
به گزارش خبرگزاری بسیج ایلام،استان ایلام در زاگرس جنوبی، یکی از نواحی با پوشش غنی از بلوط در ایران است که نقش حیاتی در تنظیم آب، جلوگیری از فرسایش خاک، تأمین زیستبوم گونههای گیاهی و جانوری و نیز معیشت جوامع محلی دارد. بیش از ۹۰ درصد پوشش جنگلی استان را بلوط تشکیل میدهد، گونهای دیرزیست که توانایی بالا در تحمل شرایط سخت محیطی دارد.
اما در سالهای اخیر، این جنگلها تحت فشار جدی مجموعهای از عوامل طبیعی و انسانی قرار گرفتهاند: خشکسالیهای مکرر، آتشسوزیها، تغییرات اقلیمی و تراکم عوامل آسیبرسان. در کنار اینها، پدیده برداشت «شوکه» (نوعی صمغ حاصل از فعل و انفعالات حشرات و گیاه) به عنوان یک فشار جدید و رو به تشدید، به شمار میآید.
به گفته کارشناسان، برداشت شوکه در شرایط نادرست و بدون مجوز میتواند به شدت به درختان بلوط آسیب برساند؛ نه صرفاً به عنوان یک عملیات جزئی، بلکه به مثابه ضربهای به پیکره اکوسیستم جنگلی.
قوه قضائیه در نبرد با قاچاقچیان
در تازهترین اقدام، دادستان شهرستان ایوان در استان ایلام اعلام کرد که با آغاز فصل برداشت شوکه، اقدامات ویژه قضایی برای ممانعت از تخلفات اجرا خواهد شد. بر اساس اطلاعیه دادستانی:
دهیاران روستاهای تابعه موظفاند تردد خودروها و افراد غیر بومی در دامنه کوهها، بهویژه منطقه کوه شیرزول، را شناسایی و فوراً به مراجع ذیصلاح گزارش دهند.
اهالی روستاها از ارائه چهارپایان (اسب، قاطر و غیره) برای حمل محصول برداشت شوکه به افراد متخلف منع شدهاند.
برداشت شوکه تنها با مجوز رسمی از اداره منابع طبیعی مجاز است.
هرگونه همکاری با متخلفان برداشت شوکه بدون مجوز، طبق ماده ۴۲ قانون حفاظت و بهرهبرداری از جنگلها و مراتع، جرم تلقی شده و مرتکبان تحت پیگرد قانونی قرار خواهند گرفت.
این دستور قضائی به منزله ورود جدی قوه قضاییه به ماجرای برداشت شوکه ارزیابی میشود، به ویژه در زمانی که فشار بر جنگلها و منابع طبیعی افزایش یافته است.
با این حال، سوال اصلی این است که اجرای این دستور و توان نهادهای نظارتی در عرصه گسترده جنگلی ایلام تا چه حد کارآمد خواهد بود.
بحران برداشت شوکه و ابعاد آسیب آن
«شوکه» که محلی به آن «مان»، «شکرک» یا «شهد» نیز گفته میشود، در واقع ترشحات گیاهی است که در پاسخ به حمله حشرات مانند شته یا کنه روی بخشهایی از گیاه (برگ، میوه یا شاخه) شکل میگیرد. در شبهای سرد، این ترشحات به شکلی سفید یا کریستالی ظاهر میشوند. هدف برداشتکنندگان، جمعآوری این ماده و فرآوری آن به شکل شیره یا شیرینی محلی است.
اما بر اساس بررسیهای آزمایشگاهی، شوکه فاقد خواص ارزشمند دارویی است و ممکن است حاوی کپکها و عوامل بیماریزا باشد؛ همچنین از لحاظ تغذیهای تأثیر محسوسی ندارد. برداشت شوکه غالباً با اشکال آسیبزننده همراه است: حذف شاخهها، شکستن تنههای کوچک، یا بریدن شاخهها برای دسترسی به نقاط ترشحی.
برداشت غیرقانونی شوکه در مقیاس بزرگ بر سه سطح اساسی تأثیر دارد:
1. آسیب به بافت زنده درخت: هنگام برداشت، اگر از ابزار فلزی یا بریدن شاخه استفاده شود، امکان ورود قارچها، آفات و عفونت به درخت افزایش مییابد.
2. از بین رفتن توان تولید مثل: بسیاری از برداشتها بر میوهها و بذرهای بلوط تأثیر میگذارند و در نتیجه امکان تولید نهال جدید را کاهش میدهند.
3. فرسایش خاک و آسیب اکوسیستمی: شاخهزنی و کندهکاری، پوشش گیاهی را کاهش داده و روند فرسایش را تشدید میکند؛ از سوی دیگر، کاهش پوشش جنگلی توان نگهداری رطوبت خاک را پایین میآورد و موجب خشکی بیشتر منطقه میشود.
در برخی گزارشها آمده که به ازای تولید یک کیلوگرم شوکه، دهها کیلوگرم شاخه و برگ قدیمی قطع میشوند. این نسبت افسارگسیخته فشار بیشتری بر محیط جنگلی وارد میکند.برداشت شوکه در میان برخی مردم به عنوان یک محصول با ارزش دارویی یا خوراکی جا افتاده است.
در بازاریابی محلی، شوکه با قیمتهایی نسبتا بالا عرضه میشود. این سود بالقوه سبب شده برخی افراد بدون ملاحظه به برداشت روی آورند.با این حال، با وجود تبلیغات محلی، شواهد علمی درباره خواص دارویی آن ضعیف است و برخی پژوهشها آن را فاقد ارزش تغذیهای یا حتی مضر معرفی کردهاند. همچنین نبود سیستم نظارتی قوی و ضعف دسترسی مردم محلی به منابع جایگزین درآمد، شرایط را برای افزایش تخلفات مساعد کرده است.
برای دریافت دیدگاه مستقیم فعالان محلی، با دو تن از فعالان محیطزیستی منطقه مصاحبه شد.
الهام مرادی فعال محیطزیستی از ایلام در گفتوگو با خبرنگار فارس میگوید:هر سال که فصل شوکه آغاز میشود، گروههایی از شهرهای دور و نزدیک وارد جنگلهای ایلام میشوند. آنها بدون مجوز، به تنهها و شاخهها دست میزنند و بخشهایی از درخت را قطع میکنند تا به ترشحات دسترسی پیدا کنند.وی افزود: این کار نه تنها به درخت آسیب میرساند، بلکه خاک اطراف را نیز تحت فشار قرار میدهد.
مرادی ادامه داد: نکته خطرناک این است که بسیاری از مردم محلی فکر میکنند شوکه خاصیت درمانی دارد. وقتی فروشندگان محلی میگویند این محصول را میخرند، انگیزه افراد برای ورود به جنگل بیشتر میشود. تا زمانی که مراجع قانونی نتوانند به سرعت با تخلفات برخورد کنند، جنگلها هر سال تحت فشار بیشتری قرار خواهند گرفت.
رضا نامداری کارشناس و فعال محیط زیست نیز میگوید:درخت بلوط گونهای دیرزیست است. برای بازسازی قسمت آسیبدیده، ممکن است دهها سال زمان نیاز باشد. اگر برداشت بیرویه شوکه ادامه یابد،در آینده نزدیک بخش زیادی از پوشش بلوط در استان ایلام از دست خواهد رفت.
نامداری ادامه داد: مقابله قضایی ضروری است، اما کافی نیست. باید فرهنگسازی شود، مردم محلی در حفظ جنگلها سهیم شوند و گزینههای اقتصادی جایگزین برای آنها ایجاد شود. اگر چنین نشود، ممکن است نسل بعدی تنها جنگلهایی خشک و خاکی را به یاد بیاورد.
چالشهایی در اجرا
با وجود دستور قضائی و هشدارهای فعالان، چند چالش عمده در سر راه موفقیت وجود دارد:
1. ابعاد وسیع عرصه جنگلی: منطقههای جنگلی ایلام بسیار گستردهاند و پوشش حفاظتی یگانها محدود است. نظارت دقیق و دائمی بر تمام نقاط دشوار است
.2. نیروی انسانی محدود: تعداد نیروهای یگان حفاظت و منابع مالی جهت گشت و پایش کافی نیست.
3. مقاومت محلی: برخی از جوامع محلی، با انگیزه معیشتی، ممکن است با ممنوعیتها مخالفت کنند یا به سختی آن را بپذیرند.
4. خلأ آموزشی و آگاهی عمومی: باور به خواص شوکه در میان مردم وجود دارد و برای تغییر این باور، اطلاعرسانی گسترده مورد نیاز است.
5. پیگیری قضائی کند: روند دادرسی و اثبات جرم در مناطق دوردست ممکن است زمانبر باشد و تخلفات بیشتری رخ دهند پیش از اینکه مجازات اعمال شود.
چشمانداز و راهکار پیشنهادی
اگرچه وضعیت بحرانی است، اما راههایی برای کاهش آسیب وجود دارد:تقویت گشتهای حفاظتی ویژه در فصول برداشتاستفاده از فناوریهای نو (پهپاد، دوربینهای حرارتی) برای پایش مناطق صعبالعبورتخصیص بودجه بیشتر به محافظت و آموزش محیطزیستبرنامههای مشارکتی با جوامع محلی:
ارائه مشوق، اشتغال جایگزین و سهم صحیح در درآمد محافظترسانهها و مدارس باید در ترویج آگاهی نقش فعال داشته باشندتسریع در روند قضائی و صدور احکام بازدارنده برای تخلفاتپژوهشهای علمی بیشتر درباره ویژگیهای شوکه و پیامدهای آن بر سلامت انسانیاگر این پیشنهادها با اراده جدی اجرایی شوند،
امکان کاهش فشار بر جنگلهای بلوط وجود دارد.برداشت غیرمجاز شوکه از درختان بلوط ایلام اکنون دیگر یک پدیده کوچک محلی نیست؛ بلکه به بحرانی زیستمحیطی تبدیل شده که میتواند آینده جنگلهای زاگرس در منطقه را تحت تأثیر جدی قرار دهد. ورود دادستانی و هشدارهای قانونی گامی مثبت است، اما واقعا تعیینکننده آن است که آیا این اراده به سطح میدانی و میانی نیز منتقل میشود یا خیر.
اگر اجرای این دستورها همراه با مشارکت فعال مردم و نهادهای محلی نشود، ممکن است بلوطهای ایلام در دهههای پیشرو، تنها در خاطره زیست محیطدوستان جای داشته باشند.