
به گزارش خبرگزاری بسیج خوزستان، امروز خرمشهری ها روایتگر روایتی متفاوت بودند روایتی از دلتنگی و بدرقه، در حالی که جمعیت انبوهی از گوشهوکنار شهر خود را به مراسم تشییع رسانده بودند، فضای شهر در ماتم از دست دادن رهبری فرو رفت که سالها بر سرنوشت این ملت سایهگستر بود.تاریخ، ورقهای خود را با جوهر سنگینی سیاه کرده است. برای آنان که در هیاهوی روزمرگیها، فرصت حضور در مراسم اصلی تشییع پیکر رهبر فرزانه انقلاب، حضرت آیتالله سید علی خامنهای را از دست دادند، این آخرین دیدار، نه یک مراسم که یک میعادگاه است.
میعادگاهی میان امت و امامی که بیش از سه دهه، کشتی انقلاب را در تلاطمهای سهمگین جهان به سوی ساحل عزت و اقتدار هدایت کرد.
امروز، خیابانهای این سرزمین دیگر تنها مسیر عبور نیستند؛ این مسیرها، امتداد بغضهایی است که در گلو مانده بود. کسانی که به هر دلیل، در خیل عظیم جمعیت روز تشییع حضور نداشتند، امروز با دلی لرزان و چشمانی گریان، برای جبران جاماندگی آمدهاند.
اینجا، سکوت رساتر از هر فریادی است. وقتی در برابر جایگاه وداع قرار میگیری، انگار تمام سالهای حضور او در ذهن مرور میشود؛ از آن روزهای سخت دفاع مقدس تا ایستادگی در برابر تحریمها و توطئهها. او که خود، معلمِ «ایستادن» بود، اکنون در آرامش ابدیاش، درسی بزرگتر به ما میدهد: «تداوم راه».
این آخرین دیدار، فرصتی است برای با خود خلوت کردن؛ برای اینکه بپرسیم در غیابِ ناخدایِ بابصیرت، چگونه باید سکاندار آرمانهای او باشیم؟ حضور جاماندگان، تنها یک ادای احترام نیست؛ بلکه پیمانی است که زیر لب زمزمه میشود: «اگر در روز وداعِ همگانی نبودی، در روزِ استمرارِ راه، پیشگام باش.»
سید ما، اکنون به دیدار معبود شتافته است، اما سایهسار اندیشههای او بر سر این خاک باقی است. این آخرین دیدار، پایانِ قصه نیست؛ بلکه آغازِ فصلی نو است. فصلی که در آن، هر جامانده، خود به راویِ راه تبدیل میشود.
آرام بخواب ای قافلهسالار؛ ما در این آخرین وداع، نه فقط پیکر تو، که عهدنامه ایستادگیات را بر دوش میکشیم.