شکنجه اجتماعی بزرگترین ابزار لیبرالها برای دست کشیدن ملتها از باور و اعتقادهایشان است، ملتی که باور و اندیشه نداشته باشد در حقیقت هیچ چیزی برای دفاع ندارد.
ملتها را باید نانشان را گروگان گرفت، آنها را عصبانی کرد تا دست به انتحار بزنند، فشار افسردگی و روانی را به حدی بالا برد تا تبدیل به یک دیوانه خانه شود که نه تصمیم ملت از روی عقل باشد نه مسئولان توان دارند برای یک جماعت افسرده و عصبانی قانون تعریف کنند بلکه هرچه هست بی قانونی و فراتر از آن برای مهار یک ملت دستمایه قرار می گیرد، در ناکارآمدی و عصبانی کردن مردم لیبرالها که خود در راس کار هستند همواره از کار شکنی دولت های در سایه سخن می گویند و مردم را از تشخیص درست ریشه مشکلات محروم می کنند.
دولت پنهان همان فقر اجتماعی و عامل عصبانیت مردم است، عاملی که در علم سیاست به شکنجه اجتماعی مردم معروف است تا دستان مردم برای عقب نشینی به علامت تسلیم بالا رود.
در هرجامعه ای که لیبرالها حاکم شوند فقر،رکود، بیکاری بیداد می کند اما تصمیم گیران و تصمیم سازان در رفاه کامل خود را غمخوار مردم می دانند، عامل تمام مشکلات هستند و در صف مردم از دولت خیالی و خود ساخته مطالبه می کنند.
لیبرالها در حالی دم از صلح طلبی می زنند که خود جو امنیتی را بیش از هر چیزی می پسندند، لیبرالها ابتدا در فضای امنیتی رشد کردند، سپس پرچم صلح را برداشته و ملت ها را از جنگ می ترسانند.
دو قطبی جنگ و صلح، دوقطبی نان و قحطی، آشوب و آرامش، کار و بیکار که همواره مردم را در یک ترس و دلهره مدیریت می کنند.
وقتی مادری فرزند خود را تنبیه می کند بچه برای رهایی از تنبیه به مادر پناه می برد، در مدیریت لیبرالها هر چقدر بیشتر مردم را شکنجه اجتماعی کنند و خود مانند مردم پرچم انتقاد و مطالبه وضع را بر دارند، قشر عظیمی از مردم به آنها پناه می برند مگر کسانیکه بالغ باشند و از تنبیه بگریزند.
لذا در ایران نیز دوقطبی جنگ و صلح در انتخابات ریاست جمهوری، نان و قحطی در مجلس جواب داد و مردم برای رهایی از دو بحران به سمت لیبرالها رفتند، در انتخابات فعلی مجلس دو قطبی امنیت و آشوب را در دستور کار قرار دادند تا بتوانند بار دیگر مردم را به سمت خویش جذب و برنامه های ترمیدور را انجام دهند.
وظیفه مردم در ستیز با این تفکر نه ریختن در خیابان با آشوب و نا امنی بوده نه همراهی و سکوت محض است بلکه با امضای دمکراتیک خود در انتخابات به تفکر پوسیده لیبرال پایان دهند. هرگونه جو امنیتی به نفع حاکمان لیبرال و برضد خواسته به حق مردم است.
دولت پنهانی که سناریوی لیبرال را انجام می دهد همان شکنجه اجتماعی ملت است که با نا امیدی از حاکمیت پذیرش جنایت در ذهن ها پرورش و به بلوغ می رسد که در نهایت خود ملتها برای سقوط خویش نقش سربازان استعمار را بازی می کنند. عراق لبنان نمونه بارز آنهاست.
1002/گ30/ب