۲۲ / تير / ۱۴۰۵ - 13 July 2026
19:28
کد خبر : 9736680
۱۶:۳۹

۱۴۰۴/۰۹/۳۰
گزارش بسیج از قزوینی‌ها و آیین و آداب شب‌چله؛

یلدای قزوینی‌ها از «کُرسی سَری» تا شال اندازی تازه داماد از باجه‌خانه

یکی از رسومی که در شب چله و البته در روستاهای قزوین متداول بود رسم شال انداختن بود. در این مراسم، پسر جوانی که از دختر خانواده‌ای خوشش می‌آمد و از او درخواست خواستگاری داشت در شب چله شالش را از سقف پشت بام خانه آن دختر از درجی‌سران یا باجه‌خانه آویزان می‌کرد و ...

قزوین_ به گزارش بسیج، محمدحسن سلیمانی، قزوین‌پژوه و جامعه شناس قزوینی در یادداشتی با اشاره به سنت‌های اصیل قزوین در شب یلدا نوشت؛  در فرهنگ ایرانیان، شب آغازین چله بزرگ نه فقط از آن جهت که بلندترین شب سال است؛ بلکه از این رو که نویددهنده انقلاب فصول و سرآغاز زایش دوباره خورشید بود؛ اهمیت بسیار داشت. ایرانیان باستان با باور اینکه فردای شب چله بزرگ با طلوع خورشید، روزها بلندتر شده و تابش نور ایزدی فزونی می‌یابد، بلندترین شب سال را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و با برافروختن آتش و گستراندن سفره‌هایی چون سفره نوروز، برای آن جشن بزرگی برپا می‌کردند.

قزوینی‌ها‌ این آیین کهن را با رفتن به خانه بزرگترها به جای می‌آورند. به باور مردم قزوین، صرف هندوانه و میوه‌های مختلف خشک و تر سرخ‌فام ازجمله انار و خرمالو، همراه با خوراکی‌های دیگر چون کشمش، گردو، تخمه، آجیل مشکل‌گشا، انجیرخشک که به «شب چره» معروف است و نیز انگور آوینگی، شُگون داشته و زمستانی پربرکت را نوید می‌دهد. ضمن آنکه این باور در قزوینی‌ها همچنان باقی است که خوردن هندوانه در زمستان، باعث قوت تن و جان در تابستان شده و مزاج آدمی را از سردی و عطش در فصل گرما دور می‌سازد.

در گذشته هنگامی که مادربزرگ‌ها در آوردن تنقلات تاخیر می‌کردند، کوچک‌ترها شعر «هرکه نیارد شب چره/ انبارش ِموش بِچره» سر می‌دادند، و همین باعث می‌شد تا مادربزرگ‌ها در آوردن «شب چره» تعجیل کنند. از جمله دیگر آداب مردم قزوین در شب‌نشینی چله، خوردن هویج‌پلو و شیرین پلو و گاهی کوفته آبی یا سبزی پلو با ماهی دودی بود و این‌گونه بلندترین شب سال را به اولین صبح زمستانی گره می‌زنند. به عقیده مادربزرگ‌های قزوینی، اگر در شب چله، ننه سرما گریه کند؛ باران می‌بارد، اگر پنبه‌های لحاف او بیرون بریزد، برف می‌آید و اگر گردنبند مرواریدش پاره شود؛ تکرگ خواهد آمد!

در برخی از مناطق و محله‌های قزوین نیز که ساکنان آن عموما باغدار و کشاورز بودند مردم در شب‌چله، کله‌پاچه گوسفند بار می‌گذاشتند و بعد از خوردن شام، استخوان‌های آن را بیرون نمی‌ریختند تا در فصل بهار و یا پاییز در جالیز و زمین کشاورزی بریزند و برخی دیگر استخوان‌های کله پاچه را می‌سوزاندند و گرد آن را در جالیز می‌ریختند تا با انجام این دو روش، محصولاتشان شَته نزند. همچنین بعضی دیگر به مناسبت شب‌چله، آش شیر برنج درست می‌کردند و آن را با شیره می‌خوردند و عقیده داشتند که خوردن آن در این شب خاصیت فراوانی دارد.

از جمله دیگر رسوم شب چله در قزوین که خوشبختانه در سال‌های اخیر، پس از چند سال که کمتر خبری از آن شنیده می‌شد، بار دیگر به فرهنگ یلدایی قزوینیان بازگشته، فرستادن «خُنچه‌ی چله» به خانه عروس است. گرچه این رسم، چون دیگر رسوم شب یلدا، در پاره‌ای دیگر از نقاط ایران نیز متداول بوده و خانواده داماد، براساس فرهنگی دیرینه، در نخستین شب چله‌ای که عروسی را برای فرزند خود برگزیده و نشان کرده‌اند، به تناسب توانایی خود، خنچه‌ای را به خانه عروس می‌فرستند، اما همواره این رسم زیبا در قزوین با شکوه و آئین خاصی همراه بوده است.

در فرهنگ کهن قزوینیان، در چند هنگام توسط خانواده داماد برای دختر نشان شده به عنوان عروس، هدیه و کادویی به صورت خنچه فرستاده می‌فرستادند که از جمله آن‌ها، شب چلّه یا یلدا بوده است. مادر و خواهران داماد، با فراهم کردن آجیل چهار مغز شور و شیرین، ۷ رقم میوه خشک و تازه شامل انگور، انار، هنداونه، انجیر و همچنین شیرینی و کله قند، آنها را در خُنچه‌های بسیار زیبایی می‌آراستند و همراه با کادویی که نوعاً شامل؛ پارچه یا لباس زنانه بود به عنوان «هدیه زمستانه» به خانه عروس می‌فرستادند. این در حالی بود که در میان هدایای خانواده‌های اشرافی و صاحب تمکن، علاوه بر پارچه و لباس، گاه ترمه‌های زربافت و انگشتر طلای نگین‌دار یا سینه آویز طلا و… نیز دیده می‌شد.

خنچه‌های خانواده‌های متمول توسط طبق‌کش‌ها به صورت ویژه‌ای به خانه عروس فرستاده می‌شد، ولی خانواده‌های غیرمتمول و متوسط و پایین‌تر، خنچه‌های خود را در داخل یک سینی یا مجمعه بزرگ قرار داده و توسط داماد و همراهی یکی از خواهران یا زنان نزدیک فامیل برای عرض مبارک‌باد شب چله راهی خانه عروس می‌کردند و خانواده عروس نیز از آنان با چای و شیرینی پذیرایی می‌کردند.

این رسم در برخی از روستاهای استان قزوین، با نام «کُرسی سَری» برگزار می‌شود. خانواده داماد، همزمان با اولین شب چله‌ای که عروسی برای پسر خود برگزیدند مجمعه یا سینی بزرگی بر روی کرسی می‌گذارند و بستگی به تمکن مالی خود، یک قواره پارچه یا لباس، هندوانه و میوه و شیرینی و تنقلات در کنار آن در داخل مجمعه یا سینی می‌گذارند و پس از تزئین، آن را به خانه نوعروس خود می، فرستند؛ رسمی که به آن «کُرسی سَری» گفته می‌شود و کماکان در این روستاها متداول است.

 

از رسوم دیگری که در شب چله و البته در روستاهای قزوین متداول بود رسم شال انداختن بود. در این مراسم، پسر جوانی که از دختر خانواده‌ای خوشش می‌آمد و از او درخواست خواستگاری داشت در شب چله شالش را از سقف پشت بام خانه آن دختر از درجی‌سران یا باجه‌خانه آویزان می‌کرد و اگر خانواده دختر تمایل به دادن دخترشان به این پسر جوان بودند به آن شال هدیه‌ای می‌بستند. معمولاً در بین خانواده دختر هم مرسوم بود که جورابی را به این شال می‌بستند و برخی دیگر هم جوراب به این شال می‌دوختند و داخل آنکه کیسه مانند بود هدیه می‌گذاشتند این هدیه‌ها در حد یک جفت جوراب و یک مشت نخود کشمش بود.

 

سنت‌های کهن، سهم بسزایی در نزدیکی قلوب و جاری شدن مهربانی بین انسان‌ها داشته‌اند و آئین شب چله نیز چون دیگر آئین‌های ایرانی، این‌گونه هستند. یقیناً به هر میزان که از سنت‌ها و آئین‌های ملی و دینی فاصله بگیریم، از جامعه‌ای مهربان و آکنده از صفا و صمیمت دور خواهیم افتاد و آن‌گونه خواهیم شد که متأسفانه اینک، بسیار شاهد آن هستیم.

 

انتهای پیام/۱۰۱۰


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید