
به گزارش خبرگزاری بسیج از باغملک: شهید صالح آزور فرزند عبد صالح در سال ۱۳۳۴ هجری شمسی در شهرستان صیدون در خانواده ای متدین متولد شد.
در سن ۴ سالگی مادر خود را از دست داد و از نعمت محبت مادر محروم گشت و زندگی پر رنج و مشقت وی آغاز گردید ، او تحصیلات ابتدایی خود را در صیدون تا پایان سال ششم نظام قدیم گذراند و در کنار آن در مکتب خانه به فراگیری قرآن نیز مشغول شد و به علت نبود مدارس راهنمایی و دبیرستان در زمان رژیم طاغوت در محل و مشکلات خانوادگی ادامه تحصیل برایش ممکن نبود و در کنار پدر به کار کشاورزی اشتغال یافت تا اینکه در سال ۱۳۵۳ به خدمت سربازی اعزام و پس از اتمام خدمت مقدس سربازی در سال ۱۳۵۶ ازدواج نمود.
شهید آزور تا قبل از شروع جنگ تحمیلی با کارگری امرار معاش میکرد و طبق معمول بقیه هم ولایتی ها با هم برای کارگری به «آبادان» می رفتند و به گفته دوستان و همراهانش علی رغم جو مسموم زمان طاغوت در این شهر او به موازین شرعی مقید بود و کم کم با دستورات و پیام های حضرت امام خمینی(ره) آشنا شد و در راهپیمایی های قبل از انقلاب شرکت نمود و پایگاه فعالیت وی مساجد و ذکرش نماز و تلاوت قرآن بود.
در گرمای طاقت فرسای «آبادان» با زبان روزه به کارگری مشغول بود و اوقات فراغتش را بیشتر با قرآن می گذراند و کشاورز زاده ای ساده و باوقار بود و قدر کار و تلاش و زمان را میدانست و در فرصت های به دست آمده به کمک پدر کار در مزرعه می شتافت و یکی از توفیقات خانوادگی اش تاکید و التزام وی به حدود و مسائل صداقت، درستکاری و پاکدامنی او مورد تأیید دوست و دشمن بود.
شهید آزور در انقلاب اسلامی نقش آفرین بود و با شروع جنگ تحمیلی از طرف ارتش جهت گذراندن دوره به خدمت فرا خوانده شد و شور و اشتیاقی وصف ناشدنی برای حضور در جبهه داشت و شاید اولین فردی از منطقه بود که در آن مقطع حساس جنگ به ندای حضرت امام خمینی(ره) برای دفاع از اسلام و انقلاب لبیک گفت و با معرفی خود به یگان مربوطه از ،ششم اسفند ماه سال ۱۳۵۹ تا ششم، شهریور ماه سال ۱۳۶۰ به مدت شش ماه دوران خدمت احتیاط را در واحد توپخانه تیپ ۴۴ «اصفهان» در محور عملیاتی ماهشهر» ـ «آبادان» در جبهه گذراند.
او از اینکه در خط مقدم حضور نداشت نگران بود و آرزو میکرد بتواند در خط اول حاضر شود ، لذا پس از پایان خدمت و هر بار که مرخصی احتیاط هنوز چند روزی نگذشته بود که تعدادی از جوانان منطقه در قالب کاروان اعزامی از طریق سپاه شهرستان ایذه عازم جبهه حق علیه باطل شدند و او نیز مشتاقانه به همراه همین گروه به منطقه عملیاتی اعزام بین نیروهای خودی و دشمن صورت گرفت.
وی در رسته کمک آر پی چی زن تلاش می کرد و عاشقانه می درخشید و در حین عملیات محدودی که در روستای «دهلاویه» «سوسنگرد» صورت گرفت به گفته همرزمانش او تا تاریخ ۱۳۶۰/۶/۲۷ این اسطوره مقاومت و صداقت بر اثر ترکش خمپاره که آخرین نفس جانانه و به صورت فوق العاده فعالیت نمود و سرانجام به آرزوی دیرینه خود که همانا وصال معبود بود رسید و عنوان و مدال افتخار آمیز اولین شهید بسیجی شهرستان باغملک و اولین شهید دفاع مقدس شهرستان صیدون را از آن خود نمود و پیکر مطهرش در شهرستان صیدون و امام زاده سید بهزاد تشییع شد و به خاک سپرده شد.
بخشی از وصیت نامه شهید آزور
به علت کوتاهی زمان اعزام تا شهادت متأسفانه وصیت نامه مکتوبی از ایشان به دستمان نرسید ولی در دفترچه خاطرات جیبی وی توصیه عمل به احکام شرعی ، حفظ وحدت و برادری و پیروی از امام امت را تاکید نموده است که نمونه هایی ذکر می شود؛
هیهات که مردم نباید دنیا پرست باشید ، باید دنبال سعادت باشید و این قدر به مال دنیا حرص نزنند ، شما سعی کنید که اول نماز را به خوبی اقامه نمایید و خدا روزی شما را میدهد.
ای مردم شما باید همه با هم برادر باشید تا منافقان در بین شما نفاق نیندازند ، ما باید همه پیرو حضرت روح اله خمینی باشیم تا رستگار شویم.