به گزارش خبرنگار خبرگزاری بسیج از یزد، شهید شعبانعلی عبدالّلهی سروی، فرزند هدایت، در اولین روز فروردین ماه سال ۱۳۴۱ هجریشمسی همزمان با فرا رسیدن سال نو در خانوادهای مذهبی در روستای چاهافضل اردکان دیده به جهان گشود و با تولّد خویش شادی و سرور عید نوروز را بر خانواده مضاعف نمود.
او سوومین فرزند خانواده بود. پدرش در آن روستای دور افتاده با شغل شریف و پر زحمت کشاورزی زندگی را میگذرانید. مادرش زنی متدیّن و خانهدار بود که علاوه بر خانهداری و تربیت فرزندان، در کار کشاورزی کمککار شوهر بود. والدین با رنج فراوان کمر همّت به پرورش فرزندان خصوصاً شعبانعلی بستند تا همگام با رشد جسمی، اعتقادات مذهبی او را نیز تعالی و تحکیم بخشند. گویا حسّ کرده بودند که این کودک با فرزندان دیگرشان فرق دارد و آیندهای درخشان و مقدّس خواهد داشت.
چون ۶ ساله شد او را برای تحصیل به مدرسه بردند. دورة ابتدایی را در روستای چاهافضل تا کلاس پنجم گذراند. سپس، چون در آن روستا مدرسة راهنمایی نبود، برای اینکه از تحصیل باز نماند و دینی بر گردن والدین نباشد، او را به شهر اردکان آوردند و در مدرسة راهنمایی شبانهروزی دکتر محبوبی ثبتنام کردند. دورة راهنمایی را نیز با موفّقیّت طی کرد.
تربیت صحیح و لقمة حلال از دسترنج شغل مقدّس کشاورزی آن هم در روستای دور افتاده و شیر پاک مادر موجب شد که شعبانعلی راه مستقیم را به درستی تشخیص دهد و با راهنما بپیماید؛ لذا در مدرسة علمیة امام صادق -علیه السّلام- اردکان ثبت نام کرد و پس از پذیرش در حضور اساتید حوزه به تحصیل علوم دینی پرداخت و به خودسازی و سیر معنوی مشغول شد. امّا این نیز دیری نپایید و روح تشنة شعبانعلی سیراب نشد و با فرمان امام خمینی (ره) مبنی بر لزوم حضور جوانان در جبهههای نبرد با دشمن متجاوز بعثی عراق، او گمشدة خود را در جبههها جستجو نمود.
در بسیج ثبتنام کرد. آموزش نظامی را فرا گرفت و کلاس و درس و بحث و حوزه و آغوش گرم خانواده را رها و حضور در سنگرهای شرف و عزّت و همنشینی با قدسیان و همآوایی با ملکوتیان را انتخاب کرد و عازم جبهه شد.
از تاریخ ۲۵/۱/۱۳۶۰ لغایت ۳۰/۴/۱۳۶۱ دو دفعه به جبهه اعزام شد و مدّت ۸ ماه از گرانبهاترین روزهای عمر کوتاه و پر ثمر خود را در جبهههای نوربه جهاد و دفاع از اسلام و میهن اسلامی پرداخت.
سرانجام این طلبة خودساخته و عاشق انقلاب و اسلام در تاریخ ۳۰/۴/۱۳۶۱ در منطقة عملیّاتی شلمچه در عملیّات رمضان، عروس شهادت را در بر کشید و به آرزوی دیرین خود دست یافت.
با پرواز روح بلندش از جسم کوپکش به ملکوت پر کشید و در جنان بر مولایش امام حسین -علیه السّلام- مهمان شد.
اوضاع نامساعد منطقه و آتش پر حجم دشمن مانع از انتقال پیکرش به پشت جبهه شد؛ لذا به تأسّی از مولای بیکفنش پیکر پاکش در بیابانهای گرم و سوزان جبهه ماند و خانوادة خویش را تا به امروز در انتظارگذاشت و خود را در نزد حضرت زهرا
- سلام الله علیها- رو سفید گرداند و مدال افتخار شهید جاویدالاثررا به گردن آویخت.
در تاریخ 1380/02/30 به یاد این شهید گرانقدر صورت قبری در گلزار شهدای چاهافضل بسته شد که یادگاری از آن عزیز سفر کرده و چراغ هدایتی برای مشتاقان عزّت وآزادگی باشد.
انتهای پیام/