در برنامه های توسعه و پیشرفت همه کارها از تولید آغاز می شود البته تولید ثروت پایدار که اگر با عدالت در تولید ثروت همراه باشد ، به کیفیت عالی هم می رسد.
بنابراین رونق اقتصادی ، پویایی متغیرهای تولید ثروت و بهبود رفاه مادی شهروندان در اولویت نخست سیاست های همه دولت هاست.
در دوره رونق ، فعالیت های اقتصادی شدت و رشد فزاینده می یابد و مصرف و تولید با خوش بینی انجام می شود و رشد و توسعه ( کمیت و کیفیت ثروت آفرینی) را با هم پوشش می دهد.
دوره های رونق معمولا با افزایش تولید و سطح سرمایه گذاری به ویژه در زمینه ایجاد ظرفیت های تولید جدید ، بسط اعتبارات ، ساماندهی قیمت ها متناسب با کیفیت کالاها ،کاهش نرخ بیکاری و اشتغال مطلوب و فراوانی تشکیل بنگاههای اقتصادی ارزیابی می شود.
مدیریت اقتصادی هر کشور همان مدیریت طرف های عرضه و تقاضاست و نمی توان با رهاسازی یکی از این طرف ها در کنترل اقتصاد موفق تر شد.
در این روند باید همه عوامل تولید فعال باشند که در شاخص نرخ بیکاری یا ضریب مشارکت اقتصادی قابل ارزیابی است و در طرف تقاضا هم میزان قدرت خرید شهروندان و پس اندازهای مثبت انها مهم به نظر می رسد.
تولید همچنین برترین شاخص موفقیت یا شکست و ناکارامدی مدیریت اقتصادی ارزیابی می شود و میزان تولید ناخالص داخلی و تحولات کمی و کیفی ان می تواند در تبیین رونق یا رکود اقتصادی موثر باشد.
با توجه به تحریم ها ی اقتصادی و تروریسم اقتصادی دشمنان تنها یک راه مقابله به نظر می رسد و آن هم توسعه تولید به عنوان مایه نجات و خروج از رکود اقتصادی است که با توسعه تولید ، خودتکایی و بومی سازی نظام تولید همراه می شود.
در اقتصاد ایران نرخ بیکاری همچنان دو رقمی است و نوسان زیادی هم ندارد اما قدر مطلق بیکاران رو به افزایش است که گاهی تا 6 میلیون نفر هم براورد و اعلام شده است.
تولید ناخالص داخلی هم در برخی سال ها رشد صفر درصدی و حتی منفی دارد و اگر نرخ رشد اقتصادی ایران به 5 درصد برسد می تواند نشان دهنده حرکت به سمت رونق باشد.
توسعه سرمایه گذاری داخلی و جذب سرمایه گذاری خارجی هم با رویکرد جذب فناوری و توسعه صادرات غیرنفتی و محصولات نهایی از نمادهای رونق خواهد بود.
کشورهایی میتوانند نیروی محرکه داخلی قوی را برای توسعه اقتصاد ملی تامین کنند که به بازارهای محلی و بومی روی آورند و صادرات پرمزیت خود را هم افزایش دهند که امروزه در صادرات دانش بنیان و فناوری های بالا و هایتک نمود دارد.
داشتن حدود 15 کشور همسایه بیشترین مزیت را برای ایران دارد و باید از همه مزیت ها استفاده کرد تا به رونق تولید برسیم و راهی جز این هم نداریم.
بنابراین همه چیز از رونق تولید اغاز می شود که البته ان هم شاخصهای خود را دارد و قابل ردیابی خواهد بود.
در بازار پول هم باید نرخ سود بانکی متناسب با نرخ تورم کاهش یابد و حتی کمتر شود که به رونق اقتصادی کمک کند. حذف قاچاق کالا هم به رونق تولیدی و اقتصادی کمک می کند.
واردات با رویه هم از واقعیت های خیر اقتصادی است که اقتصاد تک محصولی و متکی به فروش مواد خام مانند نفت یا همان بیماری هلندی را تضعیف خواهد کرد.
مسئولان اقتصادی و برنامه ریزان باید همه تلاش خود را در سال رونق اقتصادی صرف رونق بازار داخلی و افزایش جذب تقاضای داخلی و خارجی به محصولات تولید داخل بکنند تا رشد تولید و رشد تقاضا اتفاق بیفتد.
نرخ تورم دو رقمی و به ویژه تورم سنگین و تازنده در دو سال اخیر قدرت خرید بخش مهمی از طرف های تقاضا را در اقتصاد ملی کاهش داده و تورم ناشی از افزایش هزینه ها نیز در اقتصاد ایران از مشکلات ساختاری است. جمع جبری این دو عامل سبب استقرار رکود تورمی شده است ، پس رونق تولید به اصلاحات ساختاری شجاعانه نیاز دارد.
مدیریت اقتصاد سیاسی ایران به آنالیزورهای هوشمند نیاز دارد تا به دقت بتواند بازی حریفان تجاری و اقتصادی ایران را رصد کند و نقش مهاجم و مدافع را در سپهر سیاست های تجاری و اقتصادی کشور به خوبی تبیین کند و رونق اقتصادی به بسته های ویژه تحریک طرف های تقاضای در اقتصاد ملی نیاز دارد.