به گزارش سرویس خبری بسیج علمی از آذربایجان غربیشکل گیری سکونتگاههای غیر رسمی و حاشیه نشینی، یکی از مسائل اجتماعی پسا صنعتی شدن و مهاجرت روستائیان به مراکز صنعتی و تولیدی در شهرها بوده است. کشور ما نیز با شروع صنعتی شدن و کاهش نقش روستاها در تولید داخلی و جایگزینی صنایع کوچک محلی با واردات کالاهای صنعتی، به تدریج از نظر اجتماعی- اقتصادی دچار تعییرات بنیادین شد و حاشیه نشینیها به شکل حلبی آباد، ابتدا در تهران، تبریز، اصفهان و سایر شهرهای صنعتی پدیدار شد.
استان آذربایجان غربی و به ویژه شهر ارومیه نیز در دهههای اخیر با تغییر سیمای شهری مواجه شد و اکنون نه تنها در ارومیه، بلکه در شهرهای بوکان، پیرانشهر، مهاباد، میاندوآب، سردشت و خوی نیز شاهد شکل گیری مناطق حاشیه نشین هستیم.
یکی از ویژگیهای حاشیه نشینی در استان آذربایجان غربی، به ویژه جنوب آن، مهاجرپذیری از استانهای همجوار به دلیل، شیب توسعهای و وجود فضای کافی گسترش شهری هستیم که شهر بوکان نمونه عینی آن است.
دکتر هوشنگ عطاپور فعال فرهنگی و اجتماعی در گفت و گو با خبرگزاری علم و فناوری آذربایجان غربی افزود:بر اساس برآوردهای کلی، حدود ۳۶۰ تا ۴۰۰ هزار نفر از جمعیت استان را حاشیه نشینها تشکیل میدهند که برخی برآوردها کل جمعیت سکونتگاههای غیر رسمی را نزدیک به ۶۰۰ هزار نفر تخمین میزنند. اما با توجه به تفاوت تعریف سکونتگاه غیر رسمی با حاشیه نشینی و تفاوت سطح اقتصادی حاشیه نشینها با ساکنان سکونتگاههای غیررسمی، از نظر اجتماعی حاشیه نشینی مساله اصلی اجتماعی است که اگر مدیریت نشود به آسیب اجتماعی تبدیل میشود.
وی ادامه داد:در استان آذربایجان غربی شهرهای ارومیه، بوکان، مهاباد، خوی، پیرانشهر، میاندوآب و سردشت با مشکل حاشیه نشینی درگیر هستند، البته بیشترین جمعیت حاشیه نشین در مرکز استان و جنوب آن؛ در شمال استان، در شهر خوی ساکن هستند.
این فعال فرهنگی و اجتماعی افزود:برآوردهای کلی نشان میدهد شهرستان ارومیه در طی یکسال به طوری متوسط با افزایش ۷۰ هکتاری در مناطق حاشیه نشین رو به رو بوده است که البته بخش عمدهای از این حاشیه نشینی به سکونتگاههای غیر رسمی و ساخت و سازهای غیرقانونی و زمین خواری و کوه خواری بر میگردد و در ارومیه باید موضوع حاشیه نشینان با شرایط اجتماعی _. اقتصادی آسیب پذیر، از گروه شکل دهندگان سکونتگاههای غیررسمی و غیرقانونی تفکیک داده شوند.
دکتر عطاپور افزود:بخش عمدهای از حاشیه نشینان را جمعیت مهاجرین از همان استان تشکیل میدهند. یعنی حاشیه نشینان شهر خوی اغلب از روستاهای اطراف است. در ارومیه جمعیت حاشیه نشینان ترکیبی از جمعیت کل استان است یعنی مهاجرت افراد از مناطق محروم به شهر نسبتا برخوردار ارومیه. در جنوب استان، شاهد مهاجرت جمعیتهایی از استانهای جنوبی هم هستیم که شهر بوکان بیشترین مقصد حاشیه نشینی در دهههای اخیر بوده است. پس بسته به شرایط جغرافیایی و اقتصادی و همجواری با مناطق برخودار جهت مهاجرت و حاشیه نشینی تغییر میکند. یعنی شیب توسعهای است که مقصد مهاجرت و حاشیه نشینی را تعیین میکند.
وی افزود:مثلا شهر تهران به دلیل شیب توسعهای بالا مقصد مهاجرت گروههای جمعیتی از کل کشور است و یا اصفهان با داشتن شیب بالای توسعهای، از استانهای همجوار مهاجر میپذیرد.
وی بیان کرد:حاشیه نشینی به منزله ترکیبی از شرایط اجتماعی پیچیده و متعارض است که جمعیت ناهمگونی را از نظر اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی درون خود دارد. مناطق حاشیه نشین در گسلهای اجتماعی و فرهنگی مستقر هستند و به دلیل تفاوتهای فرهنگی و اقتصادی از ساخت شهری پس زده میشوند. یعنی حاشیه نشینی زندگی در تبعیض آشکار و عدم دسترسی به منابع و تسهیلاتی است که جمعیت اصلی شهر از آن برخوردار هستند. همین نیست اجتماعی و اقتصادی در بستر ناهمگونی فرهنگی، به شکل گیری جزایر اجتماعی منجر میشود و ساکنان این مناطق را با معضل آسیبهای اجتماعی مواجه میسازد. ساکنان مناطق حاشیه نشین انسانهای شریفی هستند که برای دسترسی به رفاه نسبی و نداشتن موقعیت مناسب اقتصادی در سرزمین مبدا و بر اساس یک حق قانونی، یعنی مهاجرت درون سرزمینی، به حاشیههای شهر پناه آورده اند، ولی در نهایت به مشکل خارج از محدوده بودن برخورد کرده و مورد غضب برنامه ریزان و مسوولین شهری و حتی اجرایی و تقنینی قرار گرفته اند. البته خوشبختانه در دوره دولت تدبیر و امید کارهای جدی برای توانمندسازی حاشیه نشینان شروع شده است که امیدوارم با قدرت ادامه پیدا بکند.
این فعال اجتماعی افزود:استان آذربایجان غربی جزو ۱۰ استانی است که با مساله حاشیه نشینی درگیر هستند و شهر ارومیه نیز جزو مراکز استانهایی است که هدف برنامههای مدیریت حاشیه نشینی است. البته شهرهای بوکان، خوی و پیرانشهر نیز از این حیث گرفتاریهای عمدهای دارند. در سالهای اخیر سازمان امور اجتماعی وزارت کشور و دفاتر امور اجتماعی و فرهنگی استانداریها موظف به پیگیری، مطالعه و ایجاد هماهنگی در دستگاههای اجرایی استانی برای مدیریت حاشیه نشینی بوده اند و اقدامات خوبی هم در این راستا شکل داده اند.
وی گفت:یکی از مهمترین و اساسیترین کارها تشکیل جلسات شورای اجتماعی کشور در خدمت مقام معظم رهبری و هر ۶ ماه یک بار و ارائه گزارش اقدامات انجام شده به مقام معظم رهبری با حضور سران سه قوه است.
عطاپور خاطر نشان کر:در استانها نیز قرار بر این بوده است که این جلسات با حضور استاندار و مقامات قضایی و مدیران دستگاههای اجرایی ماهانه تشکیل و اقدامات مربوطه گزارش و پیگیری شود. البته مدتی است من خبری از تشکیل این جلسات حداقل در رسانهها ندیده ام.
ای فعال اجتماعی افزود:حاشیه نشینی بر اساس شیب توسعهای شکل میگیرد. وقتی در مبدا امکانات رفاهی و اقتصادی پایین و در مقصد مهاجرت منابع و امکانات مادی بالا باشد، به طور طبیعی مشابه جریان یافتن آب از بلندی به پستی، جریان مهاجرت نیز شکل خواهد گرفت.
عطاپور تصریح کرد:برای مدیریت حاشیه نشینی باید شهرها و روستاها ظرفیت و امکانات اقتصادی نگهداشت جمعیت جوان و آماده به کار را داشته باشند والا به طور طبیعی رفتار مهاجرت برای رسیدن به منابع و امکانات شکل خواهد گرفت. پس بحث مهار حاشیه نشینی مطرح نیست، مدیریت توسعه همگون مطرح است.
وی افزود:از طرفی باید در شهرهای بزرگ هم فکری برای پذیرش و مدیریت سرریز جمعیتها بشود. الان حتی مهاجرت از درون شهرها به نواحی حاشیهها به دلیل سرریز جمعیت صورت میگیرد. ارومیه به عنوان یک کلان شهر هیچ برنامهای برای سرریز جمعیت شهری خود نداشته است.
وی در پایان افزود:مهاجرین مجبور هستند به دلیل نبود شغل و اشتغال امن به شهرهای توسعه یافته مهاجرت بکنند. درد اصلی جامعه ما توسعه ناهمگون و توزیع ناعادلانه ثروت و شکل گیری مراکز فربه و حاشیههای نحیف و لاغر است.تا زمانی که این شکافهای توسعهای بین مناطق وجود دارد، حاشیه نشینی هم وجود خواهد داشت. تنها تدبیر مدیریت عادلانه توسعه است.