خبرگزاری بسیج: همه مشغول برگزاری مراسم و دعای عرفه هستند. صدای اذان از هر کوی برزن به گوش می رسد.دیگر دختران زنده بگور نمی شوند.
امام با دریافت هیجده هزار نامه از کوفیان مسلم را برای گرفتن بیعت و سنجش عهد جماعت کوفی روانه دارالخلافه می کند.
مسلم 28ساله وارد کوفه می شود و با بزرگان قوم صحبت می کند، خبر حرکت ابا عبدالله را به اطلاع آنان می رساند، از قوم می خواهد تا رسیدن امام امت به سخنان وی گوش دهند و امرشان را اطلاعت کنند.
هانی بن عروه دستگیر و قیام مسلم شکل می گیرد، سلیمان صورد خزاعی بزرگ قوم سر از اطاعت بر می تابد، معتقد است باید امام خودش بیاید و گرنه مسلم که امام ما نیست.
کاخ ظلم محاصره می شود و زرهای عبیدالله جماعت را متفرق می کند. مسلم نماز صبح را می خواند وقتی برمی گردد کسی پشت سرش نیست و کلام معروف یا اشباح الرجال در تاریخ ماندگار ماند.
مسلم در یک درگیری شهید می شود، بزرگان قوم سکوت می کنند، شیوخ منتظر ورود امام می نشینند،عبیدالله در مسجد کوفه رجز می خواند و میثم تمار او را ناخلف برای امارت کوفه می داند.
مسلم با ۲۸ سال سن برای بزرگان قوم جوان و ناپخته است و نباید صلاح کوفه را تا رسیدن امام به وی سپرد.
اما ابن زیاد با ۲۸سال سن علاوه بر بصره با حفظ سمت کوفه را هم در چنبره خود می گیرد.
تفاوت جوانگرایی کفر و اسلام عافیت طلب در دو دیدگاه مشخص است.
قیس بن مسهر صیداوی هم شهید می شود.
باز هم صدای اذان و قرآن در مناره ها و مسجد به گوش می رسد و طایفه خوک صفت که سفیر امام را کشتند به مسجد رفتند و برای حضور امام دعا می کنند.
امام با خبر می شود که مسلم شهید شده است، صدای آه جانسوزش را می شنوند.خطر را به شیعیان گوشزد می کنند اما همه می گویند مروه و صفا و حج آرام داریم آسایش را به هم نریزید.
امروز هم عده ای نایب امام را قبول ندارند و منتظرند تا خود امام بیاید. بر نایبش ظلم می کنند تا برای سر بریدن امام هم بهانه ای بنام جهل و شورش بر خلیفه را علم کنند.
این جماعت همانند که علی را خانه نشین کنند و معاویه مشرک زاده و کافرزاده که 23 سال در مسیر اسلام سنگ اندازی و به ضرب شمشیر مسلمان شد بر منبر رسول الله تکیه بزند.
عرفه آرام است و محشری بی صداست که چند روز آینده آنچنان سکوتها را بشکند که تا قیامت صدایش کاخ مستکبرین را ویران سازد.
۱۰۰۲/ت۳۰/ب