گروه اقتصادی_ خبرگزاری بسیج؛ مقدمه: صحبت از یک روز کاری است. روزی که از ابتدای صبح متفاوت با روزهای دیگر به نظر میرسد. محل قرار میدان سپاه شهر تهران است.وقتی در تاکسی نشستم تا به دوستانم در محل قرار برسم؛ رادیوی تاکسی سرتیتر خبرهای خود را تغییر و تحولات اوضاع اقتصادی کشور و سخن از نابسامانیهای بازار ارز و طلا قرار داده بود.

از صحبت های مردم در تاکسی می توان فهمید که امید آنها نسبت به اوضاع آینده کمرنگ شده است و یا شاید قدرت رسانه ای آمریکا در اعمال تحریم های شدیدتر آنها را نسبت به وضع آینده بدبین کرده است. اما افق چیز دیگری نشان میداد از بین هیاهوی حرفای ناامید کننده اقتصادی، به محل قرار در میدان سپاه نزدیک می شدیم که یک لحظه نام این میدان و واقع شدن مقر سپاه محمد رسول الله صلوات الله علیه وآله وسلم در این میدان من را یاد آور حماسه و ایثار جوانانی کرد که روزی در همین سپاه و با همین نام در بدترین شرایط موجود مقابل دشمن ایستادند.اما به نظر می رسد مردم ما جنگ اقتصادی را با گوشت و خون لمس نکرده اند و حساسیت مقطع کنونی را که دشمنان آن را بر کشور تحمیل کرده به درستی درک نکرده اند.
اکنون ساعت ۸ بامداد سال ۹۷ است و من با دوستان بسیجی ام برای بازدید از یک کارخانه تولیدی از محل قرارمان که واقع در میدان سپاه بود، حرکت کردیم.خاطرم هست همواره جانبازان و عزیزانی که در هشت سال دفاع مقدس حضور داشتند از خط مقدم جبهه سخن بسیار می گفتند. خط مقدم جایی است که هر کسی نمی تواند در آن حضور داشته باشد و کسانی که در آن خط می جنگند دلاورانه و به دور از دید دیگر افراد جان خود را ایثار می کنند.

ما نیز با جمع دوستان بسیجی قصد داشتیم بازدیدی از سرخط، داشته باشیم شاید این خط همان خط مقدم باشد اما خط مقدم جبهه اقتصادی که در قلب تپنده یکی از کارخانجات تولیدی این کشور واقع شده بود. قرابت ظاهری خط مقدم جبهه با خط تولید کارخانه من را بیشتر در این فکر فرو برد که جنگ دیروز جنگ توپ و تانک بود و جنگ امروز جنگ اقتصادی است.
ورود ممنوع:
این بخش از روایتگری در این تلخی یادآور رنج و مشقت کارگران است که با دستان پینه زده با شعله های مرگ دست و پنجه نرم می کنند.این موضوع را یکی از کارگردان بازگو کرد که هفته گذشته شخصی برای نظافت در داخل دستگاه چرخ خمیر صابون افتاد به کارگر ساده جان خود را از دست داد. که برای بازدید به آن محل رسیدیم شاهد روبان های قرمز در اطراف دستگاه تولید صابون بودیم.جایی که در اطراف آن نوشته شده بود ورود ممنوع!اما سوال اینجاست که بیمه چه کمکی به این کارگر ساده کرده است؟ آیا همه کارگران از نعمت بیمه برخوردار هستند؟

اما نکته جالب تر آن است که هفته گذشته این اتفاق تلخ افتاده بود و یک کارگر جان خود که مهمترین و با ارزش ترین هدیه الهی را در راه کار و کارگری از دست داد ولی دوستان و همکاران این فرد در نهایت تحمل غم و تاثر از دست دادن دوست خود روحیه شان را برای ایثار و فداکاری از دست ندادهاند و با صلابت آماده هستند تا برای رونق اقتصاد کشور شیفت خود را ایثار کنند.
داستان دستان پینه بسته و ایثار
اوایل صبح به کارخانه پاکسان رسیدیم برای من که پایم را در چنین جایی نگذاشته بودم استشمام بوی تند محیط تحمل ایستادن در آنجا را سخت کرده بود اما در این بین کارگرانی را می بینی با لباس فرم آبی بر خط ایستاده و ساعتها در کنار دستگاه کار و بوی نامطبوع گذران عمر می کنند تا رزق خانوادهشان را بدست آورند. کارگرانی که دستانشان پینه زده اما قلبشان مملو از مهربانی و محبت است.

اگر اینطور نبود امکان نداشت در اوضاع اقتصادی امروز کارگری را ببینی که ۲ ساعت وقت خود را برای ایثار و فداکاری بگذارد تا به مردم بفهماند علیرغم مشکلات ظاهری و مشقت کار حاضر است برای آنکه گزندی به زندگی مردم نرسد شیفت کاری خود را ایثار کند.
یادمان نرود که امروز شیفت ایثار است و همین کارگران بسیجی که روزی دست به اسلحه بردند و در مقابل دشمن بعثی ایستادند امروز برای مقابله با جنگ اقتصادی دشمن لباس کارگری بر تن کردند تا به همه بفهمانند اگر اوضاع اقتصادی نابسامان است و یا اگر زندگی و معیشت مردم به سختی افتاده است قلب کارگر مهربان و ایثارگر می تپد تا تا امت شهید پرور و ایثارگر آرامش خود را از دست ندهد.
بوسه سردار بر دست کارگر
حوالی ساعت ۱۱ ظهر انتظار اصحاب رسانه به سر رسید و مهمان ویژه شیفت ایثار که پیر راه جنگ و انقلاب است به میان کارگران و ایثارگران جنگ اقتصادی آمد.سردار ذوالقدر معاون اقتصادی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی میهمان ویژه این مراسم بود.
بی آنکه لباس مقدس و مزین سپاه ذره ای خشوع و تواضع سردار نکاسته بود بردستان کارگران زحمتکش بوسه میزد. چون عقیده داشت امروز جنگ جنگ اقتصادی است و کارگران ما همان ایثارگران و رزمندگان سالهای دوری هستند که روزی دست به اسلحه برده و مقابل دشمن متجاوز ایستاد.

دو کلام حرف حساب
در ذهنم جستجو کردم که از سردار ذوالقدر چه سوالی بپرسم. و بهترین موضوع پاسخ به شبهات ای بود که برخی کوردلان مطرح می کنند که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به دنبال کار اقتصادی است لذا مبنای سوالم را این موضوع قرار دادم که فعالیت های اقتصادی سپاه با چه هدفی انجام میشود؟اما پاسخ سردار حرف حسابی بر یاوه گویی کور دلان داخلی بود.
سردار گفت: وظیفه ذاتی و درونی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کمک هدایت و حمایت و سازمان دهی به دولت در تمام عرصه های مختلف صنعت کشاورزی و قس علی هذا است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به طور کلی هرگز دنبال بنگاهداری نبوده و حتی به دنبال کار اقتصادی و یا راه اندازی شرکت و کسب و کار نیست اما از تمام کارخانه ها و تمام مراکز اقتصادی حمایت میکنیم تا با هماهنگی لازم مشکلات اقتصادی کشور حل و فصل شود.

اینجا رنگ لباس اهمیت ندارد
حوالی ساعت 12 ظهر راهی کارخانه مواد غذایی یک و یک شدیم آنجا هم شیفت ایثار برقرار بود.اما کارخانه رنگ و روی جدیدی داشت و دیگر از کارگران آبیپوش خبری نبود اینجا کارگران لباس های فرم سفید بر تن داشتند و اغلب آنها چفیه هایی را بر گردن انداخته بودند که یادآور روزهای هشت سال دفاع مقدس بود.همین جا می تواند فهمید که رنگ لباس کارگر چه آبی باشد چه سفید مهم هدف و اراده قلبی است که وسعت روح این قشر زحمتکش را تا سراسر کران ها گسترده است.باز هم کارگران متواضعی که در گرما و مشقت فراوان شیفت خود را ایثار مردم کشورشان کردند تا بگویند ما هستیم.