حجت الاسلام مظفری میانجی در گفت و گو با خبرگزاری بسیج؛
کارشناس مسائل دینی در خصوص واقعه غدیر، گفت: سندیت واقعه عظیم غدیر خم ۱۱۰ تن صحابی و ۸۴ تن تابعی و ۳۶۰ تن از علما و محدثان اهل سنت حدیث ولایت را در کتب خود آورده اند.
کد خبر: ۹۴۴۵۴۳۴
|
۲۷ تير ۱۴۰۱ - ۱۱:۰۹

حجت الاسلام والمسلمین سهراب مظفری میانجی، استاد حوزه و کارشناس مسائل دینی در گفتگو با خبرگزاری بسیج در خصوص واقعه غدیر، گفت: سندیت واقعه عظیم غدیر خم ۱۱۰ تن صحابی و ۸۴ تن تابعی و ۳۶۰ تن از علما و محدثان اهل سنت حدیث ولایت را در کتب خود آورده اند و گروهی از آنان به صحت سند اعتراف کرده و حدیث را صحیح السند عنوان کرده اند به طوری که حدیث به حد تواتر رسیده است.

وی ادامه داد: جناب طبری در کتاب تاریخ خود قضیه واقعی و تاریخی به بزرگی غدیر خم را درج نکرده، ولی تعصب اغماض کرده که در کتاب خود تاریخ غدیر را ذکر نکرده تا روزی که می‌شنود یکی از علمای بغداد حضور حضرت امیر را در منطقه غدیر خم حاشا کرده که علی (علیه‌السلام) آنجا حضور نداشته است در حالی که آن شخص ابی بکر بن ابی داوود بود که گفته علی (ع) در آن روز در یمن بوده به این علت که باز سه تن از علمای اهل سنت آوردند که ابوبکر بن ابی داوود صاحب سنن ابی داوود و متهم به بغض به علی بن ابی طالب بوده است.

این محقق دینی اظهار کرد: طبری هم بعد از اینکه این مساله را می‌شنود ناراحت می‌شود علی (ع) رغم اینکه در تاریخ خود نیاورده کتاب مستقلی به نام الولایه می‌نویسد. طبری ضمن اینکه کتاب مستقلی می‌نویسد صحه می‌گذارد بر وقوع غدیر خم و احادیث غدیر را طی دو جلد ذکر کرده است. بی شک همه بر این مطلب صحه گذاشتند که حضرت رسول(ص) در منطقه غدیر خم حجاج که بیش از صدهزار نفر بودند به امر الهی دستور توقف دادند و حضرت علی (ع) را به عنوان، ولی به مردم معرفی نمودند.

میانجی افزود: علت مخالفت و فراموش کردن و ترک موضع گیری حضرت علی (ع)چیست؟ بهتر است جوابی از خود حضرت علی(ع) بدهیم، امام علی (ع) در خطبه ۱۶۲ نهج البلاغه می‌فرمایند: پس بدان خود سرانه خلافت را عهده دار شدند و ما را به حساب نیاوردند و خودخواهی کردند و گروهی از سر بخل به کرسی خلافت چسبیدند و گروهی سخاوتمندانه از آن چشم پوشیدند داور خدا و روز جزا و روز بازگشت است. اما آنچه که در نهایت علی علیه السلام را به ترک موضع گیری در برابر حاکمیت جدید واداشت احتمال ارتداد و طغیان در میان قبایل جزیره العرب بود.

وی خاطر نشان کرد: حضرت نمی‌توانست با مسامحه کاری از کنار خطر بزرگی که اسلام را تهدید می‌کرد بگذرد و برای رفع آن همکاری با نظام حاکم نداشت چرا که مایل نبود از ناحیه وی خدشه‌ای به اسلام وارد اید کما اینکه بعد از رحلت حضرت رسول اکرم (ص)  عده‌ای نقاط مختلف جزیزه العرب ادعای نبوت کردند. ما شیعیان کما اینکه دیگران که منصف هستند مانند مفردات راغب وِلایت را به کسر واو به معنی نصرت و وَلایت به فتح واو به معنی حکومت و تصرف حکومتی معنا کرده اند؛ و بسیاری هم وِلایت و وَلایت را به یک معنا گرفته اند که صاحب اختیار بودن و تصرف کردن و حکومت کردن است. همچنین است پس از تکلیف حضرت رسول (ص) آن حجاج پس از آنکه پیامبر از منبر پایین آمد یکی پس از دیگری می‌آمدند و می‌گفتند السلام علیک یا امیرالمومنین.

این کارشناس مسائل دینی بیان کرد: از جمله آن‌ها ابوبکر و عمر بود که کتاب‌های روایی و تاریخی برادران اهل سنت آنرا نقل کرده اند، اینچنین سلام نمودند: السلام علیک یا امیرالمومنین! بخّ بخّ لک یا ابن ابی طالب اصبحت مولای و مولی کلّ مومن و مومنه؛ یعنی خوشا باد تو را‌ ای فرزند ابوطالب تو از هم اکنون مولای من و تمام مومنین بوده و خواهی بود؛ و یا این جمله‌ی جناب ابوبکر که می‌گفت: اقیلونی فلست بخیرکم و علیّ فیکم یعنی مرا رها کنید و از من دست بر دارید و با وجود علی (ع) در میان شما من سزاوار این مقام نیستم؛ و این نقل را هم مفسرین اهل سنت در تفاسیر خود آورده اند مانند تفسیر القرطبی و آلوسی و رازی و بحر المحیط و هم کتاب‌های روایی و تاریخی همانند شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید و طبقات الکبری ابن سعد و تاریخ طبری؛ که همه‌ی این‌ها دلالت بر مقام ولایت و صاحب اختیار بودن دارد. کما اینکه خود امیرالمومنین علی علیه السلام نیز در خطبه‌ی ۳ نهج البلاغه به این موضوع اشاره کرده و جریانات آن را بیان می‌کنند. حاصل آن اینکه آنحضرت خلافت را حق خود می‌دانست، اما حرکت دین و اصل اسلام عزیز و اتحاد و یکپارچکی و وحدت مسلمانان را برتر می‌دانست و همین امر سبب چشم پوشی حضرت شد؛ و الا دلایل بسیار زیاد است حتی در منابع اهل سنت که دلالت دارد بر اینکه خلیفه‌ی بلافصل رسول اکرم (ص) امیرالمومنین علی (ع) است.

ارسال نظرات
آخرین اخبار