۳۱ / خرداد / ۱۴۰۵ - 21 June 2026
12:47
کد خبر : 9085464
۲۱:۵۷

۱۳۹۷/۰۹/۱۰
خاطره راهیان نور

یک روز ازسه روزی که گذشت.......

تمام سفر سه روز است، اما در اندازه یک دقیقه .....

به گزارش خبرگزاری بسیج استان مرکزی ازخمین:شاید شهید تنها واژه ای باشد كه در عمل معنا شود. چون او شهد نوشیده و شهید شده. من چه گویم از شهید.

سرزمین نخلهای سوخته ، میادین مین ، شهدای گمنام و...

تمام سفر سه روز است، اما در اندازه یک دقیقه، دیدن سرزمین نخلهای سوخته، میادین مین، شهدای گمنام و مرور خاطرات تلخ و شیرین جنگ چیزی نیست که در لحظه یا کلمه بگنجد.

کاروان های راهیان نور بسیاری به سرزمین هایی آمدند که بوی نم و خاک و خون های خشک شده می دهد. خیلی ها که حضور افرادی نورانی را حس کردند. احساسی که برایش تعبیر نداشتند فقط تفسیرش کردند. اما کسانی هم بودند که پا به این سرزمین ها که می گذاشتند همه حواسشان می شد نگاهشان. همه جا را نگاه می کردند و تاریخ جلوی چشمانشان زنده می شد و قد می کشید.

دراولین روزکه رفتیم بابدرقه پدران ومادران ومسئولین راهی این اردوشدیم،چقدرسخت است جدایی ،و....به استان لرستان رسیدیم ونمازونهار رادرنزدیکی های خرم آبادخواندیم وخوردیم،سواراتوبوس هاشدیم،بعدازکمی استراحت روحانی کاروان وراویان کاروان به توجیه مادرزمینه های احکام وجنگ پرداختند،به دوکوهه رسیدیم در مورد دوکوهه، خیلی چیزها شنیدیم تا به قبورشهدای اندیمشک رفتیم بعد ازروایتگری راوی وخواندن نمازمغرب وعشاءراهی معراج شهداءشدیم.

به معراج شهداءرسیدیم: فضای سنگین و مبهوت کننده ای است ، کم کم باید از شهدا جدا شویم و با آنها خداحافظی کنیم اما ترک این فضا سخت است، یکی در گوشه ای نشسته و گریه می کند، دیگری آرام با شهیدی نجوا می‌کند، عده ای در دفتر مطالبی می نویسند به حق که اینان عند ربهم یرزقونند و بر سفره سید الشهدا مهمان و نظاره گر ما هستند. شهدا برای ما هم دعا کنیدکه ما مردگان و شما زندگانید.

بعدازان مکان مقدس به محل استراحت رسیدیم.....این بود کمی ازخاطره یک روز ازراهیان نورمن ،ادامه دارد.............


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید