به گزارش خبرگزاری بسیج در قزوین، سرگذشت حیات و فرهنگ یک قوم و ملت است.
همچنین امام خمینی (ره) استفاده از تاریخ براى برداشت نحوه درست تعامل دولتها با مردم و عبرت گرفتن از وقایع تاریخى را بدین منظور و همچنین به منظور شناخت نظام سیاسى موردنظر اسلام ضرورى مى دانند.
با همین بهانه به مهمترین وقایع رقم خورده در تاریخ 7 خرداد در ادوار تاریخ نگاهی می اندازیم:
روز قانون و آغاز هفته مجلس
مجلس شوراي اسلامي در نگاه مردم ايران، محلي است جهت تهيه و تصويب قوانين اسلامي براي كليه نيازهاي جامعه در زمينههاي مختلف اجتماعي، اقتصادي، سياسي، تبليغي، نظامي، اخلاقي، قضايي و هر چيزي كه به زندگي فردي و عمومي مربوط ميشود و به قانون نياز دارد. قوانين غني و قوي و پر مايهاي كه بتواند پاسخگوي همه نيازها باشد و روزنه هاي بي قانوني را ببندد. از اين رو افتتاح مجلس شوراي اسلامي با اين هدف در هفتم خرداد 1359 صورت گرفت. گشايش مجلس يكي از مهمترين دلايل احترام به قانون و اهميت دادن به رأي و نظر مردم در نظام جمهوري اسلامي است و وجود مجالس قانونگذاري در هر كشور، حكايت از وجود آزادي در نظام حكومتي آن ميكند. به همين منظور، هفتم خرداد ماه، سالروز افتتاح اولين دوره مجلس شوراي اسلامي، به عنوان روز قانون ناميده شده است.
افتتاح اولين دوره مجلس شوراي اسلامي (1359 ش)
هفتم خرداد، روز قانون و آغاز هفته مجلس، يادآور هفتم خرداد ماه 1359 ش ميباشد. در چنين روزي، اولين دوره مجلس شوراي اسلامي افتتاح شد و از آن پس نيز در سالهاي 79 75 71 67 63 و 83 دورههاي دوم تا هفتم مجلس شوراي اسلامي آغاز شده است. افتتاح اولين دوره مجلس قانونگذاري در جمهوري اسلامي ايران، يك نقطه عطف به شمار ميرود. وظيفه اين مجلس، قانونگذاري و نظارت مستقيم بر عملكرد رييس جمهوري و هيئت دولت است. تعداد نمايندگان مجلس، 290 نفر است و با رأي مستقيم مردم انتخاب ميشوند. هر شهر به تناسب جمعيت، تعدادي از كرسيهاي مجلس را به خود اختصاص ميدهد. اقليتهاي ديني شناخته شده در ايران با وجود آنكه، اكثر آنان، از لحاظ جمعيت، حد نصاب لازم يعني 150 هزار نفر براي به دست آوردن يك كرسي را ندارند، اما در پارلمان داراي نماينده ميباشند. انتخابات اولين دوره مجلس شوراي اسلامي، در فاصله حدود يك سال پس از پيروزي انقلاب اسلامي در 24 اسفند 1358 برگزار شد. در اين انتخابات، ملت ايران با شركت حدود يازده ميليون نفر در انتخابات به نمايندگان خود رأي دادند. و با برگزاري مرحله دوم، مجلس شوراي اسلامي، تركيب خود را يافت و با احتساب انتخابات مياندورهاي، مجموعاً 263 نماينده به مجلس راه يافتند كه در اين ميان، تعداد 4 زن، 130 روحاني و 133 غيرروحاني مشاهده ميشد.
امضاي قرارداد نفتي "دارسي" بين ايران و انگليس (1901م)
در سال 1889م حق استخراج كليه معادن ايران و از جمله نفت طي امتيازنامهاي به بارون دورويتر بازرگان انگليسي واگذار شد، اما تأخير وي در عملي كردن مفاد قرار داد، باعث لغو حق انحصاري وي گرديد. در اين ميان ويليام ناكْسْ دارسي سرمايهدار انگليسي، در اواخر قرن نوزدهم از وجود نفت در ايران مطلع گرديد و در سال 1901م نمايندگاني جهت امضاي قرارداد نفتي و دريافت امتياز از ايران به تهران گسيل داشت. پس از مخالفت اوليه مظفرالدين شاه با اعطاي امتياز، نمايندگان دارسي با امينالسلطان صدراعظم شاه وارد مذاكره شدند و با پرداخت رشوه و نيز سوء استفاده از سادهلوحي مقامات ايران، در نهايتْ قرارداد دارسي در 21 مه 1901م به امضاء دو طرف رسيد. براساس اين قرارداد، امتياز استخراج و بهرهبرداري از نفت در سراسر ايران به استثناي ايالات شمالي شامل گيلان، مازندران، گرگان، خراسان و آذربايجان براي مدت 60 سال به دارسي واگذار گرديد. حذف مناطق شمالي ايران از چارچوب قرارداد، براي پيشگيري از عكسالعمل و يا مخالفت روسها انجام شده بود. همچنين بر اساس اين قرارداد، دارسي متعهد گرديد ظرف دو سال، شركت و يا شركتهايى براي بهرهبرداري از اين امتيازات تأسيس نمايد و ساليانه مبلغ 20 هزار ليره وجه نقد و معادل همين مبلغ از سهام شركت و نيز 16درصد از منافع خالص خود را به دولت ايران بپردازد. شركت نفت دارسي، پس از هفت سال، سرانجام در 26 مه 1908م در منطقه مسجد سليمان به نفت رسيد. با اين حال از آن جا كه پس از مشروطه و تدوين قانون اساسي، دادن هرنوع امتياز، به تصويب مجلس نياز داشت، مجلس اول مشروطه به بحث درباره قرارداد دارسي پرداخت اما نه امتياز نفت دارسي را تأييد كرد و نه آن را رد نمود. اين امتيازنامه به نوعي ديگر در زمان رضاخان به تصويب مجالس رسيد كه البته مفاد آن بيشتر از گذشته، به ضرر ايران بود. موافقتنامه دارسي در سال 1933م (1312ش) جاي خود را به قرارداد 26 مادهاي جديدي داد كه به قرارداد 1933 موسوم گرديد. در نهايتْ ملي شدن صنعت نفت در سال 1951م (اسفند 1329ش) كه نتيجه قيام مردمي و رهبري روحانيت آگاه بود به حضور مستقيم استعمارگر انگلستان در اقتصاد و شريان نفتي ايران خاتمه داد.
1435 - پايان دوره تاريخي قرون وسطا با سقوط قسطنطنيه
امروز سالگرد ورود جهان به دوران «عهد جديد» و پايان دوران تاريخي« قرون وُسطا» است. 28 مي سال 1453 محمد دوم معروف به «فاتح» شهر قسطنطنيه (کنستانسینوپولیس = كنستانتينوپل Constantinople= شهر کنستانتین) را تصرف كرد، آن را اسلامبول ناميد و تاريخنگاران اين روز را پايان قرون وسطا قرارداده اند.
کنستانتین یکم امپراتور روم دوم دسامبر سال 324 ميلادي در اردوي خود در كنار بُسفور Bosphorus تصميم گرفت كه شهر بيزانتيوم Byzantinum ــ مهاجر نشين قديمي يونان ــ را با ساختن بناهاي تازه تكميل كند و آن را پايتخت دوم امپراتوري قرار دهد كه به ايران نزديكتر باشد. کنستانتين گفته بود که مراقب حركات ايران بودن از آنجا آسانتر است و در صورت تصميم به مقابله نظامي، هزينه سنگين لشكركشي از راه دور را ندارد. نوسازی شهر بيزانتيوم در سال 330 ميلادي از هر لحاظ تکمیل و پس از انشعاب امپراتوری روم، پایتخت روم شرقی و از سال 1453 مقرّ حکومت عثمانی شد و تا سال 1918 به مدت 1588 سال از مهمترين مراكز تصميمگيري در جهان بود. از آنجاکه عثمانی ها خودرا جانشین خلفای اسلامی می خواندند، قرنها اسلامبول «دارالخلافه» خطاب می شد. یونانیان شهر بیزانتیوم را هفت قرن پیش از میلاد ساخته بودند. این شهر ناظر بر تنگه بسفور که اروپا را از آسیا جدا می کند بر روی هفت تپه بناشده است. تبدیل تلفظ از اسلامبول به استانبول پس از تغییر حروف ترکیه از عربی به لاتین رایج و عمومی شده است. دولت ترکیه در دهه 1920 به خارجیان تاکید کرد که استانبول را در مکاتبات خود كنستانتينوپل ننویسند که نامه های پستی با این نام توزیع نخواهند شد. این شهر در قرون وسطا یک بار به چنگ صلیبیون افتاده بود.
1004/پ30/ب