۱۴ / شهريور / ۱۴۰۵ - 05 September 2026
22:23
کد خبر : 9152749
۱۴:۴۹

۱۳۹۸/۰۴/۱۲
بازخوانی زندگی شهید ابراهیم ابراهیم آبادی

او تربیت‌یافتۀ مکتب اسلام و انقلاب بود

شهید ابراهیم ابراهیم‌آبادی فرزند اکبر در دهم فروردین‌ماه سال 1338، در ابراهیم‌آباد، از توابع شهرستان اراک و در خانواده‌ای روستایی و کشاورززاده دیده به جهان هستی گشود

به گزارش خبرگزاری بسیج استان مرکزی؛ به منظور گرامیداشت یاد و خاطر شهدای استان مرکزی خبرگزاری بسیج استان به باز خوانی زندگی شهید ابراهیم ابراهیم آبادی می پردازد.

او که تربیت‌یافتۀ مکتب اسلام و انقلاب بود، در مسیری گام نهاد که خود با اراده و اختیاری که داشت آن را انتخاب کرد تا به سعادت و شهادت ختم شود. مهربان و باادب بود. هنوز هم که هنوز است، اقوام و دوستانش از او به مهربانی و اخلاص یاد می‌کنند.

سرباز ارتش اسلام بودو دوران خدمتش را در لشکر21حمزه انجام داد. او ستاره‌ای درخشان در آسمان شهادت این مرز و بوم شدتا راه را برای آیندگان روشن سازد. اخلاق و رفتارش زبان‌زد خاص‌وعام بود قدبلندوچهارشانه بود. تازه نامزدکرده بود که به درجۀ رفیع شهادت نائل آمد.

دومین شهید روستای ابراهیم‌آباد بود. به مرخصی که می‌آمد به پدرش که دامدار بود، کمک می‌کرد. در منطقه تیری به پایش اصابت کرد. پس از بهبودی طاقت نیاورد و مجدداً به جبهه رفت. در عملیات بیت‌المقدس به شهادت رسید و در ایام نوروز بود که تشییع شد. می‌گفت من اگر شهید شدم راهم را ادامه دهید. پیکر مطهرش را در روستای ابراهیم‌آباد به خاک سپردند تا محلی برای رفت‌و‌آمد ملائک و زیارتگاهی برای زیارت اهل خانواده و دوستانش باشد تا راز دل به او بگویند و از خاکش استمداد بجویند.

  وصیت‌نامه

به نام خدایی که ما را آفرید و به ما جان داد و راه رفتن و چگونه زیستن و چگونه خود را شناختن را به ما آموخت و حرف‌زدن را به ما نشان داد.

پدر و مادر بزرگوارم، اکنون که به‌سوی معبود خود باز می‌گردم، خداوند متعال می داندکه هدفم از شرکت در جهاد ؛ برگشت به‌سوی او بوده است، می‌خواهم تا شهادتم را قبول کند و از شما نیز انتظار دارم که به‌جای گریه و زاری در شادی من شریک بوده و روحم را شاد کنید. ما که می‌دانیم آمریکا نوکر خود، صدام را آلت فعل خود قرار داده و لشکریان مزدور  بعثی را با کمک دیگر مزدوران منطقه روانۀ خاک شهیدپرور ایران کرده است و می‌خواهد به گمان خود دین ما و میهن ما را به زبونی بکشد.امروز از هر سو انقلاب اسلامی ما مورد تهاجم قرار گرفته و شرق و غرب تمام قوایشان را برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی نوپای ایران به‌کار می‌برند. امروز که مزدوران داخلی و ستون پنجم بیگانه‌پرست سعی در دل‌سردکردن و به انحراف‌کشیدن ملت ما از انقلاب و اسلام و روحانیت دارند، چرا باید دست روی دست گذاشته و نظاره‌گر باشیم؛ در حالی که وظیفۀ شرعی من و شما در حال حاضر جهاد برای دفاع از دین و مملکتمان است. پس من و شما می‌جنگیم تا بکشیم و کشته شویم. شاید خون من و خون شما امت ستمدیده سیل گردد و جهان‌خوران را در خود غرق کند. توصیه می‌کنم امام را تنها نگذارید و تنها او را تنها رهبر خود دانسته و فرمایش‌هایش را بی‌چون و چرا اطاعت کنید و مسؤولین را تضعیف نکنید! جهاد را تا پیروزی نهایی ادامه دهید ان‌شاالله که پیروزی با ماست.

خداوندا، امام خمینی امام امت ما را در پناه خود محفوظ بگردان! ظهور امام زمان را تعجیل بفرما!

اگر من شهید شدم اسلحه‌ام را زمین نگذارید و او را دست رزمندۀ دیگر بدهید جنگ، جنگ است. عزت و شرف میهن و دین در گروه مبارزات است. اگر کشته شدم فقط دعا کنید که خدا مرا در زمرۀ شهیدان درگاهش قرار دهد و مرا غسل ندهید و کفن نکنید چون رهبرم حسین (ع) نه کفن داشت و نه غسل و به مادرم بگویید که آرزوی من برآورده شده و گریه نکند. فقط دعا کند و به او بگویید اگر گناهی در حقش کردم به‌خاطر خدا ببخش؛ چون اگر تو مرا نبخشی خدا مرا نمی‌بخشد و به پدرم بگویید که من خدمتی به تو نکردم؛ ولی از تو درخواست می‌کنم به‌خاطر هرچه می‌پرستی مرا ببخش! پیامی هم به برادران و خواهرانم و دیگر اقوام دارم که شما فقط به خدا متکی باشید و این انقلاب را حفظ کنید؛ چون تمام دشمنان در پی این هستند که این انقلاب را از پای در بیاورند. برادر بزرگم می‌دانم شاید خیلی آرزوی جبهه رفتن داشتی؛ ولی شما را نبرده‌اند. امیدوارم که شما در پشت جبهه به این انقلاب کمک کرده و اجری بیش‌تر از من داشته باشی. از شما می‌خواهم مرا ببخشی. هم‌چنین از زن برادرم و جعفر آقا و فاطمه خانم از آن‌ها بخواه مرا ببخشند. خواهران عزیزم می‌خواهم، هم‌چون زینب باشید و او را بشناسید و مقلدش باشید. تحمل صبرش را در مصیبت به آن بزرگی (کربلا) که جلوی چشمش اتفاق افتاد، سرمشق خود قرار دهید و با حفظ حجاب و نجابت و عفت خود او را خشنود کنید.

پدر ارجمندم در راه خدا اسماعیل‌های خود را آماده‌کن! مبادا اگر فرزندت در راه خدا حرکت کرد و شهید شد غمی به چهرۀ مردانه‌ات بنشیند شادان باش و بدان که شهادت یکی از اعضای خانواده باعث سربلندی و عزت و شرف خانواده بل اسلام می‌شود. از خانوادۀ همسرم تقاضا دارم اگر بدی کرده‌ام، مرا ببخشید؛ چون من از آتش جهنم هراس دارم. به عزیز، مادر زنم، بگویید داماد شما سرباز اسلام بود و در راه اسلام شهید شد و شما هیچ ناراحت نشوید که هر مسلمان باید در موقعی که دشمن به سرزمین اسلامی او تجاوز کرد، جهاد کند؛ همچنین به برادران خانم و خواهران خانمم به آن بگویید که من می‌روم و جایی می‌روم که آن‌جا خوابگاه همیشگی من است و امیدوارم که مرا حلال کنید من شهید می‌شوم؛ ولی در این جهان روح در بدنم نیست؛ ولی در پیش خدا زنده هستم. همۀ شهیدان در پیش خدا زنده هستند و روزی می‌خورند. پیامی هم به ملت مسلمان و شهیدپرور ایران دارم که تنها به رهبر عزیزمان متکی باشند و حرف او را روی چشم بگذارند که ما چنین رهبری در جهان امروزی نداشته و نخواهیم داشت؛ همچنین از قوم و خویش می‌خواهم اگر از من بدی و بی‌ادبی دیده‌اند، حلال کنند.

 


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید