به گزارش خبرگزاری بسیج در قزوین، تعدادی از مهمترین رویداد های تاریخی در 24 اردیبهشت ماه مورد بررسی قرار می گیرد:
1349ادعای چند قرنی ایران نسبت به حاکمیت بحرین از بین رفت
در جلسه امروز مجلس شورای ملی، امیرعباس هویدا نخست وزیر و دکتر عباسعلی خلعتبری قائم مقام وزارت امور خارجه گزارشی از جریان اقدامات نمایندگان سازمان ملل در بحرین و مراجعه به آراء عمومی آن کشور مبنی بر استقلال به بحرین تقدیم مجلس شورای ملی نمود و تقاضای تصویب آنرا کرد و در نتیجه از 191 نفر عده حاضر در جلسه 187 رأی موافق و چهار رأی مخالف داده شد و با این ترتیب ادعای چند قرنی ایران نسبت به حاکمیت بحرین بدست زمامداران ایران از بین رفت.
1349 - ادعای چند قرنی ایران نسبت به حاکمیت بحرین از بین رفت
در جلسه امروز مجلس شورای ملی، امیرعباس هویدا نخست وزیر و دکتر عباسعلی خلعتبری قائم مقام وزارت امور خارجه گزارشی از جریان اقدامات نمایندگان سازمان ملل در بحرین و مراجعه به آراء عمومی آن کشور مبنی بر استقلال به بحرین تقدیم مجلس شورای ملی نمود و تقاضای تصویب آنرا کرد و در نتیجه از 191 نفر عده حاضر در جلسه 187 رأی موافق و چهار رأی مخالف داده شد و با این ترتیب ادعای چند قرنی ایران نسبت به حاکمیت بحرین بدست زمامداران ایران از بین رفت.
1959 - روزي كه پيمان ورشو امضاء شد و جنگ سرد شدت يافت
14 ماه مي سال 1959، اتحاد شوروي و هفت كشور سوسياليستي اروپايي متحد آن، ظاهرا در واكنش به مسلح شدن دوباره آلمان فدرال (آلمان غربي آن زمان) كه به «ناتو» پيوسته بود، ميان خود يك پيمان دوستي را امضاء كردند كه هرگونه همياري مشترك را شامل مي شد. به موجب يكي از اصول اين پيمان، تعرض نظامي به يكي از كشورهاي عضو پيمان به منزله تجاوز به همه آنها بشمار مي رفت و مستلزم دفاع مشترك بود. «ناتو» قبلا اين موضوع را يك بند از اساسنامه خود قرار داده بود كه چند سال پيش آن را حذف كرد.
در سال 1959 كنفدراسيون يوگوسلاوي كه راه سوسياليسم ملّي در پيش گرفته بود به پيمان ورشو ملحق نشد. اعضاي پيمان ورشو كه درست ده سال پس از آغاز فعاليت «ناتو» تشكيل شده بود در آغاز كار عبارت بودند از: اتحاد شوروي، لهستان، آلمان شرقي، چك اسلواكي، مجارستان، آلباني، بلغارستان و روماني كه آلباني در 1968 از پيمان خارج شد.
گورباچف به دليلي كه هنوز روشن نشده و به صورت بزرگترين معمّاي تاريخ باقي مانده است در سال 1988 اعلام كرد كه جنگ سرد عملا پايان يافته و اعضاي پيمان ورشو آزادند هر راهي را كه بخواهند انتخاب كنند!. در سال 1990 آلمان شرقي به سبب تحقق وحدت آلمان عملا از پيمان ورشو خارج شد و اول ژوئيه 1991 اين پيمان با گرفتن اين قول از سران «ناتو» كه اين اتحاديه هم منحل و يا تبديل به يك گروه سياسي شود، خودرا منحل ساخت كه ديديم، ناتو در عمل نه تنها خود را منحل نكرد بلكه به تقويت و گسترش پرداخت و در پي تخليه نيروهاي نظامي شوروي از خاك اعضاي سابق پيمان ورشو، اين كشورها را هم به خود ملحق ساخت و بعدا وارد قلمرو شوروي سابق شد و در بالتيك شوروي (ليتواني، لتوني و استوني) و ديوار به ديوار روسيه مستقر گرديد و پايگاههايي را که دولت مسکو با پول روسها در اين سه کشور بالتيک ساخته بود به مفت تصاحب کرد. به باور مورخان، اگر پوتين روي كار نيامده و در دهه يکم قرن 21 روش سختي در پيش نگرفته بود، روسيه اينك از هر سوي در محاصره ناتو بود.
تحولاتي كه به آرامي منجر به انحلال پيمان ورشو شد هنوز به درستي روشن نشده و به صورت بزرگترين معماي تاريخ باقي مانده است و فعاليت مورخان براي كشف حقايق به علت مخالفت پنهاني كشورهاي ارشد «ناتو» كُند و آهسته است. عدم تعقيب قضايي گورباچف و بازخواست نشدن او براين معمّا افزوده است.
اعدام "ميرزا علي محمد شيرازي" بنيانگذار فرقهي بابيه(1266 ق)
پس از درگذشت حاج سيدكاظم رشتي جانشين شيخ احمد احسايى كه فرقهي شيخيه را پايهريزي كرده بود، بين دو تن از شاگردان او بر سر رياست اين فرقه رقابت در گرفت. در 1259 ق سيدعلي محمد شيرازي كه شاگرد معروف سيدكاظم بود، پس از سفر به مكه به بندر بوشهر رفت و در آن جا خود را به جاي "ركن باب" يعني نايب امام زمان خواند و پيروانش به بابيه معروف شدند. چيزي نگذشت كه سيدعلي محمد از مقام بابيت بالاتر رفت و ادعاكرد كه او نقطهي اعلي يا نقطهي بيان است و سپس مدعي شدكه خود، قائم آل محمد(ص) ميباشد و كتاب البيان رانگاشت. از اين پس او دعوت خود را آشكار كرد و طرفداران فراواني يافت كه چندين بار با قشون دولتي جنگيدند و حتي پيروزهايي به دست آوردند. سرانجام سيدعلي محمد محبوس گرديد و پس از درگيريهاي فراوان، علماي تبريز حكم به اعدام وي دادند. بالاخره در شعبان 1266 ق ميرزاعلي محمد شيرازي را به تبريز برده و به دستور اميركبير تيرباران كردند.
انجام اولين واكسيناسيون آبله جهان در انگلستان (1796م)
گرچه امروزه به ويژه در كشورهاي پيشرفته كمتر اثري از "آبله" به چشم ميخورد اما تا قرن هجدهم اين بيماري شيوع فراواني داشت و تلفات گستردهاي بر جاي ميگذاشت. در سال 1717م يك زن انگليسي متوجه شد كه در برخي نقاط شرقي اروپا، از ماده سمي و زهرابهاي كه از تاولهاي آبله بيرون ميريزد براي جلوگيري از ابتلاي ديگران به آبله استفاده ميشود. وي پس از فراگيري اين امر و تحقيق در اين زمينه، اين شيوه را در انگلستان رواج داد كه به كاهش تلفات آبله انجاميد. از سوي ديگر اين مسئله در انگلستان مطرح بود كه زهرابه و در واقع ماده سمي موجود درآبله گاوي براي انسان در برابر آبله مصونيت به وجود ميآورد. در نهايت، در 14 ماه مه 1796م دكتر ادوارد جِنِر انگليسي اين مسئله را عملي نمود و با انجام آزمايش بر روي يك كودك توانست اين احتمال را ثابت نمايد كه تلقيح با ويروس گاوي سبب ايمني در مقابل آبله ميشود. اين مطلب گرچه با مخالفتهاي عمومي مواجه گرديد اما به زودي در سراسر جهان پذيرفته شد. درحال حاضر با انجام واكسيناسيون، بيماري آبله تقريباً ريشهكن شده است. (ر.ك: 30 نوامبر)
آغاز اولين جنگ اعراب و اسرائيل پس از اعلام موجوديت رژيم صهيونيستي (1948م)
به دنبال توطئههاي بينالمللي براي اشغال سرزمين فلسطين و تشكيل يك دولت يهودي، سرانجام مجمع عمومي سازمان ملل متحد در 29 نوامبر 1947م پيشنهاد تقسيم فلسطين را تصويب نمود. از تاريخ تصويب طرح تقسيم فلسطين در مجمع عمومي سازمان ملل متحد تا اعلام تشكيل حكومت اسرائيل كمتر از شش ماه به طول انجاميد. در اين فاصله نيروهاي انگليس كه قيموميت منطقه را برعهده داشتند، فلسطين را ترك كردند و تشكيلات نظامي يهوديان كه در سالهاي جنگ جهاني دوم و بعد از آن شكل گرفته بود به تدريج جاي آنان را گرفتند. اعراب فلسطين، سازمان نظامي واحد و متشكلي نداشتند و به همين جهت، با اينكه در اكثريت بودند، در اين مرحله، بازي را باختند. سرانجام حكومت نژادپرست اسرائيل در14 مه 1948م همزمان با خروج آخرين سربازان انگليسي از فلسطين، پا به عرصه وجود نهاد و رژيم ننگين صهيونيستي در سرزميني غصبي و با حمايت ابرقدرتهاي زمان، بر جهان و منطقه تحميل شد. به دنبال اعلام موجوديت اسرائيل، نيروهاي كشورهاي عربي متشكل از مصر، سوريه، لبنان و اردن، از جنوب، شمال و شرق وارد سرزمينهاي اشغالي فلسطين شدند و به جنگ با نيروهاي مسلح دولت جديد اسرائيل پرداختند. اسرائيليها در آن زمان نيروي مجهزي در اختيار نداشتند و اگر كشورهاي عرب، با هماهنگي و استفاده از تمام امكانات خود وارد ميدان ميشدند، شايد دولت اسرائيل در نطفه خفه ميشد، ولي كشورهاي عرب فقط قسمتي از نيروي خود را براي باز پس گرفتن فلسطين به كار گرفتند و عدم هماهنگي بين آنها موجب شد اسرائيليها فرصت پيدا كنند و به تدريج، نيروهاي خود را تجهيز كرده و با حملات موضعي، قواي اعراب را تحليل برده و عقب برانند. در اين ميان، تنها نيروهاي اردني قسمتي از خاك فلسطين را در ساحل غربي رود اردن به تصرف خود درآوردند و قسمت قديمي شهر بيتالمقدس را تصرّف كردند. پس از مدتي، سازمان ملل متحد تحت فشار امريكا، از ژانويه 1949م براي اعلام آتش بس و ترك مخاصمه بين اعراب و اسرائيل وارد ميدان شد و كشورهاي عرب را وادار به امضاي قرارداد ترك مخاصمه با اسرائيل نمود. امضاي اين قراردادها هر چند متضمّن شناسايى اسرائيل از طرف كشورهاي امضا كننده نبود، با اين حال موقعيت رژيم صهيونيستي را تثبيت كرد و موجبات پذيرفته شدن اين دولت غصبي به سازمان ملل در يازدهم مه 1949م و شناسايى آن از طرف اكثريت اعضاي اين سازمان را فراهم ساخت. رژيم صهيونيستي در جريان اولين جنگ اعراب و اسرائيل، علاوه بر حدود تعيين شده در طرح تقسيم فلسطين، بيش از شش هزار كيلومتر مربع از سرزمينهايى را كه براي دولت عربي فلسطين در نظر گرفته شده بود اشغال كردند، به طوري كه هنگام پذيرفته شدن رژيم صهيونيستي به عضويت سازمان ملل، اين رژيم به جاي 57 درصد پيشبيني شده در طرح، بيش از 77 درصد اراضي فلسطين را در تصرف خود داشت. اين غده سرطاني در سالها و دهههاي بعد، با كشتار و آواره ساختن فلسطينيان، حضور نامشروع خود را ادامه داد و با حمايت قدرتهاي بزرگ سعي در اشغال هرچه بيشتر مناطق فلسطيني دارد كه در اين ميان از هرگونه جنايت و آدمكشي دريغ نميكند.
1004/ت30/ب