نقل مى کند که حضرت عیسى (علیه السلام) به هنگام ظهور مهدى (علیه السلام) نزول خواهد کرد. [۶]عبدالله بن عمر مى گوید: «المهدى الذى ینزل علیه عیسى بن مریم و یصلى خلفه عیسى (علیه السلام)؛ [۷]مهدى، کسى است که عیسى بن مریم بر او نزول مى کند و پشت سر او نماز مى خواند».
این گروه، حدیث «مهدى، از اولاد عباس ابن عبدالمطلب است» را قبول ندارد. ذهبى مى گوید:
تفرد به محمّد بن الولید مولى بنى هاشم و کان یضع الحدیث؛ [۸]این حدیث را تنها محمّد بن ولید، آزاد کرده ى. بنى هاشم گفته است، و او جاعل حدیث بود.
البته این گروه نیز تولّد حضرت مهدى (علیه السلام) و غیبت او را قبول ندارند. ابن حجر ادعا مى کند: «همه ى. مسلمانان غیر از امامیه، معتقدند که مهدى غیر از حجت (علیه السلام) است؛ چون، غیبت یک شخص، آن هم با این مدّت طولانى، از خوارق عادات است...». [۹]در پاسخ گروه اخیر باید گفت:
اوّلا، روایات نبوى متعدّدى وجود دارد که امامان دوازده گانه را با نام هاى آنان به طور روشن معرفى کرده اند، پس سخن او، باطل است.
از ابن عباس روایت شده که شخصى یهودى به نام نعثل، نزد رسول خدا (صلى الله علیه وآله) آمد و سؤال هاى بسیارى را مطرح کرد. او، از اوصیا نیز پرسید. حضرت در پاسخ فرمود:: «نخستین وصىّ من على (علیه السلام) و پس از او، حسن (علیه السلام) و حسین (علیه السلام) و امامان نه گانه از فرزندان اویند». نعثل پرسید: «نام آنان چیست؟». حضرت، نام تک تک امامان را تا امام دوازدهم (علیه السلام) شمردند. [۱۰]هم چنین رسول خدا، در پاسخ جابربن عبدالله انصارى که در مورد ائمه ى. بعد از على (علیه السلام) سوال کرده بود، فرمود:: «بعد از على (علیه السلام)، حسن (علیه السلام) و حسین (علیه السلام) سروران اهل بهشت، امام هستند، سپس سید العابدین در زمان خودش، على بن حسین (علیه السلام)، سپس محمّد بن على باقر (علیه السلام). تو، او را خواهى دید. وقتى او را دیدى، سلام مرا برسان. سپس جعفر بن محمّد صادق (علیه السلام)، سپس موسى بن جعفر کاظم (علیه السلام)، سپس على بن موسى رضا (علیه السلام)، سپس محمّد بن على جواد (علیه السلام)، سپس على بن محمّد نقى (علیه السلام)، سپس حسن بن علىّ زکىّ (علیه السلام)، و پس از او، قائم بالحق مهدى امت من، م. ح. م. د. بن حسن صاحب زمان (علیه السلام) امام است. او، زمین را پر از قسط و عدل مى کند، همان گونه که پر از ظلم و جور شده است». [۱۱]ثانیاً، شواهد تاریخى و گزارش هاى بسیارى وجود دارد که ولادت آن حضرت و ایام کودکى او را نقل کرده اند. براى نمونه، چند مورد از اقوال اهل سنّت نقل مى شود:
۱. حافظ سلیمان حنفى مى گوید:
خبر معلوم نزد محقّقان و موثقان، این است که ولادت قائم (علیه السلام) در شب پانزدهم شعبان (۲۵۵. ق) در شهر سامرا واقع شده است. [۱۲]۲. خواجه محمّد پارسا، در کتاب فصل الخطاب گفته است:
یکى از اهل بیت ابو محمد بن عسکرى است که فرزندى جز ابوالقاسم که قائم و حجت و مهدى و صاحب الزمان نامیده مى شود، باقى نگذاشت. او، در نیمه ى. شعبان سال ۲۵۵ هجرى متولّد شد. مادرش، نرجس نام دارد. او هنگام شهادت پدرش، پنج سال داشت. [۱۳]۳. ابن خلکان در وفیات الأعیان مى نویسد:
ابوالقاسم محمّد فرزند حسن عسکرى فرزند على هادى فرزند محمّد جواد. دوازدهمین امام از ائمه ى. دوازده گانه ى. شیعه است که به «حجت» معروف است ... ولادت او، روز جمعه، نیمه ى. شعبان سال ۲۵۵ هـ. ق. است. [۱۴]۴. ذهبى نیز در سه کتاب از کتاب هایش، به ولادت امام مهدى (علیه السلام) اشاره کرده و در کتاب العبر و در حوادث سال ۲۵۶ هـ. ق. مى نویسد:
در این سال، محمّدبن حسن بن على الهادى فرزند محمّدجواد فرزند على الرضا فرزند موسى الکاظم فرزند جعفر الصادق علوى حسینى، به دنیا آمد. کنیه اش، ابوالقاسم است و رافضیان، او را الخلف الحجة، مهدى، منتظر و صاحب الزمان مى نامند؛ و او، آخرین امام از ائمه ى. دوازده گانه است. [۱۵]۵. خیر الدین زرکلى (متوفى ۱۳۹۶ هـ. ق) از علماى معاصر اهل سنّت نیز در کتاب أعلام مى نویسد:
او، در سامرا به دنیا آمد و هنگام وفات پدرش، پنج سال داشت و گفته شده که در شب نیمه شعبان سال ۲۵۵ به دنیا آمده و در سال ۲۶۵ هـ. ق. غایب شده است. [۱۶]آیة الله العظمى صافى (دام عزه) در کتاب مهدویت، بیش از هفتاد و هفت نفر از علماى اهل سنّت را نام مى برد که هر یک، به نحوى، ولادت آن حضرت را بیان کرده اند. [۱۷]بنابراین، اگر برخى از اهل سنّت مى گویند: «حضرت مهدى (علیه السلام) به دنیا نیامده است.»، ادعایى بى اساس است که حتّى با گفته‌ها و نوشته هاى بزرگان خودشان نیز سازگار نیست.
شاید برخى از اهل سنّت همانند ابن حجر هیثمى، طولانى بودن عمر را دلیل بر عدم ولادت امام مهدى (علیه السلام) بدانند، ولى باید گفت، خدایى که قادر است عیسى بن مریم را زنده نگه دارد تا به مهدى (علیه السلام) اقتدا کند و یونس را در شکم ماهى محافظت کند و یا به نوح پیامبر، نهصد و پنجاه سال عمر بدهد، آیا قدرت ندارد به مهدى (علیه السلام) عمر طولانى عنایت کند؟ [۱۸]خود اهل سنت نیز به زنده بودن عیسى، خضر، صالح، و... معتقدند.
نتیجه این که ولادت حضرت مهدى، امرى است مسلّم و قطعى و خود اهل سنّت هم به آن واقفند و عوامل و انگیزه هاى دیگرى وجود دارد که نمى گذارد حق را بازگو کنند و حقانیت شیعه و وجود امام زمان (علیه السلام) را ثابت کنند.
-----------------------------------
پی نوشتها:
[۱]. سنن ابن ماجه، کتاب الفتن، ح. ۴۰۲۹.
[۲]. کنزالعمال، ج. ۱۴، ص. ۲۶۴، ح. ۳۸۶۶۳.
[۳]. ابن قیم جوزى، اطنار المنیف، ص. ۱۵۱ (به نقل از میلانى، الامام مهدى، ص. ۲۱).
[۴]. کنزالعمال، ج. ۱۴، ص. ۲۶۸، ح. ۳۸۶۷۸.
[۵]. عثمان بن سعید المقرى، السنن الواردة فی الفتن و غوائل‌ها و الساعة و أشراطها، ج. ۵، ص. ۱۰۵۷.
[۶]. همان، ج. ۶، ص. ۱۲۳۷.
[۷]. نعیم بن حماد المروزى، الفتن، ج. ۱، ص. ۳۷۳.
[۸]. ابن حجر هیثمى، الصواعق المحرقه، ج. ۲، ص. ۴۷۸.
[۹]. همان، ج. ۲، ص. ۴۸۲.
[۱۰]. ثقة الاسلام کلینى، اصول کافى، ترجمه ى. سید جواد مصطفوى، ج. ۱.
[۱۱]. احمد بن على طبرسى، الاحتجاج، تحقیق ابراهیم بهادرى، ج. ۱، ص. ۱۶۸.
[۱۲]. شیخ سلیمان قندوزى حنفى، ینابیع المودة، ص. ۱۷۹.
[۱۳]. همان.
[۱۴]. ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج. ۴، ص. ۵۶۲.
[۱۵]. قایماز ذهبى، العبر فى خبر من غبر، ج. ۳، ص. ۳۱.
[۱۶]. خیرالدین زرکلى، الاعلام، ج. ۶، ص. ۸۰.
[۱۷]. لطف الله صافى گلپایگانى، امامت و مهدویت، ج. ۲، ص. ۵۶ ـ. ۲۴۱.
[۱۸]. ر. ک: بحارالأنوار، ج. ۵۱، ص. ۹۹ ـ. ۱۰۲.
منبع: امام مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، رسول رضوى، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه (۱۳۸۴).

گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید