۲۲ / تير / ۱۴۰۵ - 13 July 2026
17:10
کد خبر : 9713156
۰۹:۵۶

۱۴۰۴/۰۷/۰۵
برگی از خاطرات دفاع مقدس؛ 

از فاو تا کردستان، به روایت رزمنده دوران دفاع مقدس؛ اکبر امینی

زنجان-به بهانه هفته دفاع مقدس سراغ خاطراتی از رشادت‌ها، اخلاص و درایت مردانی بزرگ رفتیم که شرح دلاوری‌شان، دفاع مقدس ما را از جنگ‌های سایر کشورها متمایز می‌کند. 

 

از فاو تا کردستان، به روایت  رزمنده دوران دفاع مقدس اکبر امینی

به گزارش خبرگزاری خبرنگار خبرگزاری بسیج از زنجان، 31 شهریور هر سال آغاز هفته دفاع مقدس و یادآور ایستادگی قهرمانانه ملت بزرگ ایران به‌خصوص جوانانی است که در خط مقدم نبردی نابرابر بودند که توسط عراق و با حمایت بسیاری از کشورهای دیگر رخ داد.در این راستاخبرگزاری بسیج زنجان گفت و گوی با یکی از رزمندگان ۸ سال دفاع مقدس انجام داده است.

اکبر امینی، رزمنده ۸ سال دفاع مقدس، با صلابت و افتخار از روزهای حماسه و ایثار سخن می‌گوید. او که در دوران نوجوانی و تنها با ۱۶ سال سن راهی جبهه‌ها شده، خاطرات خود را از لشکر ۸ نجف اصفهان و گردان زرهی آغاز می‌کند.

این رزمنده دوران دفاع مقدس به چگونگی اعزام خود به جبهه در سال ۶۴ اشاره می‌کند و می‌گوید، با وجود سن کمی که داشتم، پس از دوره آموزشی ۳۵ روزه در مراغه، به جبهه اعزام شدم.

بنده در شیراز دوره آموزش تانک‌های تی-۷۲، تی-۵۵ و تی-۵۵ را گذراندم، و در کنار شهید احمد کاظمی، در عملیات کربلای چهار حضور داشتم.

او حال و هوای جبهه در منطقه فاو را این گونه توصیف می‌کند: در اوج گرمای تابستان، در هوای شرجی فاو، جایی که خبری از سیستم‌های سرمایشی نبود، رزمندگان ما بدون هیچ ادعایی و مخلصانه در حال نبرد و دفاع بوده و در برابر حملات سنگین دشمن مقاومت می‌کردند.

وی به دشواری‌های عبور از اروندرود اشاره می‌کند و می‌گوید، برای رسیدن به منطقه عملیاتی والفجر ۸، باید با قایق از اروندرود عبور می‌کردیم. منورهای عراقی تا صبح منطقه را روشن می‌کردند و هر لحظه خطر اصابت گلوله‌ها وجود داشت. برای جلوگیری از گرد و خاک و لو رفتن موقعیت، روغن سوخته به لاستیک خودروهای ماشین می‌مالیدند.

اما دفاع مقدس تنها به مناطق جنوبی محدود نمی‌شد. اکبر امینی در کردستان نیز در گردان عملیاتی حضرت رسول (ص) و در بانه حضور داشت آن زمان درگیر کومله و دموکرات‌ها بودیم. پایگاه‌های ما در روستاها و بالای کوه‌ها مستقر بود، با وجود سنگربندی و سیم‌خاردار کومله و دموکرات‌ها مدام به این پایگاه‌ها حمله می‌کردند و ما در کنار پیشمرگان مسلمان کرد به دفاع می‌پرداختیم.

شرایط به گونه‌ای بود که حتی فرصت غذا خوردن نیز نداشتیم و غذاها را در نایلون فریزر می‌آوردندما با باز کردن روپوش فوقانی کلاشینکف، از آن به جای قاشق استفاده می‌کردیم. 

در زمستان‌های سرد و سخت کردستان مدام بیدار بودیم و کشیک می‌دادیم تا مبادا مورد حمله ضد انقلاب قرار بگیریم.

وی در خصوص خاطره‌ای فراموش‌نشدنی از اعزام کاروان راهیان کربلا از استان زنجان می‌گوید، ۷ هزار نفر از استان زنجان اعزام شدند و در شهرهای ابهر و قزوین مورد استقبال بی‌نظیر مردم قرار گرفتیم. در تهران، جلوی مجلس، نخست وزیر وقت به دلیل این رکورد بی‌سابقه در اعزام نیرو از استان زنجان از مردم و نمایندگان این استان تقدیر کرد.

یکی از برجسته‌ترین خاطرات آقای امینی به شب قبل از عملیات کربلای چهار باز می‌گردد که می گوید من و یکی از همرزمانم در خرمشهر، در نزدیکی یک کانال در حال گشت زنی بودیم که ناگهان شهید حاج احمد کاظمی را سوار بر یک جیپ در جلو ما ایستاد و حاج احمد با دیدن ما پرسید: شما اینجا چکار می‌کنید؟ سریع برگردید به مقر! به فرمانده‌تان قدیری بگویید با بی‌سیم به من جواب بدهد.

ما رفتیم، اما دوباره برگشتیم تا ببینیم چه می‌شود. حاج احمد دوباره تذکر داد و درست پس از رفتن ما، خمپاره‌ای درست به همان نقطه اصابت کرد. آنجا بود که متوجه شدیم حاج احمد با دید بصیرتی که داشت، جان ما را نجات داده بود.

این رزمنده دوران دفاع مقدس در پایان سخنانش آرامش امروز را مدیون فداکاری‌های شهدا و صبر خانواده‌هایشان می‌داند. ما فقط شاگردی می‌کردیم تا وظیفه خود را انجام دهیم. شهدای عزیز ما واقعاً کاری کردند که زبان از وصف رشادت‌های آن قاصر و عاجز است.

فاطمه عسگری


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید