شهید «غلامعلی عنایاتی» در فرازی از وصیت‌نامه خود آورده است: خدایا این قطره خون ناچیز و جان ناقابل مرا برای گسترش اسلام بپذیر و اگر جان ما این ارزش را دارد که برای اسلام فدا شود و اسلام پیش برود صدها بار به ما جان بده تا مبارزه کنیم و شهید بشویم.
کد خبر: ۹۴۳۹۷۴۸
|
۲۹ خرداد ۱۴۰۱ - ۰۷:۰۶

 شهید «غلامعلی عنایاتی» در دوم بهمن 1342، در روستای فريج از توابع شهرستان هنديجان چشم به جهان گشود. پدرش محمود و مادرش خيرو نام داشت. وی تا پايان دوره متوسطه درس خواند و ديپلم گرفت سپس به عنوان پاسدار وظيفه در جبهه حضور يافت.

غلامعلی دوم ارديبهشت 1362، در منطقه شرهانی در هنگام انجام مأموریت دچار سانحه رانندگی شد و به شهادت رسيد.

وصیت‌نامه شهید «غلامعلی عنایاتی»؛

سلام و درود بر امت حزب الله و همیشه در صحنه ایران و برادران و خواهران حزب اللهی در این برهه از زمان. کفار و جهانخواران شرق و غرب به مقابله با اسلام و نظام اسلامی شتافتند ما نیز باید به این وظیفه و فریضه اسلامی عمل کنیم و به مقابله با کفار برویم و امانتی که نزد ماست نیز ادا نماییم. ای خدای بزرگ این مخلوق درمانده و ضعیف تو حال که بسوی تو آمده او را از درگاهت مران. گناهانش را بیامرز و از درگاهت ناامیدش مگردان. خدایا این قطره خون ناچیز و جان ناقابل مرا برای گسترش اسلام بپذیر و اگر جان ما این ارزش را دارد که برای اسلام فدا شود و اسلام پیش برود صدها بار به ما جان بده تا مبارزه کنیم و شهید بشویم.

حال که دو جبهه وجود دارد حسینی و یزیدی و امروز زمان امتحان است از فرصت استفاده کنید و به جبهه حسینی بپیوندید. قدر امام را بدانید چون اگرندانید بر اثر کفران دچار بلاهای عظیم خواهید شد. پروردگارا اینک برای رضای تو و خشنودی تو به امر خلیفه برحق تو که نایب امام زمان نیز می باشد قدم به صحنه جهاد بر علیه کفر می گذارم، بدان امید که یا مرا به فیض شهادت برسانی تا شاید کفاره ای باشد برای محو گناهان و ادای دینی در قبال جمهوری اسلامی و یا مرا بیامرز و توبه ام را بپذیر که در هر حال به تو نیازمندم. از کودکی آرزوهای فراوانی داشته ام اما آنچه از همه بهتر است و پیوسته در درون وجودم می خروشد رسیدن به لقاء الله و معبود است. از شرایطی که فراهم شده باید استفاده کرد و از دریچه آن شیفتگان الله عبور کنند و به معبود یکتا بپیوندند.

پدر و مادر عزیزم از شما می خواهم بعد از شهادت من گریه نکنید مانند امام عزیزمان که در شهادت پسرش گریه نکرد. مادر جان به برادرانم و خواهرانم و دوستانم و همه کسانم بگو که تولی و تبری را فراموش نکنند و راه امام کبیرمان آن اسطوره مقاومت و فضیلت را ادامه دهند و همیشه و در صحنه مثل گذشته حاضر باشند. در ضمن مرا در گلزار شهدا بگذارید یا هر جا به میل والدینم بود بگذارید. اکنون در چند ساعتی که به حمله مانده این وصیت نامه را نوشتم. به والدین، برادران، خواهران و همه دوستان و آشنایان سلام می رسانم.

انتهای پیام/

ارسال نظرات
پر بیننده ها
آخرین اخبار