
به گزارش خبرگزاری بسیج مازندران، سرگرد پاسدار محمد برمر با اشاره به تاکیدات مقام عظمای ولایت در موضوع توجه به اقتصاد مقاومتی و معیشت مردم جامعه اسلامی گفت: زمانی اقتصاد مقاومتی از ایده به عمل خواهد رسید که مسئولین و مردم بپذیرند که در یک نبرد اقتصادی با یک دشمن دیرینه بنام آمریکا قرار داریم.
فرمانده سپاه سیمرغ افزود: باید مختصات و مشخصات این نبرد و جنگ اقتصادی را بدانیم و واکنش رفتاری متناسب آنرا نشان دهیم، بدیهی است دشمن علاوه بر طراحی تهدیدها و تحریم ها در درون مراکز تصمیم گیری و فرماندهی جنگ اقتصادی علیه ایران که از وزارت دفاع به وزارت خزانه داری منتقل شده است ، روی خطای محاسباتی و اشتباهات رفتاری مسئولین و مردم در جنگ اقتصادی حساب کرده است، هر اشتباه محاسباتی و رفتاری ما در جنگ اقتصادی ، پازل طراحی دشمن را کامل میکند.
سرگرد برمر یادآور شد: اهداف کوتاه مدت جنگ اقتصادی ایجاد تورم - رکود تورمی منتهی به بحران اشتغال - کمبود و قحطی کالاهای اساسی است و در دراز مدت محصول برنامه های عملیاتی کوتاه مدت دشمن طبق محاسبات البته همیشه غلط خود ، تغییر افکار - تغییر رفتار و تغییر ساختار نظام است.
وی افزود: انقلاب اسلامی ایران نبردهای خصمانه ای را با دشمن پشت سر گذاشته است، به عبارتی ما طی 40 سال گذشته واحدهای جنگ دفاعی - جنگ فرهنگی - جنگ سیاسی را پاس کردیم، هر چند متحمل هزینه های زیادی در ابعاد مختلف شدیم اما به فضل الهی و مجاهدت از چالشهای پیش رو عبور کردیم ، در جنگ اقتصادی میشود با درک خصومت و روحیه استکباری دشمن بویژه آمریکا ، افکار و رفتار خود را متناسب با وضعیت و آرایش جنگی وصحنه نبرد اقتصادی تنظیم کنیم، اگر پذیرفتیم که در شرایط جنگی هستیم قطعا مثل گذشته مقاومت خواهیم کرد.
سرگرد برمر اظهار داشت: متاسفانه رفتارهای عده ای در جامعه ، ریشه در افکار مکاتب و نظامات اقتصادی غربی دارد، وقتی اندیشمندان مکاتب اقتصادی غرب ایده دولت شهر را مبتنی بر طبقه بندی جامعه به مشاغل پست برای بردگان و مشاغل عالی برای اشراف مطرح میکنند ، وقتی در نظام اقتصادی غرب تئوری اقتصاد آزاد و دست نامرئی در اقتصاد مطرح میشود.
وی یادآور شد: وقتی در غرب تئوری دخالت و تصدی دولت در حوزه های مختلف اقتصاد ، قرنها و سالها غالب بر اقتصاد حاکم بر جوامعشان میشود ، خروجی این تفکر اقتصادی در جامعه میشود اختلاف طبقاتی - جنگ فقر و غنا - توجه به شمال شهر نشینی و گسترش حاشیه نشینی در جنوب شهرها - واگذاری مشاغل کلیدی به ژن های خوب ، بروز سلاطین سکه ، ارز ، قیر ، خودرو ، مسکن ، و ... در بخشهای مختلف اقتصاد کشور و دهها آفت و مفاسد اقتصادی دیگر.
این فرمانده گفت: اساسا تمدن غرب روی دو مبنای فکری استوار است : 1)دئیسم یا نفی ربوبیت خداوند متعال 2) اومانیسم یا انسان محوری ، این نوع نگاه در تمدن غرب روی همه ابعاد نظامی - سیاسی - فرهنگی - اقتصادی جوامعشان سایه افکنده است.
سرگرد برمر با اشاره به اینکه در حوزه اقتصاد در مکاتب غربی معتقدند اقتصاد هدف است و خروجی این هدف تولید و تربیت انسانی با 4 مشخصه اقتصادی است گفت: خود خواه ومنفعت طلب - تنوع طلب - لذت طلب و بی نهایت طلب ، این غایت تمدن غربیست، رشد فزاینده ناهنجاریهای اجتماعی ، فروپاشی نظام خانواده و بویژه خودکشی ها در غرب برای اینست که دیگر انسان در غرب با هیچ لذتی اقناع نمیشود، در نهایت دچار سرخوردگی ، مصرف زدگی و بحران هویت میشود.
وی افزود: اما در مکتب اسلام ، اقتصاد هدف نیست بلکه وسیله است برای رسیدن به عبودیت خداوند متعال. یعنی رفاه فردی و عمومی در جامعه باید منتهی شود به پرستش خدا نه گرایش به تکاثر و انباشت ثروت، جالب اینجاست که خود آمریکا از سال 1970 میلادی تا کنون تقریبا 50 سال دارای کسری بودجه ، بدهی دولتی و یک اقتصاد رو به افول است .
برمر عنوان داشت: با آنهمه اندیشمند و مکاتب اقتصادی که داشته ، مفهومش این است که دیگر مبانی فکری و ایدئولوژی آزادی یا لیبرالیسم اقتصادی در غرب به گل نشسته است و قادر به حل بحرانهای تولید شده بدست خود نیست، انسان اقتصادی مصرف زده غربی به بن بست رسیده است، یعنی فقدان خدامحوری در غرب عامل سقوط و افول قدرتهای غربی بوده و خواهد بود.
وی افزود: گرچه تلاشها برای وابسته کردن ایران به غرب در همه حوزه ها در عصر حکومتهای فاسد و منهوس قجری و پهلوی و بطور جدی از دهه 1310 توسط انگلیس ، فرانسه و بعدها آمریکا شروع شد اما بررسی وضعیت شاخصهای اقتصادی ایران در سال منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی یعنی 1356 نشان میدهد که پیروی بی چون و چرا از نظامات غربی بخصوص قواعد اقتصادی غرب نتوانست به معاشرت و معیشت عامه مردم کمک کند.
فرمنده سپاه سیمرغ گفت: طبق گزارشات بانک جهانی در آن سال بیش از 46% جمعیت ایران در فقر بسر می بردند. 70% بزرگسالان بی سواد و امکان تحصیل فقط برای 40% دانش آموزان میسر بود ، تولیدات کشاورزی ایران کفاف 33 روز مصرف جمعیتی را داشت و مابقی نیاز مصرفی از خارج بویژه اسرائیل غاصب تامین میشد، امکان تولید دارو 26% در داخل و مابقی با واردات تامین میشد.