۲۰ / تير / ۱۴۰۵ - 11 July 2026
16:57
کد خبر : 9042295
۱۵:۰۴

۱۳۹۷/۰۵/۱۱

حکایتی از آمیرسید علی (حائری بزرگ)

بسیج اشکذر: نقل می‌کنند روزی شخصی راکه به خدا و پیامبر کافر و منکر شده بود به پیش حاکم یزد (احتمالا جلال الدوله) بردند که بخاطر مرتد شدنش گردن وی را بزنند حاکم یزد می‌گوید وی را خدمت آمیرسید علی که مجتهد شهر است ببرید و حکم شرعی آن را بگیرید سپس من گردنش را خواهم زد
خلاصه این شخص بیچاره را با یک جنجال و سروصدایی به خدمت آمیرسیدعلی می‌آورند. ایشان وقتی فرد مرتد را می‌بیند می‌فرماید دستانش را باز کنید سپس از وی سئوال می‌کند:
ناهار خورده ای؟ می‌گوید:خیر
صبحانه چطور؟ می‌گوید: خیر
دیشب شام خورده ای؟ می‌گوید: خیر
سپس به دستور آمیرسید علی، ارده شیره ونان تازه‌ای برای وی می‌آورند و غذای مفصلی می‌خورد پس از اینکه از غذا خوردن فارغ می‌شود دست‌های خود را به طرف آسمان دراز کرده و می‌گوید: الحمدالله رب العالمین!
-دانشوران یزد، علیرضا کریمی ص. ۴۶
آیت الله آقا میرزاسیدعلی حائری (حائری بزرگ) متولد ۱۲۶۵ ه. ق. وفات ۱۳۳۰ ه. ق. از علمای بزرگ شهر یزد
 

گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید