بسم رب الشهدا والصدیقین...
بغضهای حقیر ما، روبه روی تصاویر گلگون شما سراریز می شود و راه را برای کلام میبندد؛ با شما شقایقهایم. از شما چه باید گفت و چه باید نوشت؟
واژههای خاکسترگونه ما، فقط بلدند روبه روی شما ضجه بزنند. اما کاش می دانستند که یاد شما حرکت است؛ حرکتی برای بهبودی وضعِ «بودن». چه باید گفت که شما حنجرههای خود را عبور دادید تا آن سوی مرزهای تکبیر، آن سوی مرزهای ندیدن؛ جایی که واژهای یافت نمی شود تا شما را با آن ستود. اصلاً شما که برای تحسین برانگیزی قلمهای ما بوسه بر عطر پرواز نزدید!
هر روز و هر شب، خاکریزها، با اشکها و دعاهایتان گره میخورد.
شما، درشتناکی شب را با تکبیرهای فاتحانهتان درهم میشکستید و روزهای سنگر را سپیدتر از بالهای کبوتران می کردید.
ما ماندهایم و یاد شما
بدا به حال ما، اگر یاد شما را زندگی ما قاب نگیرد. اینجا فراوانند داغهای کمرشکن و زخمهایی که شما مرهمشان هستید؛ شما را میگویم که نگاهتان رفت و در جهت قبله پروانهها خانه کرد.
وقتی دست نوشته های شما خوانده میشود، در مییابیم که شما نام دیگر خورشیدید و قرابتی نزدیک با خود عشق دارید.
وقتی وصیتنامه های شما را میخوانند، تازه می فهمیم چرا با عزم آخرین نفر ردل دل مادر شهید رضاکریمی بنشینم ومروری برا خاطرات ،زندگی نامه ،وصیتنامه این شهید بزرگوار کنیم
"آشنایی بازندگی شهید "
شهید رضا کریمی شهید رضا کریمی در اول فروردین ماه سال 1348
درشهرستان اندیکا
درروستای اسلام اباد ( شاه اباد سابق) درخانوده ای مذهبی سنتی متولد گردید و عشق وارادت به این خانواده به امام هشتم اورا رضا نامیدند. این شهید بزرگوار دوران تحصیلی دبستان وراهنمایی خودرادرمدرسه شهید شهسواری فعلی گذراند .
یکی از بستگان این شهید درارتباط باایام نوجوانی شهید کریمی این گونه نقل می کند:
ایام نوجوانی شهید کریمی مصادف شدبا دوران تاریخی انقلاب اسلامی با اینکه نوجوانی بیش نبود درتظاهرات وراهپیمایی علیه رژیم ستم شاهی شرکت می کرد.
گفتنی است همزمان با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی درسال 1357دهه دوم زندگی وی با رونق گرفتن مساجد هیئات وپایگاه های بسیج وجذب جوانان ونوجوان به این کانون ها که محل تربیت فرماندهان ورزمندگان بزرگی بودندرقم خورد وشهیدکریمی نیز فعالیت خودرادرمسجد امام حسین (ع) پایگاه بسیج شهید نظرپور روستای اسلام آباد واقع درشهرستان اندیکا آغاز نمود.....
جذب بسیج شد وپا به پای دیگر جوانان روستا شروع به فعالیت های فرهنگی کرد .
مادرشهید کریمی به گوشه ای ازبیان خاطرات این شهید بزرگواربااشاره به متواضع بودن ایشان می پردازدونقل می کندکه
یک وقتی می دیدم همسایگان وبچه های محل می گفتند رضا فرمانده پایگاه بسیج محله شده
وقتی آمد منزل روبهش کردم وگفتم رضا می گویندشما فرمانده شدی ...با لبخند درجواب گفت نه مادر من فقط یه بسیجی هستم وبه تکلیفم که خدمت به انقلاب و اسلام هست عمل میکنم........
*وجهادوا فی سبیل الله*
شهید رضاکریمی وقتی فقط17سال داشت احساس تکلیف کرد سلاح بردوش گرفت عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل گردید مادر ایشان نقل میکند که رضا امد قفل درب کمد رو شکست شناسنامه خودرا برداشت راهی جبههها شد...
در گردان سلمان بعنوان فرمانده گروهان انتخاب شد وبه وظیفه وتکلیف خود که پیکار با دشمنان عمل کرد........
*خبر دادن شهید از شهادت خود*
هرموقع رضا از جبهه برمی گشت دوستان وآشنایان وجوانان فامیل دور اوجمع می شدند واو از خاطرات جبههها می گفت ,که این هم به خاطر اخلاق ورفتار خوب شهید کریمی بود که همگان را مجذوب خود می کرد..در سفر آخر که آمده بود مرخصی یکی از آشنایان شب قبل اعزام سوال کرد آقا رضا ان شالله دفعه بعد چه تاریخ برمی گردید ...؟!
شهید کریمی پاسخ داد که ان شاءالله دفعه بعد افقی بر می گردم(شهید می شوم )....
دقیقا همان هم شد سال 1367بیست هفت اردیبهشت ماه شلمچه عملیات بیت المقدس 7 ساعت پنج بعد ازظهر بر اثر ترکش خمپاره آقا رضا مزد مجاهدت های خود را گرفت به آرزوی دیرین خود یعنی درجهای رفیع شهادت نائل امد به خیل هم قطاران همرزمان شهید خودپیوست وپیکر پاکش درکوی شهدای اسلام آباد آرام گرفت تا نشانی برای هدایت همگان باشد ........
علاقه ای وافر شهید کریمی به تحصیل علم ومطالعه کردن کتاب خصوصا کتب دینی وآشنایی مفاهیم واحکام دین*
وقتی وصیتنامه شهید کریمی را مطالعه میکنیم گویا به جای یک جوان نوزده ساله یک مردکامل ویک اسلام شناس یا یک نویسنده توانمند مواجه می شویم که نشان از مطالعه وشوق ایشان نسبت به کتاب وکتاب خوانی می باشد البته از تعداد زیادی کتاب که صفحه وصفحه خط به خط آنها توسط ان شهید بزرگوار مطالعه شده می توان این موضوع را فهمید.............
*خلاصه ای از وصیتنامه شهید رضا کریمی به شرح زیر می باشد.....*
بسم الله الرحمن الرحیم
فلیقاتل فی سبیل الله الذین یشرون الحیواه الدنیا بالاخره من یقاتل فی سبیل الله فیقتل اویغلب فسوف نوتیه اجرا عظیما_مومنان باید دراه خدا با آنان که حیات دنیا بر اخرت برگزیدند جهاد کنند وهرکس در این جهاد کشته شود یا پیروز گرددزود باشد که اورا دربهشت برین پاداش بزرگی دهند
ودر خدمت به اسلام انقلاب از همدیگر پیشی بگیرید برای انقلاب واسلام عزیز فرزندانی صادق ووفادار باشید که عزت دنیا وآخرت شما در اطاعت از امام خمینی عزیز وپیروی از روحانیت معظم می باشد......
مرا درسر بجز عشق خدا نیست...
دلم از عشق او یک دم جدا نیست....
آنان که به سردرطلب کعبه دویدند.....
چون عاقبت امر به مقصودرسیدند.....