۲۱ / تير / ۱۴۰۵ - 12 July 2026
09:09
کد خبر : 9734008
۱۲:۰۰

۱۴۰۴/۰۹/۱۸
یادداشت سردبیر/نگذاریم مظلومیت مادرمان، به تفکر وحوش وهابی مهرسکوت بخورد...

فاطمه(س) جریانی است که سکون ندارد

فاطمه زهرا(س) برای شیعه، معیار زن کامل نیست؛ معیار «انسان کامل» است. انسانی که بندگی‌اش عین آزادی است و سکوتش فریاد حقیقت. فاطمه(س) جریانی است که سکون ندارد.. مثل رود... مثل دریا ...

قزوین_در تاریخ اسلام، هیچ نامی به اندازه نام «فاطمه(س)» در متن نور، حقیقت و مظلومیت، تنیده نشده است. فاطمه زهرا(س)، نه فقط دختر پیامبر است و نه تنها یک زن قدسی در تاریخ؛ بلکه به تعبیر روایات شیعی، «حقیقتی ماورایی»، «جوهری الهی» و «ریشه‌ای از بهشت» است که در کالبد یک انسان آشکار شد تا معیار حق و باطل باشد. در نگاه شیعه، حضرت زهرا(س) تنها یک شخصیت تاریخی نیست؛ او «آیت کبری» است، آیینه تمام‌نمای خشنودی الهی و تبلور اراده خداوند در زمین.

 

در منابع معتبر شیعی، حضرت زهرا(س) حقیقتی است که پیش از آفرینش بشر، پیش از پیدایش زمین و زمان، به نور الهی آفریده شد. آن‌گونه که در برخی روایات آمده است، خداوند متعال جهان را به نور محمد و علی و فاطمه و فرزندان ایشان زینت بخشید. این بیان، نه صرفاً یک توصیف شاعرانه، بلکه جایگاهی است که شیعه برای این بانو قائل است. فاطمه(س) دختری که پیامبر درباره‌اش فرمود: «فاطمه پاره تن من است؛ هر که او را بیازارد مرا آزرده است.» و در نگاه پیامبر، آزار فاطمه(س)، نه آزار یک دختر، بلکه آزار رسالت است.

 

او بانویی است که در بنیان هستی، در کنار نور نبوت و ولایت قرار گرفت. در روایت آمده است: «خداوند به فاطمه مباهات می‌کند.» در کدام مذهب و مکتب، یک زن چنین جایگاهی دارد که خداوند به وجود او افتخار کند؟ این مقام، جایگاه یک انسان معمولی نیست؛ این مقام یک «انسان کامل» است، انسانِ مَظهر خداخواهی، عدالت، مقاومت و نور.

 

دختر نبوت، همسر ولایت، مادر امامت

 

فاطمه(س) سلسله‌ای از نور است. نسب او، نسب خاکی نیست؛ نسبی است که از آسمان شروع می‌شود. او دختر پیامبری است که خاتم رسالت است. از دامان او به دنیا آمدن، به معنای پرورش در دامان وحی است.

 

او همسر امیرالمؤمنین علی(ع) است. نخستین ایمان‌آورنده و معیار عدالت و حقیقت و پیوند فاطمه و علی، یک ازدواج نیست؛ یک «میثاق الهی» است، اتصال نبوت و ولایت است.

 

و زیباترین وجه جایگاه بانوی دوعالم، مادر حسنین(ع) و ام‌الأئمه بودن اوست. فاطمه(س) مکتب تعالی یازده امام معصوم است و این خود نشانه‌ای از عظمت روحی اوست. این جایگاه اصلی و نسبی، به خودیِ خود کافی است تا شأن او را بالاتر از هر مقیاس تاریخی قرار دهد؛ اما فاطمه(س) تنها با «نسب» بر تخت کرامت ننشست، او با مکتب و عمل، بر تاریخ بشر اثرگذار است. آنجا که برای «ولایت» سربازی می‌کند و در کنار نقش دختر نبوت و همسر ولایت و مادر امامت بودنش، سپری مقتدر برای پاسداری از مظلومیت ولایت می‌شود.

