
به گزارش خبرگزاری بسیج از همدان، انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ تنها دگرگونی یک ساختار سیاسی نبود، بلکه زایش دوباره روحی، فرهنگی و ایمانیِ ملتی بود که پس از قرنها سلطه، تحقیر و وابستگی تصمیم گرفت بر مدار کرامت انسانی و آموزههای اسلام، صفحهی تازهای از تاریخ خود را بنویسد. این انقلاب، یک حادثهی صرفاً سیاسی نیست؛ بلکه تجلیِ ارادهی الهی در حرکت ملتی است که تصمیم گرفت ارادهی بیگانه را از حاکمیت خود طرد کند و پایههای عزت، استقلال و ایمان را بر خاک وطن بنا سازد. در متن این خیزش بزرگ، دو مفهوم بنیادین به مثابه شریانهای حیاتی انقلاب شناخته شدند: استکبارستیزی و استقلال سیاسی؛ دو اصل جاودان که هویت انقلاب اسلامی را معنا بخشیدند و آن را از هر گونه انفعال و وابستگی مصون ساختند.
استکبارستیزی در تفکر انقلاب اسلامی، تنها مقابلهی ظاهری با قدرتهای بزرگ یا کشورهایی خاص نیست، بلکه یک منطق زنده تاریخی و عقلانی است که ریشه در تجربههای تلخ ملت ایران دارد؛ از عهدنامههای خفتبار دوران قاجار تا تاراج منابع نفتی در عصر پهلوی، از کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد تا دههها چپاول اقتصادی و سیاسی. ملت ایران آموخت که سلطهی بیگانه نهتنها کرامت انسان را میزداید بلکه «هویت» را نیز میرباید؛ و از همینجا بود که روح مقاومت در برابر استکبار، بصیرت در فهم تاریخ و آگاهی نسبت به استقلال واقعی معنا یافت. در قاموس انقلاب، استکبار نماد ظلم جهانی است؛ سیستمی که همهی ملتها را به خدمت قدرت خود میخواهد و با تحقیر و نیرنگ، حاکمیت آنان را درهم میشکند. مبارزه با چنین نظامی، برخاسته از احساس نیست بلکه محصول عقلانیت انقلابی، ایمان الهی و تجربهی تاریخی ملت ایران است.
انقلاب اسلامی، این موج بیداری را از دل ملت برانگیخت تا در پرتو آموزههای قرآن و سنت پیامبر، عزت و استقلال را به جای وابستگی بنشاند. از آن زمان، استکبارستیزی تبدیل به آرمان جاودانهی جمهوری اسلامی شد؛ آرمانی که با شعار جهانی امام خمینی(ره) یعنی «نه شرقی، نه غربی ـ جمهوری اسلامی» به اعلام رسمی هویت ملت ایران در برابر تمام سلطههای جهانی مبدل گشت. این شعار، نقطهی عطفی در تاریخ سیاست بینالملل بود و ثابت کرد که ملت ایران، تصمیمگیرندهی سرنوشت خویش است و هیچ قدرت خارجی را صاحب حق در ارادهی ملی نمیداند.
در کنار این رکن عزتمدار، مفهوم استقلال سیاسی به مثابهی پایهی اقتدار ملی مطرح شد. استقلال سیاسی یعنی آزادی در تصمیمگیری، حق انتخاب مسیر توسعه و تعیین راه آینده بدون فشار یا تحمیل بیگانگان. تحقق چنین استقلالی نیازمند اقتدار اقتصادی، فرهنگی، علمی و نظامی است؛ و ملت ایران، از روز نخست این مسیر را با خون شهدا، کوشش مجاهدان و ایستادگی نخبگان پیمود. در برابر تحریمها و فشارهای گسترده، ایران نه تسلیم شد و نه عقب نشست، بلکه راه خودکفایی را به عنوان تجلی عملی استقلال انتخاب کرد؛ راهی که فناوری بومی، اندیشهی جهادی و ایمان دینی سه ستون آن شدند.
این ملت توانست نشان دهد استقلال سیاسی تنها با بیانیه و شعار محقق نمیشود، بلکه باید در عرصهی عمل، تصمیم، تولید، و مقاومت تبلور یابد. از دستاوردهای علمی در عرصهی نانو، موشکی و داروسازی تا حضور فعال و عزتمند در معادلات بینالمللی، ایران اسلامی ثابت کرده که استقلال سیاسیاش ریشهدار، عقلانی و برگرفته از ایمان است نه وابسته به قدرتها.
اگر انقلاب اسلامی را بخواهیم در چند واژه خلاصه کنیم، بیتردید باید گفت: «انقلاب عزت»، عزتی که از قلب ایمان برخاسته و به روح استقلال و مبارزه با ظلم گره خورده است. این انقلاب با امتزاج دین و سیاست، الگویی از حکمرانی الهی را در جهان معاصر عرضه کرد؛ الگویی که برخلاف نظامهای وابسته و دنبالهرو غرب، بر پایهی کرامت، عدالت و استقلال بنا شده است.
اکنون پس از گذشت بیش از چهار دهه، هر گام ملت ایران در مسیر توسعه و پیشرفت، انعکاس همان روح استکبارستیزی و استقلال سیاسی است؛ روحی که نهتنها ایستادگی در برابر دشمنان، بلکه توانمندسازی درونی و پرورش نسلهای آگاه، مؤمن و مقاوم را نیز به همراه داشته است.
حراست از این میراث، وظیفهای تاریخی و دینی است. اگر انقلاب اسلامی توانست ملت ایران را از زیر سایهی سلطه بیگانه برهاند، تداوم آن در گرو هوشیاری، وحدت و مقاومت مؤمنانهی نسل امروز است؛ نسلی که اگر بخواهد این مشعل را روشن نگاه دارد، باید همانند نسل اول انقلاب به خودباوری، استقلال و مقابله با هر نوع نفوذ و استحاله فرهنگی پایبند باشد.
در پایان، باید گفت استکبارستیزی و استقلال سیاسی دو واژه نیستند، دو میدانآزموناند؛ میدانی که انقلاب اسلامی در آن ثابت کرد ملت ایران زنده، بیدار و بر مدار حق است. این دو اصل، سرآغاز عزت و استمرار هویت ملیاند؛ پایههایی که بر آن ایستادهایم، همچنان استوار خواهند ماند و در تاریخ، به عنوان رمز ماندگاری ایران اسلامی در برابر طوفانهای جهانی ثبت خواهند شد.
خبرنگار: سمیه شفائی
انتهای پیام/