 

فاطمه(س) معیار انسان کامل

 

در جهان بشری، کم‌اند زنانی که نامشان فراتر از زمان و مرزها، همچون پرچم هدایت بدرخشد. فاطمه زهرا(س) برای شیعه، معیار زن کامل نیست؛ معیار «انسان کامل» است. انسانی که بندگی‌اش عین آزادی است و سکوتش فریاد حقیقت. در میان مردان و زنان وارسته، هیچ‌کس را به مقام فاطمه نمی‌توان رساند؛ نه از جهت معرفت، نه از جهت اخلاق، نه از جهت طهارت روح. او تجسم عینی آیه تطهیر است. در منابع دینی شیعه، در خانه‌ای که او در آن زندگی می‌کرد، جبرئیل رفت‌وآمد داشته و پیامبر(ص)، مقابل او به احترام می‌ایستاده و این احترام یک پدر به دختر نبوده بلکه احترام یک رسول به حجت الهی بود.

 

مظلومیت فاطمه زهرا(س) تنها در رخدادهای پس از رحلت پیامبر خلاصه نمی‌شود؛ مظلومیت او، مظلومیت حقیقتی است که بشریت قدرش را ندانست. حتی شأن واقعی این بانوی برجسته برای کسانی که ادعای همراهی با پیامبر داشتند نیز قابل درک نبوده است. ظلمی که بر فاطمه(س) روا شد و سکوتی که در برابر حق او شکل گرفت، تبدیل شد به زخمی که تا آخرالزمان بر پیشانی تاریخ و به ویژه شیعه باقی می‌ماند.

 

در نگاه شیعه، این مظلومیت، مظلومیت یک فرد نیست. مظلومیت ولایت است. آن روز که لشگر کفر پشت در خانه مولا علی(ع) صف کشیدند، همان روز که بانو جانمان محسن را باردار بود، همان روز که برای ورود به خانه‌ای که اذن ورود نداشتند، اما در را با زور چکمه‌های سربازان خصم می‌شکنند و امیرالمومنین را برای بیعت اجباری، دست بسته مقابل چشم اهل بیت پیامبر خدا از خانه می‌برند، همان روز که آتش به در خانه می‌زنند این لشگر از خدا بی‌خبر، همان روز که فاطمه در نبود علی، پاسدار خانه امامت و ولایت است، همان روز که مسمار بر در کوفته، پهلوی مادر مظلوممان را می‌درد، او تنها از حق شخصی خود دفاع نمی‌کند، بلکه از حق «ولایت علی» دفاع می‌کند، از حق امت، از حق شیعه. از حق حقیقت.

بانو در چند خط خطبه‌اش، همه تاریخ را تکان می‌دهد، خطبه‌ای که اگر امروز بازخوانی شود، تحلیل سیاسی آن، خط به خط، روایت این روزهای جامعه بشری است.

 

هر چه از مظلومیت فاطمه(س) بگویم، کم است. فاطمه(س) مظلوم است، همسرش مظلوم است، فرزندانش مظلومند و شیعه، پس از قرن‌ها، همچنان مظلوم است. شیعه، امروز، مورد تاخت‌وتازهای بی‌امان است.

 

آنچنان می‌تازند که فرقه‌های بیشمار و کهنه و نوظهور به خود اجازه می‌دهند، تاریخ بلند شیعه را تحریف کنند و کار به آنجا می‌کشد که به دنبال جریان ایستادگی فاطمه(س) بر سر ولایت، که تاکید موکد رسول‌الله(ص) در غدیرخم است، را دستخوش توهمات و تفکرات وهابی گرایانه می‌کنند و وای بر ما اگر در این سکوت عمیق، تاریخ شیعه به تاراج رود و مظلومیت مادرمان، به توهم وحوش وهابی مهرسکوت بخورد...

 

فاطمه زهرا(س)، نه فقط الگوی زنان مومنه و وارسته جهان، که پناه و چراغ راه مردان مرد روزگار است. آنجا که حاج قاسم عزیز از لحظه شهادت فرزندان ایران در دامان مادر، در کانال ماهی می‌گوید ... همان‌جا که مادران شهدا نبودند تا فرزندان مظلومشان را در آغوش کشند و التیامی بر زخم‌هایشان باشند... آنجا که مردان مرد در پشت خاکریزها و میدان‌های نبرد برای، سربند یا فاطمه، به یکدیگر التماس می‌کردند... آنجا که رمز عملیات‌های دشمن شکن با ذکر «یا فاطمه» بود... فاطمه(س)، ذکر نماز شب‌های شب‌زنده‌داران بوده و هست... 

 

فاطمه(س) جریانی است که سکون ندارد.. مثل رود... مثل دریا ...

 

سهیلا عظیمی

انتهای پیام/۱۰۱۰


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید